به گزارش خبرگزاری ایمنا، نقطه عطف آغازین تصمیم جدید و احمقانه ترامپ به بنبست مذاکرات اسلامآباد بازمیگردد. هیئتهای ایران، آمریکا و پاکستان پس از بیش از ۲۱ ساعت گفتوگوی فشرده در سطوح عالی و کارشناسی، سرانجام در سحرگاه ۲۳ فروردین بدون دستیابی به هرگونه توافقی، اسلامآباد را ترک کردند. معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس، بامداد یکشنبه تأیید کرد که این گفتوگوها بدون توافق برای بازگشایی تنگه یا تمدید وقفه شکننده در درگیریها پایان یافته است.
کارشناسان سیاسی معتقدند زیادهخواهیهای طرف آمریکایی عامل اصلی این شکست دیپلماتیک بود. ایران در حالی از موضع قدرت پای میز مذاکره حاضر شده بود که واشنگتن با اصرار بر خواستههای فراتر از چارچوبهای بینالمللی، عملاً مسیر گفتوگو را مسدود کرد. این نخستین شکست ترامپ در عرصه دیپلماسی در برابر ایران محسوب میشد.

اعلام محاصره دریایی؛ نمایشی برای جبران شکست
چند ساعت پس از پایان مذاکرات اسلامآباد، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال دست به اقدام نمایشی دیگری زد. او با انتشار لینک مقالهای در مورد محاصره دریایی ونزوئلا (که به دستگیری نیکلاس مادورو انجامید)، نوشت: «اگر ایران کوتاه نیاید کارت آمریکا: محاصره دریایی.»
همزمان، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) طی بیانیهای مدعی شد که این عملیات با دستور رئیسجمهور آمریکا اجرایی میشود و قرار است از تردد شناورها به مقصد یا از مبدأ بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان جلوگیری کند.
ترامپ در همان روز شنبه هشدار خود را تکرار کرد که دولتهای خارجی نباید به ایران سلاح ارسال کنند و تهدید کرد هر کشوری که به تهران کمک کند با پیامدهای شدید روبهرو خواهد شد. این هشدار بهطور گسترده بهعنوان پیامی به پکن و مسکو تفسیر شد؛ آن هم پس از گزارشی که مدعی بود ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چین ممکن است در حال آمادهسازی برای ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران باشد – ادعایی که پکن آن را رد کرد.

واکنش فوری بازارها و هشدار رسانههای جهانی
بلافاصله پس از اعلام این طرح، قیمت نفت جهشی ۸ درصدی را تجربه کرد و از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. آسوشیتدپرس در گزارشی هشدار داد که محاصره بنادر ایران توسط آمریکا احتمالاً باعث بسته شدن تنگه بابالمندب توسط نیروهای یمنی خواهد شد که «لایه دیگری» از فشار را بر صنعت کشتیرانی جهانی اضافه میکند.
بلومبرگ نیز در تحلیلی عمیق نوشت: «ایران در برابر راهبرد افزایش تنش بسیار مقاوم است؛ محاصره دریایی فقط قیمت نفت را بالاتر میبرد و به نفع آمریکا تمام نمیشود.» این رسانه مالی برجسته تأکید کرد که ایران حدود ۱۷۴ میلیون بشکه نفت خود را در دریا ذخیره کرده و محاصره دریایی در عمل به آن دسترسی ندارد.
وال استریت ژورنال در گزارشی راهبردی به نکته کلیدی دیگری اشاره کرد: «موفقیت ایران نیازی به شکست نظامی نیروی دریایی ایالات متحده ندارد؛ کافی است ایران ناوبری را به اندازهای ناامن کند که شرکتهای کشتیرانی و بیمه عملیات خود را به حالت تعلیق درآورند. محاصره ممکن است نیازی به متوقف کردن همه کشتیها نداشته باشد، فقط بازار را بترساند.»

انزوای آمریکا در میان متحدان سنتی
در اقدامی که نشان از عمق انزوای واشنگتن داشت، حتی متحدان نزدیک آمریکا نیز از این طرح حمایت نکردند. آنتونی آلبانیز، نخستوزیر استرالیا، رسماً اعلام کرد که این کشور هیچ درخواست رسمی از سوی آمریکا برای مشارکت نظامی در محاصره دریایی بنادر ایران دریافت نکرده است. او تأکید کرد: «از ما درخواستی نشده است و من انتظار ندارم که چنین درخواستی داشته باشیم.»
مادلین کینگ، وزیر منابع استرالیا نیز محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا را اقدامی دانست که در زمانی که به شدت به کاهش تنش نیاز بود، چالشی جدی برای تجارت بینالمللی ایجاد کرده است. وی افزود: «این مسئله وضعیت بسیار دشواری را برای تجارت جهانی ایجاد میکند. واقعاً بهترین کاری که استرالیا میتواند انجام دهد این است که هر دو طرف را تشویق کند که به میز مذاکره برگردند.»
بریتانیا، دیگر متحد کلیدی واشنگتن، نیز تاکنون از این طرح حمایت نکرده و موضعی محتاطانه در پیش گرفته است. این عدم همراهی، شکاف عمیق در ائتلاف سنتی غرب را در قبال بحران تنگه هرمز آشکار میسازد.

