به گزارش خبرگزاری ایمنا، در جریان تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران، یکی از شرمآورترین و جنایتکارانهترین حملات، هدف قرار دادن مدرسهای در شهر میناب بود. در این حمله وحشیانه و ناجوانمردانه ۱۶۸ دانشآموز بیگناه به شهادت رسیدند.
این فاجعه، نهتنها قلب ملت ایران را به درد آورد، بلکه به نمادی از مقاومت و ایستادگی تبدیل شد و تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات اسلامآباد، با نام رمز «میناب ۱۶۸» شناخته شد؛ پیامی واضح و رسا به جهان که ملت ایران، خون فرزندانش را فراموش نخواهد کرد و تا آخرین نفس، پای کرامت، استقلال و عزت خود خواهد ایستاد.
جنایات جنگی و شهدای والامقام ایران
جنگ تحمیلی اخیر، بار دیگر چهره کریه استکبار جهانی و همپیمانان صهیونیستش را آشکار ساخت. آمریکا و رژیم صهیونیستی در این تجاوز، دست به جنایاتی زدند که در تاریخ معاصر بیسابقه بود، در جریان این تجاوز نظامی، رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند؛ تروری ناجوانمردانه که ملت ایران را در بهت و اندوه فرو برد. جمعی از فرماندهان و مقامات ارشد نظامی و دولتی جمهوری اسلامی ایران نیز به شهادت رسیدند؛ کسانی که سالها در راه دفاع از کشور و انقلاب تلاش کرده بودند.
حملات به مناطق مسکونی و غیرنظامی یکی از شرمآورترین ابعاد این جنگ بود، محلههای مسکونی، بیمارستانها، مدارس و اماکن مقدس هدف بمباران قرار گرفتند و جان و مال هزاران نفر در معرض خطر و نابودی قرار گرفت و خانههای ویران، خانوادههای آواره و کودکان یتیم، نتیجه مستقیم این جنایات بود.
شهدای این جنگ، دردی فراموشنشدنی بر دل ملت ایران گذاشتند، هر شهید، یک قصه ایثار و فداکاری بود؛ پدرانی که رفتند تا فرزندانشان زنده بمانند، مادرانی که فرزندانشان را دادند تا آینده کشور حفظ شود و جوانانی که جان را فدای ناموس کردند و این شهدا، میراثی جاودان از مقاومت هستند که هیچ قدرتی نمیتواند از بین ببرد.

ورود ایران به مذاکرات با ۲ بال پیروزی منطق و اقتدار
جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات با پیشفرضی روشن و شفاف حضور یافت، ایران هرگز جنگطلب نبوده و نیست و این موضوعی است که بارها از سوی مقامات عالیرتبه کشور اعلام شده است. ایران خواهان صلح و ثبات در منطقه است، اما این صلح باید بر پایه احترام متقابل و مداخله نکردن در امور داخلی کشورها باشد.
در عین حال، ایران مقاومت را بهخوبی میداند، ملت ایران در طول تاریخ بارها ثابت کرده که در برابر زورگویی و استکبار تسلیم نخواهد شد. فرزندان این ملت در نیروهای مسلح، جان فدایانی هستند که برای هر وجب از خاک میهن، تا آخرین نفس خواهند جنگید و این پیامی بود که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی باید درک میکردند.
هیئت مذاکرهکننده ایران با نام «میناب ۱۶۸» وارد مذاکرات شد؛ هیئتی که نامش، یادآور فداکاری و شهادت ۱۶۸ دانشآموز بود. این انتخاب، پیامی واضح به طرف مقابل بود که ایران با منطق و استدلال پای میز نشسته، اما پشتوانه این منطق، مقاومت و ایستادگی ملتی است که هرگز تسلیم نخواهد شد.
ایران با پیششرطهایی منطقی وارد مذاکرات شد؛ شرطهایی که بر پایه احترام به حاکمیت ملی و منافع مشروع کشور بود و این رویکرد، نشاندهنده بلوغ دیپلماتیک و قدرت نظامی و سیاسی ایران بود.
آمریکا پشت میز مذاکره؛ از تهدید تا التماس
آمریکا در ابتدای این جنگ، با تهدید و زورگویی وارد میدان شد و ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از نابودی تمدن ایران سخن گفت؛ تهدیدی پوچ و بیاساس که تنها نشاندهنده عمق ناامیدی و استیصال مقامات آمریکایی بود.
واقعیتهای میدانی، بهسرعت این تهدیدات را خنثی کرد، آمریکا و رژیم صهیونیستی نتوانستند به اهداف نظامی خود دست یابند، مقاومت جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح، آنها را با شکستی سنگین مواجه کرد و در این میان، بهای نفت و بنزین در آمریکا بهشدت افزایش یافت و این موضوع، فشار مضاعفی بر دولت ترامپ وارد آورد.
در چنین شرایطی، آمریکا ناگزیر به تغییر رویکرد شد و به جای تهدید، التماس آغاز شد. آمریکا از کشورهای مختلف خواست تا واسطهگری کنند و ایران را پای میز مذاکره بکشانند و این درخواست، در واقع اعتراف به شکست بود؛ اعتراف به اینکه زورگویی و فشار حداکثری نتیجهای نداشته و تنها راهحل، گفتوگو و مذاکره، آن هم به خواست ایران است.
آمریکا با خفت و خواری پای میز مذاکره نشست و برخلاف ادعاهای پوچ قبلی، این آمریکا بود که نیازمند توافق شده بود، نه ایران و این تغییر موازنه، نتیجه مستقیم مقاومت و ایستادگی ملت ایران بود.

