همدلی به وسعت یک شهر؛ روایت ۸۰ خانواده اصفهانی که خانه‌شان را امانت دادند

در جریان جنگ رمضان آوار در جان برخی خانه‌ها ماند. درست در اوج ناامیدی مردمی که سقف زندگیشان فرو ریخت، یک پویش مردمی متولد شد؛ نه از جنس بیل و کلنگ، از جنس «دل»؛ شهرداری اصفهان «نذر خدمت» را با هدف در اختیار گذاشتن واحدهای مسکونی خالی به شهروندانی که منازل آن‌ها در جنگ رمضان آسیب‌دیده، راه انداخت.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، برای برخی از مردم این شهر، جنگ هنوز تمام نشده است؛ هنوز هر شب، با بسته‌شدن چشم‌هایشان، صدای انفجار را می‌شنوند. هنوز هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوند، چند ثانیه طول می‌کشد تا یادشان بیاید خانه‌ای ندارند.

در چند نقطه از شهر، آسمان یکباره غرش کرد و زندگی را بر زمین ریخت. خانه‌هایی که سال‌ها پناه بودند، فرو ریخت. دیوارهایی که خاطره‌ها را در خود نگه داشته بودند، ترک برداشت. سقف‌هایی که قرار بود زیرشان سفره هفت‌سین بچینند، آوار شد.

دشمن، پیش از این، بارها اعلام کرده بود که با مردم کاری ندارد، اما موشک‌هایش خانه‌های مردم را زد. نه پادگان، نه مرکز نظامی، نه کلانتری. خانه. سوپری. کلیدسازی. جایی که یک پدر برای نان حلال به آنجا می‌رفت.

حالا ساکنان تعدادی از آن خانه‌ها، بی‌پناه شده‌اند و درست در همین نقطه بود که شهرداری اصفهان در اقدامی ابتکاری و به موقع، پویش «نذر خدمت» را راه‌اندازی کرد.

نه یک پویش معمولی، بلکه طرحی برای جمع‌آوری و ساماندهی کمک‌های مردمی؛ از خانه خالی گرفته تا کمک نقدی. سازوکاری مشخص و شفاف که به مردم امکان می‌داد دست به دست هم بدهند و بی‌پناهان جنگ را زیر سقفی امن ببرند.

پویشی که نشان داد هنوز هم در این شهر، مهربانی از زیر آوار بیرون می‌زند.

یک شهر به وسعت همدلی؛ روایت ۸۰ خانواده اصفهانی که خانه‌شان را امانت دادند

۸۰ خانه، ۸۰ سرپناه. ۸۰ داستان از جنس مهربانی

استقبال از پویش «نذر خدمت» فراتر از همه پیش‌بینی‌ها بود. این را مسئولان شهری هم تأیید می‌کنند. با اینکه تبلیغات گسترده‌ای انجام نشده بود، اما شهروندان اصفهانی خودشان صف اول همدلی شدند.

ارزشمندترین بخش این پویش، خانه‌هایی بود که مردم آستین بالا زدند و کلید خانه‌های خالی خود را به دست آسیب‌دیدگان سپردند. خانه‌هایی که قرار شد شش ماه تا دو سال، پناه کسانی باشد که همه چیزشان را زیر آوار گم کرده بودند.

بیش از ۸۰ خانواده در قالب پویش نذر خدمت، خانه در اختیار آسیب‌دیدگان جنگ قرار دادند، اما این فقط خانه نبود. کمک‌های نقدی هم بی‌دریغ واریز می‌شد و پشت هر واریزی، یک داستان بود. یک انسان با وجدانی بیدار.

کاری که کردم در برابر جان‌فشانی‌ها هیچ است

اصفهانی، اما تهران‌نشین است و خانه‌اش در اصفهان را نذر کرده؛ برای کسی که خانه و فرزندش را در جنگ رمضان از دست داده است. وقتی با او حرف می‌زنیم، اصرار دارد نامی از او برده نشود. نه برای اینکه کارش را پنهان کند، برای اینکه آن را در برابر جان‌فشانی‌های دیگران، ناچیز می‌داند.

