به گزارش خبرگزاری ایمنا، مذاکرات فشرده و طولانی ایران و ایالات متحده در اسلامآباد پاکستان، اگرچه در ظاهر بدون دستیابی به توافق نهایی پایان پیدا کرد، اما در سطحی عمیقتر، تصویری روشن از اقتدار جمهوری اسلامی ایران در میدان دیپلماسی و پیوند آن با قدرت میدانی و پشتوانه مردمی به نمایش گذاشت؛ تصویری که نشان میدهد تهران نهتنها در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن عقبنشینی نکرد، بلکه با ابتکار عمل و ایستادگی، معادله مذاکرات را به نفع خود مدیریت کرد.

دیپلماسی در سایه اقتدار؛ آغاز مذاکرات در اسلامآباد
ورود هیئت عالیرتبه ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و با حضور سیدعباس عراقچی و علی باقری در شامگاه ۲۰ فروردین به اسلامآباد، نشاندهنده عزم جدی تهران برای پیگیری مسیر دیپلماسی از موضع قدرت بود. دیدارهای فشرده این هیئت با مقامات ارشد پاکستان، از جمله عاصم منیر فرمانده ارتش و شهباز شریف نخستوزیر، پیش از آغاز مذاکرات با طرف آمریکایی، حاکی از یک طراحی دقیق برای هماهنگیهای منطقهای و انتقال پیام صریح اعتراض ایران به بدعهدیهای مکرر واشنگتن بود.
گفتوگوها از ظهر بیستویکم فروردین آغاز شد و در قالب جلسات متوالی میان هیئتهای اصلی و تیمهای کارشناسی ادامه پیدا کرد. این مذاکرات که در مجموع بیش از ۲۱ ساعت به طول انجامید و در بعضی روایتها حتی به ۲۴ تا ۲۵ ساعت رسید، یکی از طولانیترین و پیچیدهترین دورههای گفتوگو در یک سال اخیر به شمار میرود. چنین سطحی از گفتوگو، نشاندهنده جدیت ایران در پیگیری حقوق خود و در عین حال، عمق اختلافات با طرف آمریکایی است.
ابتکار ایرانی در برابر زیادهخواهی آمریکایی
در طول این مذاکرات، هیئت ایرانی بارها با ارائه ابتکارات جدید تلاش کرد مسیر دستیابی به یک چارچوب مشترک را هموار کند. این ابتکارات که شامل انعطاف در برخی حوزههای فنی و پیشنهاد راهکارهای مرحلهای بود، نشان میداد که ایران آماده رسیدن به توافقی عادلانه و متوازن است.
با این حال، آنچه مانع اصلی پیشرفت مذاکرات شد، اصرار آمریکا بر خواستههایی فراتر از چارچوبهای حقوقی و بینالمللی بود. مطالبه «غنیسازی صفر دائمی» یکی از مهمترین نقاط اختلاف بود؛ خواستهای که از سوی تحلیلگران بینالمللی نیز بهعنوان مطالبهای غیرواقعبینانه ارزیابی شد. الایجا مگنیر، تحلیلگر ارشد خاورمیانه، بهصراحت تأکید کرد که «آمریکا اساساً برای مذاکره نیامده، بلکه قصد دیکته کردن شروط خود را داشته است.»
از سوی دیگر، تلاش واشنگتن برای تحمیل امتیازاتی که در میدان نبرد به آن دست نیافته بود—از جمله موضوع تنگه هرمز و انتقال مواد هستهای از ایران—نشان داد که رویکرد آمریکا همچنان برپایه فشار است، نه تعامل برابر. در مقابل، تیم ایرانی با اتکا به خطوط قرمز نظام و حقوق مسلم ملت، مانع تحقق این اهداف شد.

پشتوانه مردمی، خیابان در کنار میز مذاکره
یکی از مهمترین مؤلفههای اقتدار ایران در این دور از مذاکرات، حضور همزمان مردم در صحنه بود. همزمان با برگزاری مذاکرات تا بامداد بیستوسوم فروردین، مردم ایران برای چهلوسومین شب متوالی به خیابانها آمدند و با حضور مستمر خود، پیام روشنی از حمایت ملی از تیم مذاکرهکننده ارسال کردند.
اوج این حضور را میتوان در اقامه نماز جماعت صبح در خیابانها دانست؛ رخدادی که نشانهای از پیوند عمیق میان میدان و دیپلماسی بود. این حضور گسترده، در کنار پویش «جانفدا برای ایران» که تعداد ثبتنامکنندگان آن از ۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر عبور کرد، پشتوانهای بیبدیل برای تیم مذاکرهکننده ایجاد کرد.
این همان نکتهای است که رهبر معظم انقلاب نیز در پیام خود بر آن تأکید کردند و فریادهای مردم در میدانها را عاملی مؤثر در نتیجه مذاکرات دانستند. به بیان دیگر، تیم ایرانی در کنار اتکا به توان فنی و دیپلماتیک، با پشتوانه یک ملت در صحنه، پای میز مذاکره حاضر شد.

