به گزارش خبرگزاری ایمنا، چهل روز پایداری درسهایی ماندگار درباره ظرفیتهای نهفته در جامعه ایران به همراه داشته است، این دوره نشان داد که «صبر» میتواند فعال و امیدآفرین باشد و آینده نیازمند مستندسازی این تجربه، تبدیل آن به دانشی کاربردی و تقویت نهادهای تابآور برای ساختن فردایی بر پایه این مقاومت تاریخی است.
چهل روز گذشته، جامعه ایران صحنه نمایش صبری کمنظیر بوده است، این دوره که از آن میتوان به «چهل فجر پایداری» تعبیر کرد، نه یک بازه زمانی ساده بلکه فرایندی زنده و پویا از تابآوری جمعی است.
در این چهل فجر، گاه گویا زمان ایستاده بود، اما در زیر پوست شهر زندگی جریان داشت؛ جریانی آرام و مقاوم. مادری که نان را با همسایه قسمت میکرد، پیرمردی که داروی خود را به در خانه نیازمند میگذاشت و جوانانی که در سکوت شب، کوچهها را برای رفتوآمد امن میکردند.
اینها قصههای بزرگ نبودند؛ قصههای کوچک ایستادگی بودند، قصههایی که در آشپزخانهها، پشت ویترین مغازههای کوچک، در چشمانِ پرامید رهگذران و استقامت پای لانچرها نوشته میشد.

شبکههای خویشاوندی همچون ریشههای کهن یک درخت، تنه جامعه را محکم در آغوش گرفته بودند، هیئتهای ساده محل تبدیل به خانهای برای همه غمها و همه نانها شدند و پیامهای همدلی در فضای مجازی همچون قطرات باران روی خاک تشنه، جانهای خسته را سیراب میکرد.
این دوره، درس صبوری نبود؛ درس زنده بودن بود، درس اینکه امید، گاهی نه در شعارهای بلند بلکه در یک لیوان چای داغی است که به دست همسایه تعارف میشود و طلوع فردا، از دل همین شبهای به ظاهر بیپایان سر برمیآورد؛ تاریخ این چهل روز را نه به عدد بلکه به قامت مردمانی خواهد شناخت که در سکوت، تاریخساز شدند.
در چهل روزی که گذشت، اقتصاد مقاومتی دیگر یک مفهوم انتزاعی نبود، آن را میشد در گرمای نانی که تازه از تنور نانوای محل بیرون میآمد حس کرد، در حالتی که مغازهدار سرکوچه با لبخندی آرام میگفت «پولش را فردا بیاور، مهم نیست.» مقاومت، نفس میکشید و زندگی میساخت و این همان زنجیره نامرئی و گرمی بود که شهر را سرپا نگه داشت.





نظر شما