عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

جنوب، سرزمین پایان‌ها نیست، سرزمین آغازهای سرخ است. از فریاد میرمهنا تا شعله‌های نبرد نادر مهدوی و امروز با شهادت سردار تنگسیری، این روایت همچنان جاری است؛ روایتی از مردانی که با خون، پرچم را برافراشته نگه می‌دارند و به قول نادر ابراهیمی، عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، اینجا جنوب است؛ جایی که اگر خاکش را بکنی، استخوان شیرانِ جان داده در راه ایران از عمق تاریخ سر برمی‌آورد.

این خطه، مهد مردانی است که هرگز طعم ذلت را نچشیدند. قرن هجدهم بود که میرمهنا دغابی در جزیره خارک، چنان بر پیکر استعمار هلند شمشیر کشید که تاریخنگاران غربی مجبور شدند غیرت او را در صفحات کتاب‌هایشان ثبت کنند.

او که قلعه موسلستاین را با هفتصد تن از یارانش در هم کوبید و چهل سرباز اروپایی را به اسارت گرفت، به دشمن فهماند که این خاک، حریم نامحرمان نیست. فریاد او هنوز در گوش تاریخ طنین‌انداز است: «آهای دیلماج بدنهاد! به اربابانت بگو که بعد از این، اگر می‌خواهند با ما حرف بزنند، بروند فارسی یاد بگیرند.»

عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

سال‌ها گذشت... ۱۱۰ سال پیش، وقتی انگلیسی‌ها با پنج هزار تفنگچی به جنوب تاختند، رئیس‌علی دلواری از دل تنگستان برخاست.

او با حکم جهاد و تفنگ چماقدار، در دلوار چنان سپاه استعمار را در هم شکست که تا سال‌ها جرأت جولان نداشتند. رئیس‌علی در ۳۳ سالگی در تنگک صفر به دست خیانت به شهادت رسید، اما میراثش چنان ماندگار شد که امروز گورستان متجاوزین انگلیسی در بوشهر، با خار و خاشاک خود فریاد می‌زند: اینجا قبرستان کسانی است که خیال تصرف این خاک را در سر پروراندند.

این مسیر حماسی، هرگز به بن‌بست نرسید. ۱۶ مهر ۱۳۶۶، در پهنه آبی خلیج فارس، نوبت به نادر مهدوی و همرزمانش رسید. آن شب، ناوگروه ذوالفقار با قایق‌های کوچک خود در برابر بالگردهای آمریکایی ایستادند. نبردی نابرابر اما یکطرفه؛ نه از آن جهت که دشمن قوی‌تر بود، از آن جهت که اراده ایرانیان، شکست‌ناپذیر است. یکی از بالگردهای آمریکایی با موشک «استینگر» در آسمان جزیره فارسی منفجر شد و مابقی در آتش رزمندگان ایران سوختند. نادر مهدوی و هفت یارش آن شب به دریا پیوستند، اما نامشان را بر تارک تاریخ جنوب چنان حک کردند که دیگر هیچ بیگانه‌ای نتوانست از این آب‌ها با غرور عبور کند.

عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

سردار خلیج فارس

و امروز... امروز نوبت به کسی رسید که از همان کودکی با شعر «تنگسیرن شیر نر» بزرگ شده بود. علیرضا تنگسیری، متولد ۱۳۴۱ در دل استان بوشهر، از همان سال‌های نخست جنگ تحمیلی پا به میدان گذاشت. او که از سال ۱۳۹۷ فرماندهی نیروی دریایی سپاه را بر عهده داشت، میراث‌دار تمام آن مردانی بود که پیش از او جان بر کف گرفته بودند. لهجه شیرین جنوبی‌اش هیچ‌گاه پوشاننده صلابتش نبود؛ در میدان نبرد چون کوه ایستاد و در برابر دوست، چون نسیم جنوب مهربان بود.

عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

تحقق وعده شهید همت به دست دلیر تنگستان

اما شاید بزرگ‌ترین میراث سردار تنگسیری، تحقق همان وعده‌ای بود که چهل‌دو سال پیش، در گوش تاریخ زمزمه شد. فرزند شهید همت روایت می‌کند که پدرش در ارتفاعات قلاجه با اطمینان از بستن تنگه هرمز سخن می‌گفت؛ آن زمان برای بسیاری باورکردنی نبود که ایران بتواند گلوگاه انرژی جهان را بر روی ابرقدرتی چون آمریکا ببندد، اما سردار تنگسیری این وعده را به فعل تبدیل کرد. او با صلابت اعلام کرد: «تا یک ایرانی با غیرت وجود داشته باشد، جزایر ایرانی دست اینا نمی‌افتد.» و در جنگ رمضان، هنگامی که آمریکا و رژیم صهیونیستی خیال خام تسلط بر این آبراهه را داشتند، چنان معادلات را بر هم زد که قوی‌ترین ارتش جهان در برابر تدبیر و شجاعت فرزندان جنوب زانو زد.

عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

دشمنان این سرزمین، همواره در محاسبات خود اشتباه کرده‌اند. انگلیسی‌ها در بوشهر گورستان ماندگار برای خود ساختند و آمریکایی‌ها نیز امروز، مستأصل و درمانده، شاهد بسته شدن تنگه هرمز به دست کسانی هستند که تصور می‌کردند با شهادت فرماندهانشان، مقاومت پایان می‌پذیرد.

اما آن‌ها فراموش کرده‌اند که اینجا سرزمین تکثیرشدگان است. هر شهیدی که از این خطه برمی‌خیزد، هزاران تنگسیری دیگر را به دنبال خود صف می‌کند. سردار تنگسیری بر اثر جراحات نبرد با دشمن به شهادت رسید، اما همانگونه که خود نیز اعتقاد داشت، دشمنان فکر نکنند با شهادت شهید تنگسیری، کار تمام شد! تنگسیری تکثیر شده و تنگه هرمز گلوی شما را تا خفه شدن خواهد فشرد.

عجب حلاوتی دارد مرگ، اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد

و عجب حلاوتی دارد مرگ اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد...

ما نسل جدید قهرمانان ملی را در این روزگاران لمس کردیم. آرش کمانگیر را در شهید طهرانی‌مقدم و حاجی‌زاده دیدیم که با دستان خالی، بلندای دفاع را معنا کردند و رئیس‌علی دلواری را در شهید تنگسیری یافتیم؛ مردی با لهجه شیرین جنوبی و غیرتی اصیل که تا آخرین نفس بر سر عهد خود ایستاد و عجب حلاوتی دارد مرگ اگر انسان در راهِ آرمانی معتبر بمیرد...

او نماد استمرار غیرت ایرانی و وفاداری به مرزهای آبی میهن بود. دریا آرام نخواهد گرفت، چرا که فرزند شجاعش در راه پاسداری از خاک و آب وطن به خلیج ابدیت پیوست. اما بدانید که راهش پررهوترین راه‌هاست و نامش بر فراز خلیج فارس، چراغی فروزان برای نسل‌های آینده خواهد ماند.

پی و پایه این خاک بر آب نیست، گرچه بر لب عزیزترین آب دنیاست!

جنگِ ما همانندِ پرچمی نیست که پیشگامی، با غرور، آن را بر دوش کشد، و چون آن پیشگامِ بی‌باک، تیر خورد و افتاد، دیگر هیچکس آن پرچم را از خاک برندارد و به‌اهتزاز درنیاورد، بلکه جنگ ما پرچمی‌ست که در هیچ لحظه‌یی، بوسه بر خاک نخواهد زد؛ چرا که مرغانِ تیزپروازِ دریای جنوب، آن را در منقار دارند... همرزمانِ من! قیمتِ بِنای بلندِ آزادی از قیمتِ نان و آب و شادی و امید، بسیار بیشتر است. این رزمِ دائم را تحمّل کنید تا آنگاه که بیگانه بداند که دیگر به‌امید فرو ریختنِ این بِنا نباید بنشیند. پی و پایه‌ها را استوار کنید سخت و پهناور. کاری کنید که اجانب، از آن سوی جهان هم ببینند که این پی و پایه‌ها بر آب نیست، گرچه بر لبِ عزیزترین آبِ دنیاست.

به ایمان قسم، به عشق، به آزادی، به حقیقت، به شرف و به خدایی خدا قسم که در قلب آن‌کس که خانه‌اش را می‌خواهد، زادگاهش را دوست دارد و حب وطن فراوان دارد، همیشه نوری هست، همیشه چراغی، همیشه شعله‌ای، آفتابی، روشنایی بی‌پایانی... و امروز،نام شهید علیرضا تنگسیری بارقه‌ای از آن نور است.

کد خبر 959671

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.