تأکید بر تداوم مسیر دیپلماسی
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در تشریح نتایج مذاکرات، ضمن تأیید وجود بعضی تفاهمها، به فاصله جدی در چند موضوع کلیدی اشاره کرد. او با تأکید بر اینکه دیپلماسی هرگز متوقف نمیشود، این ابزار را وسیلهای برای صیانت از منافع ملی دانست.
بقائی به شرایط خاص این مذاکرات-که پس از ۴۰ روز جنگ تحمیلی و در فضایی مملو از بیاعتمادی برگزار شد-اشاره کرد و طبیعی بودن دست پیدا نکردن به توافق در یک جلسه را یادآور شد. این موضعگیری، نشاندهنده نگاه واقعگرایانه دستگاه دیپلماسی ایران و در عین حال، استمرار مسیر مذاکره از موضع عزت است.
افشای بهانههای آمریکا؛ تحلیلهای بینالمللی
تحلیلهای ارائهشده از سوی ناظران بینالمللی نیز بر غیرواقعی بودن ادعاهای آمریکا صحه میگذارد. موسی عاصی، تحلیلگر شبکه المیادین، با رد ادعاهای مطرحشده از سوی جیدی ونس درباره برنامه هستهای ایران، این ادعاها را پوششی برای پنهان کردن دلایل واقعی شکست مذاکرات دانست.
او با اشاره به اعلام آمادگی ایران برای کاهش سطح غنیسازی و تنها استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کرد که مسئله اصلی نه برنامه هستهای، بلکه عوامل سیاسی و بهویژه نقش رژیم صهیونیستی در کارشکنی مذاکرات است. به گفته عاصی، اصرار تلآویو بر تداوم تنشها، یکی از عوامل کلیدی در ناکامی این دور از گفتوگوها بود.
آمریکا در تنگنای راهبردی؛ اعتراف نخبگان غربی
استاد دانشگاه شیکاگو: چرا «ایران قویتر» باید اکنون شروطی را بپذیرد که پیش از جنگ نیز رد کرده بود؟!
در سوی دیگر، برخی تحلیلگران آمریکایی نیز به شکست راهبردی واشنگتن اذعان کردهاند. رابرت ای. پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو، بهصراحت زیادهخواهی آمریکا را عامل اصلی شکست مذاکرات دانست و پرسید که چرا «ایران قویتر» باید اکنون شروطی را بپذیرد که پیش از جنگ نیز رد کرده بود؟!

این اظهارات، در کنار تحلیلهای پیشین وی درباره تبدیل شدن ایران به یکی از کانونهای قدرت جهانی، نشاندهنده تغییر درک نخبگان غربی از جایگاه جمهوری اسلامی است. بهعبارت دیگر، آمریکا نهتنها در میدان نظامی به اهداف خود نرسید، بلکه در میدان دیپلماسی نیز با واقعیتی جدید روبهرو شده است: ایرانِ قدرتمندکه حاضر به پذیرش شروط تحمیلی نیست.
شکست توافق یا پیروزی راهبردی؟
اگرچه این دور از مذاکرات بدون توافق رسمی پایان پیدا کرد ، اما واقعیت آن است که ایران توانست با حفظ خطوط قرمز خود، مانع تحمیل خواستههای غیرمنطقی آمریکا شود. این دستاورد، در کنار نمایش انسجام داخلی و حمایت مردمی، نشاندهنده یک پیروزی راهبردی برای جمهوری اسلامی است.
مذاکرات اسلامآباد بیش از آنکه صحنه یک توافق ناکام باشد، عرصهای برای تثبیت یک واقعیت جدید بود: ایران، با اتکا به قدرت میدانی، پشتوانه مردمی و دیپلماسی فعال، بازیگری است که نهتنها تحت فشار تسلیم نمیشود، بلکه قواعد بازی را نیز تغییر میدهد. در چنین شرایطی، ادامه مسیر دیپلماسی-هرچند دشوار و پیچیده-رمیتواند در آینده نیز بر همین مبنای اقتدار و عزت دنبال شود.
نظر شما