رجعت به صندوق رأی ۵۸؛  فریاد «آری» در خیابان‌های ایران

یک ماه است که خیابان‌های ایران، صحنه یک «همه‌پرسی» است؛ مردمی که سال ۵۸ با جوهر سرخ رأی خود، سند تولد «جمهوری اسلامی» را امضا کردند، امروز با گام‌های استوار و سینه‌های سپر شده، دوباره پای صندوق رجوع کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از البرز، بیش از یک ماه است که شب‌های ایران، در هیاهوی سکوتِ فریادها می‌تپد. خیابان‌ها و میدان‌ها، از شمالِ برفگیر تا جنوبِ آفتابی، از شرقِ تاریخی تا غربِ مقاوم، صحنۀ یک «همه‌پرسی زنده» شده‌اند.

نه با برگۀ رأی و نه با اوراق شمارش بلکه با نفس‌های گرم، با گام‌های آهنین و با سینه‌هایی که خود سپر بلای هر تهدیدی شده‌اند و پای صندوق‌های خیابانی رجوع کرده‌اند همان مردمی که چهل‌وپنج بهار پیش، در دوازدهم فروردین ۵۸، با قلمِ سرخِ یقین، امضای محکم خود را پای سند تأسیس «جمهوری اسلامی» نهادند.

آن‌ها بازگشته‌اند تا تاریخ را به تماشا بنشینند و ثابت کنند که آن رأی، یک اتفاقِ گذرا نبود؛ یک تولدِ همیشگی بود.

امروز آن‌ها نیامده‌اند تا دوباره انتخاب کنند؛ آمده‌اند تا با حضوری حماسی و یکپارچه، فریاد تأیید خود را در گلوگاه زمان طنین‌انداز کنند «آن انتخاب تاریخی، بی‌قید و شرط، بی‌منت و بی‌زمان، تا نفس‌های آخر این سرزمین پابرجاست.»

این صحنه، تنها یک تجمع نیست؛ یک «تجدید میثاق جمعی» است در برابر چشم جهانیان، پاسخی است بی‌واسطه، صریح و آهنین از سوی ملتی یکپارچه به هر شائبه‌ای برای تغییر، به هر زمزمه‌ای برای تردید و به هر نقشه‌ای برای ایجاد شکاف میان ملت و آرمان‌هایش.

رجعت به صندوق رأی ۵۸؛  فریاد «آری» در خیابان‌های ایران

اینجا، هر شهروند، خود یک صندوق رأی سیار است و هر فریاد برگۀ تأییدی بر عهدی که شکست‌ناپذیر مانده است.

تهران؛ فضای میدان انقلاب، بوی یاس و نارنج نمی‌دهد؛ بوی «وفاداری» می‌دهد، بوی همان عهدی که ۴۷ بهار پیش، در چنین روزهایی، در جان این ملت ریشه دواند؛ اینجا کسی از «اگر» و «اما» سخن نمی‌گوید. همه از «ماندن» حرف می‌زنند. از ماندن بر سر همان پیمانی که نسل انقلاب بست و نسل امروز، با تمام وجود، آن را به ارث برده است.

پیرمردی با چهره‌ای آفتاب‌سوخته و دستانی که از کار سخت زمخت شده، بلندگو به دست گرفته است. صدایش می‌لرزد، اما از شوق «من در سال ۵۸، ردیف اول صف رأی بودم. آن «آری» من، فقط برای آن روز نبود. قسمتی از وصیت‌نامه من برای این مملکت بود.

امروز با نوه‌ام آمده‌ام تا بگویم آن وصیت، هنوز پابرجاست، ما نیازی به همه‌پرسی جدید نداریم، این پاهای ما، این فریادهای ما، خودش بزرگ‌ترین تأییدیه است!». جمعیت هلهله می‌کند. گویا او سخنگوی تمام آن‌ها است.

این تجمعات، در حقیقت یک «تجدید میثاق اجتماعی زنده» است و مردم سال ۵۸، با رأی خود، یک «قرارداد تأسیسی» امضا کردند، حالا و پس از گذشت دهه‌ها و در رویارویی با تهدیدات جدید، بدون آنکه نیاز به تشریفات قانونی باشد، در صحن عمومی جامعه حاضر شده‌اند تا «تأییدیه عملی» خود را بر آن قرارداد اصیل، بار دیگر ثبت کنند. این، دموکراسی در خالص‌ترین و پویاترین شکل خود است.

