به گزارش خبرگزاری ایمنا، در این برگ از روایت اقتدار و همدلی ایران سرافراز میخواهیم از همبستگی و وحدت مردم ملت ایران سخن بگوییم؛ وحدتی که سالهاست پابرجاست و با وجود نقشههای دشمن و شرایط جنگ خدشهای بدان وارد نشده و بلکه بیش از پیش در دل مردم جاری شده است.
اینجا همدلی رنگ ملی و فراملی به خود میگیرد، بهگونهای که مردم، دغدغهمند یکدیگر میشوند و به حسب وظیفه و باری که به امانت به آنها سپرده شده است، تا پای جان برای ایران و تمام مظلومان و آزادیخواهان وارد میدان میشوند و دست از تلاش برنمیدارند و این دریچهای به روی امید و امیدآفرینی در روایتهای این روزها است.
«ایران همدل، ایران مقتدر» نمایی از اقتدار و همبستگی ملی را به نمایش میگذارد، روایتهایی از امید و انگیزه را عرضه میکند و قطرهای از دریای ایرانِ سرافراز را در شرایطی که کشور با چالش جنگ و تجاوز رژیم ظالم آمریکایی-صهیونیستی روبهرو است، را نشان میدهد.

پویش فرزاد فرزین برای بازسازی خانههای آسیبدیده در جنگ
فرزاد فرزین، خواننده و بازیگر از پویشی برای ساخت خانههای مناطق آسیب دیده در جنگ خبر داد و اظهار کرد: در این شرایط مهمترین کاری که از دست ما بر میآید، کمک به هموطنانی است که در این جنگ خانههایشان آسیب دیده است.
وی افزود: از آنجایی که شاید برخی از کمکهای دولتی کفاف هزینههای ساخت این منازل را ندهد، با چند تن از دوستان خیّر، در حال آماده کردن لیستی از خانههای آسیبدیده در مناطق محروم استانهای مختلف هستیم تا برای ساخت وبازسازی آنها در حد توان شخصیمان اقدام کنیم.
فرزین ادامه داد: این حرکت کاملاً غیردولتی است و قرار نیست از طرف مردم کمکی جمعآوری بشود و ترجیح بر این بود که خیران و هنرمندان پای کار ساختن این خانهها باشند. از باقی هنرمندان و چهرهها هم دعوت میکنم که در ساخت این خانهها به کمک ما بیایند.

شعر، رسانه است...
مقداد کاشانی، شاعر اصفهانی از حماسه رمضان اینگونه به زبان شعر روایت میکند:
باورنمیکردی که این خاک اهورایی
مشتی شبیه آهن وفولاد خواهدداشت
باورنمیکردی که درهرگوشه ای ایران
سجیل و قدر وخیبر جلاد خواهد داشت
باورنمیکردی که بعد حضرت آقا
این عشق شیرین این همه فرهادخواهدداشت
این خواری و این خفت و بی آبرویی را
تاریخ منحوس شما دریاد خواهد داشت
زین پس دگر یاغی گری تعطیل، چون ایران
با تو زبان آتش و فریاد خواهد داشت
دیگر بزن درو گذشت و سرنوشت ظلم
سوزانده وخاکستری برباد خواهد داشت
ازبعداخراج تو ازاین منطقه حتماً
خاورمیانه زندگی شادخواهد داشت
قومی که اینگونه جنایت میکند قطعاً
یک سرنوشتی چون ثمود وعاد خواهدداشت
ازکوری چشمان تو با سایه ی مهدی (عج)
ایران همیشه کشوری آباد خواهد داشت
گفتی علی را میکشی، اما نه بیچاره
راه علی صدبوذر و "مقداد" خواهدداشت.