معمای ترامپ؛ دو راهی بیراهه / آمریکا در موقعیتی ضعیفتر
تحلیلگران سیاسی و استراتژیک آمریکایی، بهخوبی وضعیت دشوار ترامپ را ترسیم کردند، به گفته این تحلیلگران، ترامپ دو راه بیشتر نداشت که یا خواستههای ایران را بپذیرد یا مقابل ایران بایستد و با بنزین شش دلاری و آیندهای مبهم و بدون پیروزی روبهرو شود و نکته کلیدی این بود که هیچ راه خروجی از این تله وجود نداشت.
پیتر شیف، اقتصاددان مشهور آمریکایی، با صراحت اعلام کرد که «ایران اکنون میداند آمریکا در موقعیت ضعیفتری قرار گرفته است. وی تأکید کرد که هیئت آمریکایی بدون هیچ توافقی در راه خانه است و با توجه به اینکه بعید است ترامپ تهدید خود مبنی بر نابود کردن تمدن ایران را عملی کند، قدم بعدی چیست؟ به نظر میرسد اکنون در موقعیت مذاکراتی بهمراتب ضعیفتری نسبت به قبل قرار داریم و ایران هم این را میداند.»
ملتی که برای آرمانها جان میدهد
جولیوس کیم، تحلیلگر آمریکایی، تحلیلی واقعبینانه از وضعیت ارائه داد، وی گفت «ترامپ فکر میکند میتواند با استفاده از زور، ملتی را وادار به تسلیم کند که ترسشان از مرگ، بسیار کمتر از ترس آمریکاییها از بنزین گالنی ۶ دلار است.» و این تحلیل، بهخوبی نشاندهنده تفاوت عمیق بین دو ملت است؛ ملتی که حاضر است برای آرمانها و ارزشها جان ببخشد در برابر ملتی که تنها نگران سطح زندگی و اقتصاد خود است.

واکنشهای بینالمللی؛ ایران هیچگاه تسلیم نمیشود
میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه نزد سازمانهای بینالمللی در وین، نسبت به اظهارات ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، واکنش نشان داد و با طعنه پرسید «آیا معاون رئیسجمهور واقعاً انتظار داشت که در عرض چند ساعت به توافقی در مورد چنین موضوع پیچیده و چندوجهی دست یابد؟ این امر در صورتی امکانپذیر بود که فقط یک طرف آماده تسلیم شدن باشد که در این مورد چنین نیست.»
وی تأکید کرد که اگر طرف آمریکایی به دنبال توافق است، باید برای چندین دور مذاکره همراه با جلسات متعدد در سطح کارشناسی آماده باشد؛ این الفبای دیپلماسی است.

ویتکاف به دنبال رونق کسب و کار
روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی تند به مذاکرهکننده مورد علاقه ترامپ، یعنی ویتکاف، پرداخت و نوشت: «وی بیش از آنکه صلح برقرار کند، به کسبوکار خودش رونق بخشیده است.»