گروهی از خانواده‌های شهدا، پرچم‌هایی به نام عزیزان از دست رفته‌شان در دست دارند، زنی میانسال، کنار تصویر پسرش ایستاده است و با آرامش به مردم توضیح می‌دهد «پسرم برای حفظ همین نظام شهید شد. ما نیامده‌یم غصه بخوریم. آمده‌یم تا بگوییم خون او و هزاران شهید دیگر، سند محکم‌تری از هر برگ رأی برای بقای این راه است. هر که شک دارد، به این خون‌ها نگاه کند.»

گزارش میدانی از گوشه و کنار ایران

در حافظیه شیراز، جوانان دور هم جمع شده‌اند، یکی از آن‌ها می‌گوید «عهد ما با انقلاب، عهدی است با خون بسته…». شاعرانه‌ترین بیان برای وفاداری. یک مغازه‌دار قدیمی می‌گوید «ما در سال ۵۸، "آری" گفتیم تا "ما" شویم. امروز هم هر شب می‌آییم تا بگوییم هنوز "ما" هستیم و این "ما"، از هیچ تلاشی برای آبادانی این کشور و دفاع از عزتش فروگذار نیست.»

در میدان شهرداری رشت، زیر باران ملایم بهاری، کسی پراکنده نشده است. مردان گیلانی با همان شور همیشگی، بر سینه می‌کوبند و می‌خوانند «ما کشتیم، ما درو کردیم، ما پاسداشتیم…». این فقط یک شعار نیست؛ یک گزارش کار است، گزارش نسلی که می‌گوید «ما هزینه دادیم، ساختیم و حالا حافظش هستیم.»

رجعت به صندوق رأی ۵۸؛  فریاد «آری» در خیابان‌های ایران

در مشهد و در میان جمعیت، گروهی از نخبگان علمی و استادان دانشگاه دیده می‌شوند، یکی از اساتید دانشگاه فردوسی با صراحت به دوربین می‌گوید «این اجتماعات، درس‌نامه عملی "مردمسالاری دینی" است، مردم نشان می‌دهند که حاکمیت ملی، یک بار برای همیشه در سال ۵۸ تعیین تکلیف شده و آنها خود، قیم و نگهبان دائمی آن هستند که این، عمق استراتژیک انقلاب است.»

دشمن گمان کرد می‌تواند بین نظام و ملت فاصله بیندازد، اما این تجمعات، نمایش شکوهمند «یکی بودن» این دو است. مردم آمدند تا بگویند: «ما همانیم که بودیم. آن رای آری، یک تصمیم لحظه‌ای نبود؛ یک سبک زندگی شد. ما برای ساختن این کشور از جان مایه گذاشتیم، برای حراست از آن هم از جان می‌گذریم. شما به دنبال تغییر رای مردمید؟ رای ما، اینجاست، در این خیابان‌ها، در این سینه‌ها و تغییرناپذیر است.»

این، قوی‌ترین پیام امنیت ملی است که یک ملت می‌تواند ارسال کند.

شعار روی دیواری نوشته شده که گویای همه چیز است «۵۸ آری گفتیم و ۱۴۰۵ بر همان آری، ایستاده‌ایم.» مردم در حال ترک محل، به یکدیگر قول می‌دهند تا فردا در راهپیمایی بزرگ دوازدهم فروردین، پررنگ‌تر حاضر شوند، گویا فردا، نه یک مراسم که جشن تکرار آن میثاق بزرگ است.

دوازدهم فروردین ۵۸، پایان ماجرا نبود؛ آغاز یک مسیر بود، مسیری که قافله‌سالارش، خود مردم بودند و امروز، پس از ۴۷ سال، کاروان هنوز با همان عشق و عهد در حرکت است.

این تجمعات، توقفگاه‌هایی برای فریاد زدن به جهانیان است «قافله ما، هم‌چنان بر پیمان خویش استوار است. ما نه تنها روی رأی آری خود مانده‌ایم، که هر روز، با تلاش و ایثار، بر عمق و معنای آن می‌افزاییم. این کشور، میهن همه ماست و برای سربلندی آن، از هیچ کوششی دریغ نخواهیم کرد.»

کد خبر 960121

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.