تحلیل کارشناسی: جغرافیا و پنج دلیل شکست محاصره
دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل، در تحلیلی صریح اذعان کرده است که برگ برندهای که ترامپ در قبال ایران از آن صحبت میکند، قطعاً به شکست آمریکا میانجامد. این تحلیلگر ارشد امنیتی تأکید کرد: «ایران نه با موضع ضعف که با قدرت وارد مذاکرات شد. مشکل آمریکا این است که اگر جنگ را شدت دهد، لزوماً ایران تسلیم نمیشود بلکه ممکن است آسیب بیشتری به اقتصاد جهان وارد کند.»
سیترینوویچ در تشریح موانع پیش روی آمریکا گفت: «محاصره دریایی مستلزم آن است که نیروهای آمریکایی در فاصله بسیار نزدیکی از خط ساحلی ایران عملیات انجام دهند که به میزان قابلتوجهی در معرض خطر قرار میگیرند. وسعت جغرافیایی و توانمندیهای نظامی ایران به این معناست که تداوم چنین عملیاتی نیازمند تخصیص قابلتوجه و طولانیمدت منابع آمریکایی خواهد بود.»
در باریکترین نقطه، عرض تنگه هرمز تنها حدود ۲۰ مایل (۳۲ کیلومتر) است؛ ویژگیای که به نفع تاکتیکهای نامتقارن ایران عمل میکند. قایقهای کوچک ایران نسبت به ناوهای بزرگ سختتر شناسایی میشوند و میتوان آنها را در پایگاههای ساحلی زیرزمینی یا در میان قایقهای ماهیگیری پنهان کرد. افزون بر این، ایران میتواند از خشکی نیز کشتیرانی را تهدید کند؛ با استفاده از موشکهای ضدکشتی مستقر روی کامیون یا پایگاههای ساحلی که بر مسیرهای عبور اشراف دارند، بدون نیاز به اعزام کشتی.
تحلیلگران بینالمللی پنج دلیل اصلی برای شکست حتمی این طرح برمیشمارند:
۱. تنش با قدرتهای جهانی – سیانان هشدار داده که محاصره دریایی آمریکا علیه ایران میتواند به چین مشروعیت بیشتری برای اجرای سناریوی مشابه در برابر تایوان بدهد.
۲. فلج شدن زنجیره تأمین جهانی – اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، زنجیره تأمین انرژی جهان را با بحران بیسابقهای مواجه میکند.
۳. به خطر افتادن امنیت جمعی خلیج فارس – کشورهای منطقه که به ثبات وابسته هستند، نمیتوانند از تشدید تنشها سود ببرند.
۴. جنگ فرسایشی – حفظ کنترل دائمی بر آبهای نزدیک سواحل ایران به منابع عظیم و مداوم آمریکا نیاز دارد و حتی در این صورت نیز امکان مزاحمت و حملات غافلگیرانه باقی میماند.
۵. ناتوانی در انسداد کامل مرزهای زمینی ایران – جمهوری اسلامی از مرزهای زمینی گسترده با کشورهای همسایه برای تأمین نیازهای خود بهره میبرد.

اعتراف تلویحی ترامپ به ناتوانی
در اقدامی که بهعنوان اعتراف به شکست راهبرد فشار حداکثری تعبیر شد، ترامپ روز ششم آوریل (۱۷ فروردین) – یک روز پیش از تن دادن به آتشبس – در مقابل دوربینها گفت: «خب، اگر حق انتخاب داشتم، دوست داشتم چه کار کنم؟ نفت ایران را بردارم. متأسفانه، مردم آمریکا دوست دارند ما به خانه برگردیم.»
این سخنان که با لحنی توأم با عصبانیت و کاربرد کلماتی بیادبانه و خارج از عرف یک رئیسجمهور ادا شد، نشاندهنده فشار داخلی بر کاخ سفید بود. برگ برنده ایران – یعنی افزایش قیمت نفت و فشار بر اقتصاد جهان – نهتنها تهران را با قدرت وارد مذاکرات کرده بود، بلکه اثرات اقتصادی آن در سراسر جهان، فشار دولتهای دیگر برای پایان یافتن تهاجم به ایران را برای ترامپ به دنبال خواهد داشت.
سیترینوویچ در پایان تحلیل خود نتیجه میگیرد که این رویکرد پیشرفت قاطعی در پی نخواهد داشت؛ هرچند فشار اقتصادی برای ایران خواهد داشت، اما با توجه به مرکزیت خلیج فارس در جریان انرژی جهان، تنش در بازارهای جهانی و ثبات منطقهای نیز افزایش خواهد یافت. او پرسش کلیدی را مطرح میکند: «اگر این رویکرد واقعاً قاطع بود، چرا زودتر دنبال نشد؟»
تنگه هرمز، خط مقدم اقتدار ایران
تنگه هرمز بار دیگر به عنوان خط مقدم اقتدار جمهوری اسلامی ایران در برابر زیادهخواهیهای آمریکا، نشان داد که هرگونه تلاش برای تحدید قدرت تهران، با شکست راهبردی و هزینههای سنگین برای واشنگتن و متحدانش همراه خواهد بود. واشنگتن با نادیده گرفتن واقعیتهای ژئوپلیتیک و توانمندیهای اثباتشده ایران، خود را در باتلاقی فرسایشی گرفتار کرده است که نه راه خروج آسان دارد و نه پایانی نزدیک.
آنچه امروز در خلیج فارس در حال رخ دادن است، نه یک محاصره، که نمایشی از اقتدار یک ملت مقتدر در برابر زورگویی یک ابرقدرت رو به افول است. آمریکا که در میدان دیپلماسی شکست خورده و در میدان جنگ نیز نتوانسته به اهداف خود دست یابد، اکنون در پیچوخم تنگه هرمز با واقعیتی انکارناپذیر روبهروست: ایران تسلیمناپذیر است و تنگه هرمز، همچنان برگ برندهای در دستان تهران خواهد ماند.
نظر شما