آتش‌بس نمایشی و بازی تکراری نتانیاهو

آتش‌بس هنوز گرم است و دودش به هوا می‌رود، اما در تل‌آویو، واژه‌ها بوی باروت می‌دهند؛ «کارهای نیمه‌تمام» همان کلیدواژه‌ای است که هر بار، درِ یک بحران تازه را باز می‌کند، گویی برای رژیمی که از شکست تغذیه می‌کند، صلح تنها یک وقفه‌ تاکتیکی است، نه پایان ماجرا.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در منطق سیاست‌ورزی رژیم صهیونیستی، «پایان» هیچ‌گاه معنای واقعی ندارد. هر آتش‌بس، تنها یک مکث است؛ مکثی برای تجدید قوا، بازتعریف اهداف و آماده‌سازی برای دور بعدی تقابل. آنچه بنیامین نتانیاهو در نخستین ساعات پس از حملات به لبنان و در سایه آتش‌بس بر زبان آورد «ما خاورمیانه را تغییر داده‌ایم و به این کار ادامه خواهیم داد» نه یک ادعا، بلکه یک اعتراف بود؛ اعتراف به اینکه پروژه بی‌ثبات‌سازی منطقه هنوز در ذهن طراحانش زنده است.

سال‌هاست که ایده «خاورمیانه جدید» در اتاق‌های فکر تل‌آویو با سناریوی بالکانیزه کردن منطقه دنبال می‌شود؛ طرحی که هدفش نه توسعه، بلکه تجزیه، نه ثبات، بلکه آشوب کنترل‌شده است. در این چارچوب، هر جنگ، هر ترور، و هر آتش‌بس، قطعه‌ای از یک پازل بزرگ‌تر است: حذف تهدیدات پیرامونی و بازتعریف موازنه قدرت به نفع اسرائیل.

اما پس از هفتم اکتبر و رخدادهای پس از آن، این پروژه وارد فاز تازه‌ای شد. راهبردی که پیش‌تر در قالب «مدیریت تهدید» تعریف می‌شد، اکنون به «حذف تهدید» تغییر ماهیت داده است. ایجاد کمربند امنیتی پیرامون رژیم، نابودی گروه‌های مقاومت و در نهایت، فشار حداکثری بر ایران، سه ضلع این مثلث راهبردی را تشکیل می‌دهند.

آتش بس نمایشی و بازی تکراری نتانیاهو

با این حال، واقعیت میدان، آن‌گونه که تل‌آویو می‌خواست پیش نرفت. جنگ فرسایشی در غزه، ناتوانی در حذف کامل حماس، استمرار قدرت حزب‌الله در لبنان، و مهم‌تر از همه، تثبیت جایگاه منطقه‌ای ایران، همگی نشان دادند که «اهداف اعلامی» فاصله‌ای جدی با «نتایج واقعی» دارند. با این وجود، آنچه خطرناک‌تر از شکست است، انکار آن است و به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی در همین نقطه ایستاده است.

تکرار عبارت «کارهای نیمه‌تمام در ایران» از سوی نتانیاهو، آن هم در فاصله‌ای کوتاه پس از آتش‌بس، نشان می‌دهد که این رژیم نه‌تنها از مسیر قبلی خود بازنگشته، بلکه مصمم‌تر از گذشته در پی ادامه آن است. این «نیمه‌ها»، در واقع همان اهدافی هستند که در سه حوزه تعریف می‌شوند: توان هسته‌ای، قدرت موشکی، و شبکه‌های مقاومت منطقه‌ای. به بیان ساده‌تر، هر آنچه ایران را به یک بازیگر مؤثر تبدیل می‌کند، در فهرست اهداف تل‌آویو قرار دارد.

در این میان، نکته قابل تأمل، الگوی رفتاری ثابت اسرائیل در رویارویی با بحران‌هاست. چرخه‌ای تکرارشونده از جنگ، ترور، آتش‌بس، و بازگشت به جنگ. الگویی که نه از سر اجبار، بلکه به‌عنوان یک راهبرد طراحی‌شده دنبال می‌شود. در این چارچوب، آتش‌بس نه یک توافق پایدار، بلکه فرصتی برای تنظیم مجدد معادلات است.

حمله به لبنان بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس، نمونه‌ای عینی از همین الگوست. اقدامی که بیش از آنکه یک واکنش نظامی باشد، یک پیام سیاسی داشت: «جنگ تمام نشده است». این پیام، نه‌تنها به بازیگران منطقه‌ای، بلکه به افکار عمومی جهانی نیز مخابره شد، اینکه اسرائیل، حتی در شرایطی که به‌ظاهر در مسیر کاهش تنش قرار دارد، همچنان به‌دنبال گسترش دامنه درگیری است.

در سطح کلان‌تر، تحلیلگران بین‌المللی نیز به این واقعیت اذعان دارند که دستاوردهای اسرائیل در این دوره از درگیری‌ها، کمتر از انتظارات اولیه بوده است. از ناکامی در تحقق اهداف نظامی گرفته تا افزایش فشارهای سیاسی و افکار عمومی جهانی، همگی نشان‌دهنده شکاف میان «تصور قدرت» و «واقعیت میدان» هستند.

با این حال، خطر اصلی نه در این شکاف، بلکه در نحوه رویارویی با آن است. رژیمی که شکست را به‌عنوان یک مرحله موقت در مسیر تحقق اهداف بلندمدت خود می‌بیند، به‌جای بازنگری، به تشدید اقدامات روی می‌آورد. در چنین شرایطی، «نیمه‌تمام» بودن اهداف، نه یک ضعف، بلکه بهانه‌ای برای آغاز دور جدیدی از تنش‌هاست.

از سوی دیگر، تصور اینکه عقب‌نشینی نسبی آمریکا در بعضی حوزه‌ها، به معنای کاهش تهدیدات علیه ایران است، می‌تواند یک خطای محاسباتی باشد. تجربه نشان داده است که هم‌پوشانی منافع واشنگتن و تل‌آویو، حتی در شرایط اختلاف‌نظرهای تاکتیکی، همچنان پابرجاست. به بیان دیگر، هزینه‌هایی که آمریکا در این مسیر متحمل شده، به تغییر راهبرد کلان آن منجر نخواهد شد.

در این میان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، درک ماهیت رفتاری رژیم صهیونیستی است. رژیمی که در طول دهه‌های گذشته نشان داده است تنها در برابر قدرت بازدارنده واقعی، دست به عقب‌نشینی می‌زند. جمله‌ای که سال‌ها پیش از سوی سید حسن نصرالله بیان شد «اسرائیل جز زبان زور نمی‌فهمد» امروز بیش از هر زمان دیگری مصداق پیدا کرده است.

واقعیت این است که «نیمه‌های نتانیاهو» تنها یک عبارت سیاسی نیست، یک هشدار است. هشداری درباره تداوم یک راهبرد تهاجمی که نه به‌دنبال صلح، بلکه در پی بازتعریف موازنه از مسیر بی‌ثبات‌سازی است. در چنین شرایطی، ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم آتش‌بس، به‌معنای پایان تهدید است.

تل‌آویو هنوز در همان نقطه ایستاده است؛ با همان رؤیاها، همان محاسبات، و همان اشتباهات. تنها تفاوت اینجاست که هر بار، هزینه‌ها سنگین‌تر می‌شود برای منطقه، برای جهان، و شاید در نهایت، برای خودِ این رژیم.

وقتی «ناتمام» به استراتژی تبدیل می‌شود، جنگ هرگز پایان پیدا نمی‌کند، تنها شکلش عوض می‌شود.

کد خبر 962207

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.