خانم میان‌سال که نخواست نامی از او در این گزارش برده شود، با چشمانی که از پشت تلفن هم می‌شود مهربانی‌شان را حس کرد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: «اینقدر کاری که انجام دادم را در مقابل جان‌فشانی برادرانمان در میدان نبرد و حضور و ایستادگی مردم که بیش از ۴۰ شب در خیابان‌ها ایستاده‌اند، کوچک می‌دانم که نمی‌خواهم درباره‌اش حرف بزنم. آنچه خدا به ما داده و منت سر من گذاشته، در اختیار بنده‌ای گذاشتم که خانه و فرزندش را از دست داده است.»

صدایش آرام است، اما کلماتش محکم. انگار نه یک کار خیر، که یک وظیفه را انجام داده است. ادامه می‌دهد: «آنچه استفاده من در سال یکی دو بار بود، در اختیار آسیب‌دیدگان جنگ قرار دادم. ماه رمضان امسال رفته بودم مسجد، بین نماز روحانی گفت اگر می‌توانید برای بچه‌های بسیجی چیزی بیاورید که بدون سحری تا صبح نگهبانی می‌دهند. این ایثارگری‌ها را که می‌بینم، کاری که انجام دادم را هیچ می‌دانم.»

از او می‌پرسم چطور با پویش نذر خدمت آشنا شد؟ می‌گوید: «از طریق شبکه‌های اجتماعی.» اما شیرین‌ترین بخش حرف‌هایش، جایی است که از مادری می‌گوید که خانه‌اش را در اختیارش گذاشته: «به آن مادری که خانه‌ام را در اختیارش قرار دادم، گفتم تو زیر منت من نیستی، بلکه بر سر من منت گذاشتی که به خانه من آمدی. از هر آنچه در خانه هست، حتی خوراکی‌های داخل فریزر و یخچال استفاده کن و لذت ببر و فکر کن داخل خانه خودت هستی.»

این همان نذر خدمت است؛ بی‌ریا، بی‌چشمداشت، بی‌نام‌ونشان.

یک شهر به وسعت همدلی؛ روایت ۸۰ خانواده اصفهانی که خانه‌شان را امانت دادند

این روزها باید بیشتر هوای همدیگر را داشته باشیم

مرتضوی، مرد خیر نیک‌اندیش دیگری است که خانه خودش را در پویش نذر خدمت نذر کرده است. او که خانه‌اش در خیابان کاوه اصفهان است، ماجرا را اینطور روایت می‌کند: «دامادم با من تماس گرفت و گفت شهرداری اعلام کرده اگر کسی خانه خالی بی‌استفاده دارد برای اسکان موقت آسیب‌دیدگان جنگ رمضان می‌تواند نذر کند، با سامانه ۱۳۷ تماس بگیرد.»

و او همین کار را کرد. بدون معطلی، بدون تردید. می‌گوید: «من هم به خاطر حس نوع‌دوستی و اینکه ناراحت بودم برخی هموطنانم بدون سرپناه مانده بودند، با ۱۳۷ تماس گرفتم و اعلام کردم که خانه‌ام را در اختیار می‌گذارم.»

حرف‌هایش ساده است، اما پر از معنا. او از آن دست آدم‌هایی است که حرف را گل‌چین نمی‌کند، اما هر کلمه‌اش از دل برمی‌آید: «این روزها باید بیشتر هوای همدیگر را داشته باشیم. انشالله جشن پیروزی ایران اسلامی را مثل جنگ‌های تحمیلی گذشته با هموطنانمان جشن بگیریم.»

