به گزارش خبرگزاری ایمنا، دیروز پاریس شاهد صحنهای متفاوت از همیشه بود؛ خیابانهایی که اینبار تنها محل عبور نبودند، بلکه تبدیل شدند به قابهایی زنده از حافظه، اعتراض و همبستگی.
عکسی قدیمی از رهبر شهید در میان جمع بالا رفته بود، کنار تصاویر دانشآموزان پرپر شده مینابی؛ تصویرهایی که بیواسطه، روایت درد را به میان جمع آورده بودند. پرچمهایی که با سادگی و با منگنه کردن چند عکس روی چوب ساخته شده بودند، اما معنایی فراتر از یک نماد داشتند؛ حامل پیام، حامل خاطره، حامل ایستادگی.

فریادهایی که در حمایت از حق سر داده میشد، در میان دیوارهای شهر میپیچید و گاه در سکوتی کوتاه فرو مینشست تا وزنِ آنچه گفته شده بهتر در فضا بنشیند. ایرانیانی که با پرچم کشورشان بر دوش آمده بودند، نهتنها یک هویت ملی، که یک تعلق خاطر را به نمایش گذاشتند؛ حضوری که در آن «وطن» تنها یک واژه نبود، بلکه یک ایستادن بود.
در میان جمع، فرانسویهایی نیز دیده میشدند که با حضور خود، بهنوعی موضعگیری کرده بودند؛ حضوری که از نگاه برخی، نشانهای از انتخاب و تشخیص «سمت» درست تاریخ در میانه روایتهای متضاد بود.

آنچه در پاریس رخ داد، فراتر از یک تجمع مقطعی بود و به صحنهای نمادین از همگرایی تبدیل شد؛ جایی که تصاویر، پرچمها و فریادها در کنار حضور ایرانیان و همراهی بخشی از شهروندان فرانسوی، روایتی مشترک از حمایت و همدلی با مردم ایران را شکل داد. این همصدایی، نشان داد که پیامهای انسانی و سیاسی گاه میتوانند مرزهای جغرافیایی را پشت سر بگذارند و در قالب کنشهای مدنی، در افکار عمومی بازتاب پیدا کنند.
نظر شما