این علم زمین نمی‌افتد / یل یاتار طوفان یاتار، یاتماز حسینین پرچمی

حسینیه اعظم زنجان، تنها یک ساختمان نیست، تاریخ زنده‌ای است از ایمان و ارادت، جایی که نسل‌ها در آن رشد کردند، گریستند، نذر کردند و دل سپردند؛ امروز، اگرچه بخشی از این میراث در حمله‌ای ناجوانمردانه آسیب دیده، اما حقیقت آن، همچنان زنده است. دیوارها شاید فرو بریزند، اما ایمان مردم فرو نمی‌ریزد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از زنجان، صدای اذان، آرام و ممتد در کوچه‌های شهر می‌پیچد؛ صدایی که همیشه بوی آرامش می‌داد، اما امروز رنگی از اندوه دارد.

میان این صدا، پیرمردی را می‌بینم که سال‌هاست با هر اذان، قدم‌هایش به سمت حسینیه اعظم زنجان کشیده می‌شد؛ همان‌جا که قامت می‌بست، اشک می‌ریخت و دلش را آرام می‌کرد.

حالا اما ایستاده… بی‌حرکت، شکسته و اشک‌هایی که بی‌امان بر گونه‌هایش جاری است؛ هق‌هق گریه‌اش، سکوتی سنگین را در فضا می‌شکند؛ سکوتی که از دل یک فاجعه برخاسته است.

نگاهم را به گنبد می‌دوزم؛ هنوز هم ایستاده، هنوز هم نشانی از عظمت گذشته را در خود دارد، اما انگار غباری از غم بر آن نشسته است، بغض، بی‌اجازه بالا می‌آید.

این علم زمین نمی‌افتد / یل یاتار طوفان یاتار، یاتماز حسینین پرچمی

انگار همین دیروز بود، همین‌جا در میان خیل عظیم عزاداران در میان صدای «یا عباس» که آسمان را پر کرده بود، ایستاده بودم، سینه‌ها هماهنگ می‌زد، اشک‌ها جاری بود و دل‌ها بی‌واسطه به هم گره خورده بودند.

اما اکنون از آن همه شور، تنها تلی از خاک باقی مانده است، کتابخانه‌ای که مأمن دانایی بود، دیگر نیست. دارالشفایی که مرهم دردها بود، خاموش شده است، ساختمان اداری، مهمانسرا، صندوق قرض‌الحسنه و مغازه‌های اطراف، هرکدام زخمی بر پیکر این مجموعه هستند، برخی فرو ریخته، برخی نیمه‌جان هستند؛ حمله‌ای ناجوانمردانه در تاریکی شب، همه‌چیز را در خود بلعیده است.

و با این‌همه در میان این ویرانی، پرچم سیاه هنوز برافراشته است، استوار، بی‌تزلزل؛ انگار که می‌گوید اینجا، خاکستر هم اگر شود، باز از دلش عشق حسین (ع) زبانه خواهد کشید. این پرچم، روایتگر سال‌ها دلدادگی است؛ روایت مردمی که با اشک و ایمان، اینجا را زنده نگه داشته‌اند.

حسینیه اعظم زنجان، تنها یک ساختمان نیست، تاریخ زنده‌ای است از ایمان و ارادت، جایی که نسل‌ها در آن رشد کردند، گریستند، نذر کردند و دل سپردند. جایی که شب هشتم محرم، «یوم‌العباس»، به بزرگ‌ترین میعادگاه عاشقان تبدیل می‌شد؛ جایی که صدها هزار نفر گرد هم می‌آمدند تا با نام حضرت ابوالفضل (ع)، عشق خود را فریاد بزنند.

این ویرانی، پایان روایت نیست…

اگر به عمق این مکان نگاه کنیم، تاریخچه‌ای پربار و ریشه‌دار پیش چشممان نمایان می‌شود، نام حسینیه زنجان برای نخستین‌بار در کتاب «تاریخ دارالعرفان خمسه» تألیف رستم‌الحکما در سال ۱۲۴۸ هجری قمری ثبت شده است؛ نشانه‌ای از قدمت و اهمیت این مکان در بافت مذهبی و اجتماعی شهر.

بر اساس سنگ‌نوشته‌ای که بر دیوار این حسینیه نصب شده، بنای آن در سال ۱۲۶۱ هجری قمری به پایان رسیده است؛ بنایی که با همت مردم و عشق به اهل‌بیت (ع) شکل گرفت و به مرور زمان، گسترش پیدا کرد.

در وقف‌نامه‌ای مربوط به صفر سال ۱۲۹۵ هجری قمری نیز نام واقفانی چون حاج میرزا محمدتقی و حاج میرزابابایی دیده می‌شود که با وقف اموال خود در تداوم حیات این مجموعه نقش‌آفرینی کردند.

در گذر سال‌ها، حسینیه اعظم به یکی از مهم‌ترین مراکز مذهبی کشور تبدیل شد؛ مجموعه‌ای با بیش از ۱۲ هزار متر مربع مساحت که بخش‌های متعددی از جمله شبستان‌های بزرگ، کتابخانه، دارالشفاء، صندوق قرض‌الحسنه، فضاهای فرهنگی و خدماتی را در خود جای داده بود. اینجا، تنها محل عزاداری نبود؛ مرکزی برای خدمت، همدلی و گره‌گشایی از مشکلات مردم بود.

اوج شکوه این حسینیه، در شب هشتم محرم یا «یوم‌العباس» جلوه‌گر می‌شد؛ مراسمی که هر سال با حضور صدها هزار نفر برگزار شده و از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین تجمع عزاداران امام حسین (ع) در ایران یاد می‌شود. این آیین، نه‌تنها یک مراسم، بلکه میراثی معنوی و هویتی برای مردم زنجان است.

این علم زمین نمی‌افتد / یل یاتار طوفان یاتار، یاتماز حسینین پرچمی

امروز، اگرچه بخشی از این میراث در حمله‌ای ناجوانمردانه آسیب دیده، اما حقیقت آن، همچنان زنده است. دیوارها شاید فرو بریزند، اما ایمان مردم فرو نمی‌ریزد. اینجا، ریشه در دل‌ها دارد و آنچه در دل‌هاست، هرگز ویران نخواهد شد.

پیرمرد، هنوز ایستاده… اشک می‌ریزد، اما نگاهش به پرچم است. شاید او بهتر از همه می‌داند؛ این پرچم، دوباره بر فراز حسینیه‌ای آبادتر خواهد وزید… و صدای «یا حسین» بار دیگر، این خاک را زنده خواهد کرد.

کد خبر 959940

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.