ناامیدی و سرخوردگی در محافل آمریکایی
روزنامهنگاران آمریکایی نیز بیکار نماندند و یکی از آنها با طعنهای تند نوشت: «هیچ توافقی در کار نیست، تنگه هرمز هم باز نیست؛ قیمت بنزین در منطقه شما چطور است؟» این طعنه، بهخوبی نشاندهنده ناامیدی و سرخوردگی حاکم بر محافل آمریکایی است.

ترامپ در توهم
دیمیتری لاسکاریس، حقوقدان و خبرنگار، تحلیلی عمیق ارائه داد و گفت «ترامپ تا از توهم بیرون نیاید و واقعیت را نپذیرد، نمیتواند با ایران به توافق برسد.»

تسلط ایران بر اقتصاد جهانی
شبکه اسکاینیوز در گزارشی به مذاکرات پرداخت و نوشت: «ونس با فرضیهای سادهلوحانه به مذاکرات آمده بود. اگر آمریکاییها واقعاً به خاطر مسئله هستهای میز مذاکره را ترک کرده باشند، باید گفت با این فرض سادهلوحانه به اینجا آمده بودند که ایرانیها در همان روز اول مذاکرات تسلیم میشوند، اما در واقعیت، مسئله اصلی روی میز، تنگه هرمز و تسلطی بود که ایرانیها از این طریق بر اقتصاد جهانی پیدا کردهاند.»
زیادهخواهی آمریکا؛ عامل فروپاشی مذاکرات
مذاکرات اسلامآباد با وجود تمام تلاشها برای رسیدن به توافقی منطقی و عادلانه، به نتیجه نرسید و دلیل این شکست، یک چیز بود، زیادهخواهی آمریکا.
آمریکا با خیال اینکه ایران پس از جنگ و تحریمها تضعیف شده و تحت فشار است، با خواستههایی غیرمنطقی و تحقیرآمیز پای میز نشست، این کشور انتظار داشت که ایران تمام برنامههای هستهای خود را متوقف کند، از حمایت از مقاومت دست بردارد و از منافع ملت ایران دست بکشد، اما اشتباه میکرد، ایران و ایرانی هیچگاه زیر بار ظلم نمیرود.
ایران با این خواستههای یکجانبه مخالفت کرد و تیم مذاکرهکننده میناب ۱۶۸ نشان داد که ملت ایران حاضر نیست با منطق زورگویی تن دهد، ایران خواهان توافقی متقابل و عادلانه بود، نه تسلیمنامهای پوشیده.
آمریکا که عادت به تحمیل خواستههای خود به دیگران دارد، با این مواضع منطقی ایران کنار نیامد و مذاکرات بدون نتیجه پایان یافت و این شکست، بار دیگر نشان داد که زورگویی و زیادهخواهی، راهحل نیست.

دستها روی ماشه است
مذاکرات اسلامآباد، یک بار دیگر ثابت کرد که ملت ایران، ملتی مقاوم و با غیرت است، این ملت در برابر زورگویی و جنایت تسلیم نشد و با اتکا به توانمندیهای خود، آمریکا را به زانو درآورد. آمریکا با التماس پای میز نشست، اما با خواری رفت، چراکه زیادهخواهیاش مانع از رسیدن به توافق شد.
شهدای میناب و دیگر شهدای این جنگ، هرگز فراموش نخواهند شد، خون آنها، بذر مقاومتی کاشت که امروز به درختی تنومند تبدیل شده است و ملت ایران نشان داد که جنگ نمیخواهد، اما مقاومت را بهخوبی میداند و تا زمانی که لازم باشد، فرزندانش در نیروهای مسلح، جان فدایان این ملت، دست به ماشه خواهند بود و برای هر وجب از خاک میهن خواهند جنگید.
آمریکا و همپیمانانش باید این واقعیت را بپذیرند که ایران، کشوری مستقل و قدرتمند است و با زورگویی و تحریم، نمیتوان این ملت را به زانو درآورد و راهحل، تنها در گفتوگوی احترامآمیز و توافق متقابل است، نه تحمیل و زورگویی، ملت ایران این را ثابت کرد و جهانیان به خوبی از این موضع آگاه هستند.
نظر شما