به گزارش خبرگزاری ایمنا، روایت زندگی برخی انسانها، بیش از آنکه شرح یک مسیر شخصی باشد، درسِ ایستادگی و ایمان است. شهید امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی نیز از همین جنس است؛ مردی که از فقر، کار، مدرسههای متعدد و سالهای پرزحمت آغاز کرد و با همان روحیه به جایگاهی رسید که از مسئولیت، مقاومت، همبستگی و آرمانهای بزرگ سخن میگفت.
شهید امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی، فرمانده پیشین ارتش جمهوری اسلامی ایران و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در برنامه بدون تعارف که سال ۱۳۹۷ ضبط شد، اینگونه کودکیاش را تعریف کرد: در فقیرنشینترین منطقه قم به دنیا آمدم. همانجا نیز بزرگ شدم. از ششسالگی تا زمانی که وارد ارتش شدم کار میکردم. سر کوره آجرپزی، کارخانه نخریسی، کارخانه گچبری، داور مسابقات فوتبال بودم، بلیتفروش پزشکها بودم، خبرنگار و نویسنده هم بودم.
وی افزود: دوازده سال ابتدایی را در دوازده جا خواندم. دوازده مدرسه عوض کردم تا در نهایت دیپلم گرفتم. دلایل متفاوتی داشت. تقریبا در بیشتر دورههای نظامیام شاگرد اول بودم. در دوره عالی هنوز هم کسی نتوانسته است معدلی بالاتر از من بیاورد. این رکورد همچنان در دست من است! ما از اولین استخدامیهای ارتش پس از انقلاب هستیم. ما ۲۲ بهمن ۱۳۵۸ در سالروز انقلاب اسلامی وارد ارتش شدیم.
این شهید والامقام در پاسخ به این سوال که چطور وارد ارتش جمهوری اسلامی شدید، گفت: من بهشدت عاشق شهید فلاحی بودم و هنوز هم هستم. خلوص، استحکام و دانش او چیزهایی بود که هر جوانی را به خودش جذب میکرد. هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی فرمانده ارتش شوم؛ اصلا به این چیزها فکر نمیکردم. حتی تا هشت ماه پیش نیز فکرش را نمیکردم، چراکه هیچکس اندازه من نمیدانست صندلی فرماندهی چقدر مسئولیت بزرگی را میطلبد و کار هرکسی نیست! گاهی با خودم فکر میکنم خدایی که بچه سید پابرهنهای را از گوشه قم کشیده و فرمانده ارتشش کرده، او را آورده که شرمنده شهدا نکند!
شهید موسوی اشاره کرد: در دوران کودکی آرزو داشتم بتوانم چند زمین فوتبال بگیرم و برای جوانان مهیا کنم تا در آن بازی کنند. از چهاردهسالگی به بعد آرزویم این بود که تعدادی خانه داشته باشم و آنها را به جوانان تازه ازدواجکرده بدهم تا در آن مجانی زندگی کنند. البته این آرزو را تا حد کوچکی، برآورده کردم. خانه کوچکی در قم خریدم و چند زوج در آن زندگی کردند.
وی تصریح کرد: بزرگترین آرمان و آرزوی امروزم، محو رژیم صهیونیستی است؛ این چیزی است که دائم به آن فکر میکنم. اکنون که مسئولیت ارتش به من رسیده است آرزو دارم ارتش را به جایی برسانم که برای سایرین الگو شود؛ این ظرفیت در ارتش جمهوری اسلامی وجود دارد.
این فرمانده شهید بیان کرد: توان نظامی ارتش ما در مقابل تهدیدات اصلی آنقدر است که پیروز میدان بهطور قطع ما هستیم؛ در این هیچ شکی وجود ندارد. برای مردم و دنیا نیز معلوم شده است. ما از جنگ استقبال نمیکنیم، اما اگر روزی جنگی پیش بیاید، آنگاه شود پدید که مرد کیست! آن روز معلوم میشود. دشمن میداند توان نظامی ما چقدر زیاد است، بهخاطر همین است که سمت ما نمیآید. اگر میتوانست سمت ما میآمد! نمیدانم دشمنان چه فکری در مورد ارتش میکردند؛ زمانی که مواضع ارتش را علنی کردیم، فهمیدند ماجرا چیست.
شهید موسوی در پاسخ به سوال چرا میخواهند رابطه ارتش و سپاه را خراب کنند،گفت: به نظرم خیلی طبیعی است؛ خوردن به یک دیوار بتنی منسجم و قوی که درزی نداشته باشد خیلی سختتر از آن است که به جایی حمله کنند که از هم جدا باشند. ارتش و سپاه دو برادر هستند که در دوران دفاع مقدس خونشان کنار هم ریخته شده است. در جنگ قرار است پیشمرگ همدیگر باشیم.
وی ادامه داد: روزها حدود ساعت شش صبح به محل کار میآیم، تا نماز مغرب و عشا نیز میمانم. در اوقات فراغت با نوهام بازی میکنم.
فرمانده شهید بیان کرد: نظام سلطه به سرکردگی آمریکا با ما در جنگ است؛ بدون تعارف ابزار فضای مجازی، سلاح آنهاست؛ باید مراقبت کنیم. مردم مطمئن باشند که نیروهای مسلح وظیفه خود را انجام خواهند داد. گردنکلفتترین دشمن هم که بیاید ما آنها را پشیمان خواهیم کرد، اما در ماجرای فضای مجازی مردم رزمنده هستند. باید مراقبت کنند و هوشیار باشند.
نظر شما