به گزارش خبرگزاری ایمنا، هشتم فروردین، آفتاب که برمیآمد، مهسا ۱۵ ساله میشد، روزی که باید کیک تولد بریده و شمعها فوت میشد، روزی که باید پدر و مادرش با افتخار به دخترشان نگاه میکردند و میگفتند: «تولدت مبارک، مهسا جان.»، اما سرنوشت، چیز دیگری در سر داشت.
درست در همین روز، درست لحظهای که باید جشن تولد میگرفت، مهسا اکبری، دختر نوجوان اهل شهرری، به شهادت رسید و تبدیل به ستارهای شد که در آسمان ایران میدرخشد.
مهسا اکبری، دختری نوجوان از شهر تاریخی ری بود، زادهشده در هشتم فروردین سال ۱۳۹۰، که امسال پانزدهساله میشد؛ ۱۵ سالگی سنی است که آرزوها، بزرگتر میشوند و رویاها، رنگ واقعیت میگیرند.
مهسا، دختری با روحی پاک، با قلبی پرامید و با آرزوهایی که هنوز ناگفته مانده بود، او قرار بود موفق شود و در کنار عزیزان خود به رشد و بالندگی برسد، اما دشمن، این آرزوها را به خاک و خون کشید.
مهسا؛ دختری که روز تولدش تاریخ را نوشت
هشتم فروردین ۱۴۰۵، روز تولد مهسا بود، پانزدهمین سالروز تولدش، روزی که باید جشن میگرفت، کیک میبرید و شمع فوت میکرد، روزی که باید آرزو میکرد و هدیه میگرفت.
درست در همین روز، در جریان حملات وحشیانه دشمن به خاک ایران، مهسا به شهادت رسید، او درست در روز تولدش شهید شد و تبدیل به الگویی برای همه نوجوانان ایرانی و نمادی از معصومیت و مقاومت شد.
برای عزیزان مهسا روزی که باید شادترین روز زندگی باشد، تبدیل به غمانگیزترین روز میشود، اما در عین حال، این والاترین افتخار است، مهسا در روز تولدش به بالاترین مقام رسید، مقام شهادت که بالاترین درجه والایی انسانی است.
نام مهسا اکنون در میان شهدای کودک و نوجوان ایرانزمین است و روح او در کنار کودکان و نوجوانانی قرار گرفته است که در طول تاریخ، برای این سرزمین جان دادهاند و اکنون فرشتهای است که از بالا، به ملت ایران نگاه میکند و برایشان آرزوی پیروزی میکند.
مهسا، نماد همه کودکان و نوجوانانی است که در این جنگ، به شهادت رسیدهاند، او نماد همه نوجوانانی است که آرزو داشتند بزرگ شوند و ایران را بسازند و نماد همه رویاهایی است که دشمن با نگاه خصمانه خود نابود کرد، اما دشمن باید بداند که این رویاها، هرگز نابود نمیشوند، آنها در قلبهای دیگر کودکان ایرانی، زنده میمانند و روزی، به ثمر خواهند نشست.
مهسا اکبری در روز تولدش تاریخ نوشت و تبدیل به نمادی شد که تا ابد در تاریخ ایران زنده خواهد ماند.
