تماس‌های بی‌پاسخ پدر؛ قصه‌ای پُرغصه از دلتنگی‌های دختر شهید مدافع آسمان

تصویری تکان‌دهنده از دلتنگی‌های دختر شهید میثم فتح قریب، قلب‌ها را سرشار از غم و افتخار کرد؛ لحظه‌ای که با تلفن پدر تماس می‌گیرد تا شاید صدای او را بشنود، اما اشک‌هایش با ناله بر گونه می‌ریزد تا نشان دهد امنیت امروز، مدیون خون پدرانی است که برای پاسداری از آسمان ایران، آغوش گرم خانواده را ترک گفتند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در فرهنگ ایثار و شهادت ایران، همواره تصاویری ثبت می‌شوند که فراتر از کلمات می‌روند و وجدان بیدار بشریت را هدف می‌گیرند. تصویری که این روزها در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌چرخد، داستان دختربچه سه ساله‌ میثم فتح قریب، شهید والامقام هوافضای سپاه است.

داستانی که در آن، انتظار کودکانه با غم بزرگ پدران مدافع گره خورده و قلب هر بیننده‌ای را به لرزه درمی‌آورد و این گزارش روایتی است از بغضی که بر لب یک کودک سه ساله می‌نشیند، اما صدای رسای مقاومت و پایداری یک ملت است.

دیگر صدای محبوب‌ترین آدم دنیا از آن شماره شنیده نمی‌شود

میثم فتح قریب، نامی که اکنون در زمره فرشتگان آسمان ایران ثبت شده، پدری بود که برای امنیت و آرامش همین دخترک کوچک و میلیون‌ها کودک ایرانی، از خانه و کاشانه رفت تا در خط مقدم دفاع از حریم آسمان و خاک بایستد، اما برای این دختربچه سه ساله، مفاهیم بزرگ جنگ و دفاع هنوز معنایی ندارد؛ او فقط «بابا» را می‌شناسد.

در ویدیوی منتشر شده، صحنه‌ای تکان‌دهنده به تصویر کشیده شده است؛ دخترک معصوم، تلفن را در دست گرفته است و به شماره‌ای تلفن می‌زند که دیگر صدای محبوب‌ترین آدم دنیا از آن شنیده نمی‌شود.

او با امید و چشمانی که هنوز پر از نشاط کودکی است، اما حالا سایه‌ای از غم بر آن‌ها افتاده، بارها و بارها شماره‌ای را می‌گیرد که شاید این بار، «بابا» گوشی را بردارد و لحظات انتظار، برای او چون قرن‌ها طول می‌کشد.

در لحظه‌هایی انتظار، پاسخی شنده نمی‌شود و آن سوی خط، فقط سکوت حاکم است؛ سکوتی که پر از صدای رشادت و ایثار است، اما برای گوش کودکانه، دلتنگی و بی‌پاسخی می‌ماند.

بابا جون ...

وقتی دختربچه می‌بیند که کسی پاسخگو نیست، بغضش می‌ترکد و اشک‌هایش، چون مرواریدهای گران‌بهایی، بر گونه‌هایش جاری می‌شود و با صدایی که لرزش غم در آن موج می‌زند، زمزمه می‌کند: «بابا جون...».

عبارت «بابا جون»، تنها یک صدای کودکانه نیست، این فریاد وجدان تمام کسانی است که امنیت خود را مدیون خون پدرانی چون میثم فتح قریب هستند و این تصویر تلخ و در عین حال حماسی، به خوبی نشان می‌دهد که قیمت امنیت، چقدر سنگین است و کودکان چگونه بسیار زودتر از موعد، با طعم دلتنگی پدر آشنا می‌شوند.

دخترک سه ساله شهید فتح قریب شاید هنوز درک نمی‌کند که پدرش کجاست، اما تاریخ ایران خواهد فهمید که پدر او کجا رفت، او رفت تا آسمان ایران امن بماند و دختران و پسران این مرز و بوم بتوانند در امنیت خواب ببینند و این اشک‌ها و انتظارها، ضمانت بقای این انقلاب و این مرز و بوم است.

کد خبر 958163

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.