خانه ما خالی بود، اما دلمان پُر از مهربانی

رضایی، بازنشسته یکی از ادارات در منطقه مسکونی خوب اصفهان خانه‌ای دارد که چند سالی خالی بود. پسرش در تهران زندگی می‌کند و خودش هم خانه کوچک‌تری دارد که برای زندگیِ دو نفره کافی است.

می‌گوید: «وقتی خبر حمله به چند نقطه شهر را شنیدم، اول فکر کردم حتماً اشتباه شده. اصفهان؟ مگر اصفهان جای جنگ است؟ اما وقتی تصاویر خرابه‌ها را دیدم، دلم گرفت. آن شب نتواستم بخوابم. مدام به خانواده‌هایی فکر می‌کردم که شب عید، خانه ندارند.»

همسرش کنارش نشسته و تأیید می‌کند: «همان شب اول گفتم به آقا رضا، ما که این خانه خالی را داریم. چرا ندهیم به کسانی که خانه‌شان را از دست داده‌اند؟»

رضایی ادامه می‌دهد: «با ۱۳۷ تماس گرفتم. خیلی زود جواب دادند. گفتند بیایید ثبت‌نام کنید. خانه ما را بررسی کردند و تأیید. حالا نزدیک یک ماه است که یک خانواده چهار نفره در خانه ما زندگی می‌کنند. پدر خانواده قالیباف است. مادرش هم خانه‌دار. دو تا دختر دارند، دبستانی و راهنمایی. هفته پیش که سرزده رفتم حالشان را بپرسم، دختر کوچک‌شان دوید طرفم و گفت عمو جان ممنون که خانه به ما دادی. دلم کباب شد.»

اشک در چشمانش حلقه می‌زند: «این خانه خیلی سال خالی بود. حالا پر از زندگی شده. پر از خنده بچه‌ها. این را دشمن نمی‌تواند بفهمد که ما با این کارها قوی‌تر می‌شویم.»

یک شهر به وسعت همدلی؛ روایت ۸۰ خانواده اصفهانی که خانه‌شان را امانت دادند

پولمان کم بود، اما کمک کردیم از ته دل

زهرا سادات، کارمند یک شرکت خصوصی، حقوق چندانی ندارد؛ زندگی اش اجاره‌نشینی است. اما وقتی خبر پویش نذر خدمت را می‌شنود، بی‌آنکه لحظه‌ای فکر کند، مبلغی را به حساب اعلام شده واریز می‌کند.

او می‌گوید: «شاید رقم کمک من در مقابل خانه‌هایی که مردم دادند، خیلی ناچیز باشد. اما برای من که ماهی ۱۵ میلیون تومان درمی‌آورم و اجاره‌نشین هستم، این کم نبود. همان لحظه که می‌خواستم واریز کنم، یاد حرف مادرم افتادم که همیشه می‌گفت: «هرچه داری از خدا داری، پس دستگیر دیگران باش»

از او می‌پرسم چرا با وجود اینکه خودش هم مستأجر است، این کار را کرد؟ نفس عمیقی می‌کشد: «دلیلش خیلی ساده است؛ من خانه دارم، هرچند اجاره‌ای. اما بعضی از این آدم‌ها، حتی یک تخته آجر هم برای خوابیدن ندارند. وقتی فکر می‌کنم یک خانواده بدون سرپناه مانده، دلم می‌سوزد. خدا کمکم کند، اما من نمی‌توانم نگاه کنم و هیچ کار نکنم.»

او هر هفته با یکی از خانواده‌های آسیب‌دیده تماس می‌گیرد تا حالشان را بپرسد. می‌گوید: «آنها از من قوی‌ترند. با همه مصیبتی که دیده‌اند، باز هم لبخند می‌زنند. این منم که از آنها انرژی می‌گیرم.»