عروسی در سنگر خیابان؛ آغاز زندگی مشترک در پناه دفاع از وطن
در اوجِ حماسه و حضور مردم در خیابانها برای دفاع از ایران، یک زوج جوان با آغاز زندگی مشترکشان در میان اجتماع مردمی، تصویری متفاوت و ماندگار خلق کردند؛ عروسی که در آن شادی با پشتیبانی قاطع از وطن و روحیهبخشی به مدافعان گره خورد و پیامی از وحدت و ایثار را به جهانیان مخابره کرد.
حضور این زوج جوان در تجمعات مردمی، نوعی نشان دادن قدرت حماسی و شادی در راه خدا را به نمایش میگذارد، آنها نشان دادند که میتوان در دل غم و مصیبت، برای آینده و دفاع از خاک، جشن گرفت و زندگی را با امید ادامه داد.
زندگی که در سایه بندگی خدا و دفاع از ولایت معنا پیدا میکند، دوام و برکت دارد و این زوج جوان با حرکت خود، ثابت کردند که خانه واقعی آنها، زیر سقفهای بتنی نیست، بلکه در دل ملت و در پناه انقلاب است.

ایران کشوری متمدن و تهران باشکوه و عظمت است
مارکو باکیچ، هافبک اهل مونتهنگرو پرسپولیس که پس از حمله نظامی و تجاوزکارانه آمریکایی- صهیونیستی، ایران را ترک کرد، در گفتوگو با سایت «Vijesti» درباره تجربیاتش در ایران نیز سخن گفت.
وی در صحبتهای خود در توصیف شهر تهران عنوان داشت: «پیش از آغاز درگیریها، زندگی در تهران برایم بسیار لذتبخش بود. این شهر عظمت و شکوهی همردیف شهرهای بزرگی، چون لندن و مادرید دارد.»
باکیچ با اشاره به جایگاه پرسپولیس گفت: «پرسپولیس نه تنها یکی از مطرحترین تیمهای ایران، بلکه در قاره آسیا نیز صاحب اعتبار است. هواداران این تیم همواره با محبت خود به من لطف داشتهاند. ایران را کشوری متمدن میدانم و پوشیدن پیراهن پرسپولیس برایم افتخار بزرگی بود.»
این بازیکن ادامه داد: «صبح روز حمله، در تهران بودم و صدای انفجارها به گوش میرسید. در آن شرایط، باشگاه پرسپولیس با حمایت کامل، امنیت بازگشت من به کشورم را فراهم کرد.»

مستندنگاری از خسارتهای وارده به میراث فرهنگی از ارزشمندترین اقدامات رسانه است
دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران گفت: مهمترین و ارزشمندترین کار ما و رسانهها ثبت، ضبط و جدی گرفتن آسیبها و تخریباتی است که در قبال میراث فرهنگی اتفاق افتاده است و باید به خیلی از مرمتهای تقویت کننده رسیدگی کنیم که رسانه در مطالبهگری آن نقش جدی دارد.

«سیدعلی دههنودیهاشو فراخوانده»
اینجا، دیگر تنها روایت نیست، واقعیت است. نسلی که تا همین چند سال پیش در قاب سرودها و برنامههای کودکانه دیده میشد، امروز در متن میدان ایستاده است؛ دههنودیها، همانها که با صدایی ساده اما عمیق خوانده بودند «سیدعلی دههنودیهاشو فراخوانده…» اکنون به این فراخوان لبیک سردادهاند.
خیابان در این روزها، یک ویژگی مهم دارد، آن هم که خالی نمیشود. جمعیت میآید، میرود، اما «میدان» میماند و در این ماندن، دههنودیها سهم دارند با حضورشان با صدایشان، با ایستادنشان. اگر کمی عقبتر بایستی و همه صحنه را با هم ببینی، چیزی روشن میشود، این تنها یک اتفاق پراکنده نیست. یک «جریان» است، نسلی که نه آژیر خطر دوران هشت ساله جنگ تحمیلی را شنیده، نه شبهای خاموشی را دیده، اما همه آنها را فهمیده است. از کجا؟ شاید از روایتها، شاید از خانهها، شاید از همان سرودی که روزی خواندند «سیدعلی دههنودیهاشو فراخوانده…» و اکنون، این فراخوان، پاسخ گرفته است. نه روی کاغذ، نه در قاب تلویزیون که در متن خیابان.
متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
نظر شما