به گزارش خبرگزاری ایمنا، بعضی دیدارها، فقط یک ملاقات رسمی نیستند؛ بعضی دیدارها به اندازه یک تاریخ، معنا در خودشان ذخیره دارند. دیدار خانوادههای شهدای مدافع حرم با رهبر شهید انقلاب از همان جنس لحظاتی بود که نه در قاب خبر میگنجید و نه در چند سطر روایت، آنجا جایی بودکه داغ با ایمان همنشین و نام شهدا، نه تنها خوانده که زنده میشد.
انتظاری که از مهر ۱۳۹۴ آغاز شده بود، برای خانواده شهید «موسی جمشیدیان» سه سال طول کشید، صف دیدارها طولانی بود؛ شمار شهدا هر روز بیشتر میشد و نوبتها، آرامآرام پیش میرفت تا اینکه مهر ۱۳۹۷، یک تماس، پایان این انتظار شد.
زهرا جمشیدیان، همسر شهید، آن لحظه را اینگونه به یاد میآورد:«اصلاً باورمان نمیشد، فقط میگفتیم یعنی واقعاً نوبت ما شده؟»
روز موعود، خانواده راهی شدند؛ همسر، فرزند، پدر و مادر، خواهر و برادر شهید، نه تشریفاتی در کار بود، نه فاصلهای میان دلها، دیدار در اتاقی ساده برگزار شد، نماز ظهر و عصر، پشت سر رهبر شهید انقلاب اقامه شد، نمازی که برای بسیاری، ترکیبی از آرامش و بغض بود.
پس از نماز، خانوادهها به دور رهبر انقلاب حلقه زدند؛ حدود ۱۰ تا ۱۵ خانواده، ایشان یکییکی آنها را با نام شهیدشان صدا میزد، نه با فاصله که با صمیمیت؛ هر خانواده، چند جمله میگفت و رهبر شهید انقلاب با دقت گوش میدادند، سؤال میپرسیدند، احوال میگرفتند؛ از تعداد فرزندان تا حال و روز زندگی.

قلبم داشت از جا کنده میشد
نوبت به همسر شهید موسی جمشیدیان رسید: «انگار قلبم داشت از جا کنده میشد فقط دعا میکردم بتوانم حرف بزنم»
ایستاد، سلام کرد و روایتش را آغاز کرد؛ رهبرشهید انقلاب از دخترم پرسیدند:«گفتم سه ساله بود که پدرش شهید شد»
و بعد، جملههایی که بوی یک زندگی مشترکِ آمیخته با ایمان میداد، جاری شد: «شهید همیشه به من میگفت با قرآن باش، میگفت تا قرآن را داری، غمی به دلت راه نده، هر وقت میگفتم طاقت ندارم، میگفت به قرآن اعتماد کن، آنجا به سه آیهای که درباره آقا موسی از قرآن کمک خواسته بودم، اشاره کردم.»
پس از پایان صحبتها، رهبر شهید انقلاب جملهای گفتند که آن دیدار را از یک خاطره به یک سند تبدیل کرد:«اینها را یادداشت کنید اینها خیلی باارزش است»
بعد، نوبت هدیهای رسید که رسم همه این دیدارها بود؛ یک جلد قرآن، رهبر شهید انقلاب خواستند تا بر صفحه اول آن، یادداشتی بنویسند، اما پیش از نوشتن، مکثی کردند و فرمودند که آیهای که تلاوت شد، این بود:«وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَی...»
نام «موسی» در آیه با نام «موسی» شهید در یک لحظه به هم گره خورد، لحظهای که با برق چشمان رهبر شهید انقلاب همراه شد.
از یک زندگی قرآنی تا یک پایان آسمانی
شهید موسی جمشیدیان از آن دست رزمندگانی بود که پیش از میدان نبرد در میدان قرآن قد کشیده بود. متولد ۱۳۶۱ در نجفآباد، حافظ ۱۲ جزء قرآن و همیشه همراه با یک قرآن جیبی.
او از نخستین داوطلبان اعزام به سوریه بود و در مهر ۱۳۹۴ در همان نخستین مأموریت به شهادت رسید، شهید جمشیدیان پیش از آنکه در میدان نبرد شناخته شود، در خانه به یک جمله شناخته میشد،«با قرآن باش»
وقتی خبر شهادت رهبر انقلاب رسید
اما این روایت، سالها بعد، لایهای دیگر پیدا کرد، وقتی خبر شهادت رهبر انقلاب به گوش رسید، برای خانوادههایی که روزی پای صحبتشان نشسته بودند،داغی دوباره آغاز شد، زهراخانم جمشیدیان میگوید: «انگار تمام وجودم خالی شد، هیچ شدم»
مکث میکند و بعد از دلِ همین اندوه به یک درک عمیق میرسد:«با خودم گفتم مگر مقامی بالاتر از شهادت هست؟ زندگیای که پر از مجاهدت بود، چه پایان زیبایی داشت»

به گزارش ایمنا، دیدار مهر ۹۷، تنها دیدار خصوصی این خانواده با رهبر شهید انقلاب بود اما همان یک دیدار، به اندازه سالها ماند،حالا، از آن روز فقط یک قاب عکس یا یک قرآن یادگاری باقی نمانده است؛ یک مسیر باقی مانده است، مسیرِ «با قرآن بودن»، مسیرِ همان توصیهای که یک شهید به همسرش گفت و رهبر شهید انقلاب بر ارزش آن تأکید کردند.

نظر شما