خانه پدری‌ام را امانت دادم، تا خانه‌ها برگردند

حاج اکبر کاسب بازار اصفهان، خانه پدری خود به یک خانواده آسیب‌دیده از جنگ داده است. خانه‌ای قدیمی با حیاط گلی و حوض ماهی. خانه‌ای که خودش در آن متولد شده و بزرگ شده. می‌گوید: «این خانه برای من فقط یک سقف نیست. خاطره پدر و مادرم توی این دیوارهاست. کوچه‌باغی که بچگی‌هامون توش گذشته. اما وقتی شنیدم یک خانواده سه نفره خانه‌شان را در حملات از دست داده‌اند، گفتم این خانه را نمی‌فروشم، اما امانت می‌دهم.»

همسرش که چای می‌آورد، می‌گوید: «آقا اکبر یک هفته بود دغدغه مردمی را داشت که خانه هایشان را از دست داده بودند. فقط فکر می‌کرد چطور کمک کند. وقتی فهمید شهرداری پویش راه انداخته، همان روز خودش را رساند.»

حاج اکبر لبخند می‌زند: «خانواده‌ای که الان توی این خانه هستند، می‌گویند نمی‌خواهیم از این خانه برویم. گفتم تا خودتان بخواهید بمانید. این خانه برکت دارد. به شرطی که دعا کنید خدا به ما هم صبر بدهد.»

صدایش را پایین می‌آورد و محرمانه می‌گوید: «راستش آن خانواده هر شب برای ما دعا می‌کنند. این از هزار تا خانه هم برایم باارزش‌تر است.»

یک شهر به وسعت همدلی؛ روایت ۸۰ خانواده اصفهانی که خانه‌شان را امانت دادند

پویش ادامه دارد؛ شما هم می‌توانید نذر کنید

پویش «نذر خدمت» تمام نشده است. همچنان خانه‌هایی هستند که باید سقفی بالای سر داشته باشند. همچنان خانواده‌هایی که منتظرند کسی دستشان را بگیرد.

شهروندان عزیز اصفهانی اگر سرپناه بدون استفاده‌ای دارند، می‌توانند با تماس با سامانه تلفنی ۱۳۷ یا مراجعه به پایگاه اینترنتی http://my.isfahan.ir/davam در این طرح بزرگ و انسان‌دوستانه ثبت‌نام کنند.

همچنین برای کمک‌های نقدی، همچنان شماره حساب: ۰۱۰۵۸۳۴۰۳۳۰۰۳ و شماره شبا IR۰۵۰۱۷۰۰۰۰۰۰۰۱۰۵۸۳۴۰۳۳۰۰۳ در بانک ملی ایران به نام شهرداری اصفهان جهت واریز کمک‌ها فعال است.

وقتی شهر، خانواده‌ای بزرگ می‌شود

جنگ رمضان به آتش‌بس رسید؛ دشمن فکر می‌کرد با زدن چند ساختمان، می‌تواند روحیه مردم را بشکند. می‌خواست بی‌پناهی و ترس را به خانه‌هایمان راه بدهد. اما نمی‌دانست که در این شهر، مردم وقتی سقف خانه‌شان فرو می‌ریزد، زیر آوار هم دست هم را می‌گیرند.

نمی‌دانست که یک کلیدساز ساده با مغازه ویران شده‌اش، باز هم برای دیگران چای می‌ریزد. نمی‌دانست که یک مهندس بازنشسته، خانه خالی خود را امانت می‌دهد. نمی‌دانست که یک زن کارمند با حقوق کم، از جیره خودش می‌زند تا به دیگران کمک کند.

این همان سرمایه‌ای است که دشمن هیچ‌گاه نخواهد فهمید. این همان مهری است که موشک نمی‌تواند نابودش کند. این همان «نذری» است که از جنس سیمان و آهن نیست، از جنس دل است.

و این پویش، همچنان ادامه دارد. چون همدلی تمام شدنی نیست و مردم ما همیشه در بحران‌ها پیشگام بوده‌اند و خواهند بود.

کد خبر 962968

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.