به گزارش خبرگزاری ایمنا، در بیستوچهارمین روز از جنگی که دشمنان تصور میکردند با طراحی یک سناریوی سریع و تحقیرآمیز میتوانند نظام جمهوری اسلامی ایران را به زانو درآورند، معادلات میدانی و راهبردی چنان دگرگون شده است که نهتنها خبری از تجزیه و تغییر نظام مورد نظر آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه اکنون قدرت بازدارندگی ایران به الگویی برای بازتعریف امنیت منطقه تبدیل شده است.
دیروز، اصابت موشکهای ایران به شهرهای «عراد» و «دیمونا» در جنوب سرزمینهای اشغالی، ورق جدیدی از این جنگ را رقم زد.
این حملات که پس از فروپاشی سیستم پدافندی ارتش اسرائیل صورت گرفت، نشان داد استراتژی ایران نه تنها «پا به پای» دشمن، بلکه «جلوتر از آن» حرکت میکند.
رسانههای اسرائیلی از به جای ماندن حداقل ۲۰ کشته و بیش از ۲۰۰ زخمی در شهر عراد خبر میدهند، آماری که تنها بخش کوچکی از ضربات سنگین وارد بر پیکره رژیم صهیونیستی است، اگرچه بررسی کارشناسان مشخص کرده که آمار کشتههای اعلامی از سوی اسراییل به طور کامل غلط است.
بیش از ۱۲۸۱ کشته در اسرائیل
یررسیهای صورتگرفته از آمار گورستانهای سرزمینهای اشغالی و تردد تیمهای امدادی «زاکا» (که مختص جمعآوری کشتههاست)، نشان میدهد تعداد تلفات واقعی اسرائیل در این جنگ به حداقل ۱۲۸۱ نفر رسیده است؛ رقمی که چندین برابر آمار رسمی اعلامی از سوی رژیم صهیونیستی است.
این آمار، که هنوز تلفات فجایع روز گذشته در عراد و دیمونا را شامل نشده، گویای عمق ضربات وارد شده و ناتوانی سامانههای پدافندی در مقابل قدرت موشکی ایران است.
روشنایی یا برای همه یا هیچکس، امنیت یا برای همه یا هیچکس
دشمنان که ابتدا گمان میکردند با تکیه بر حداکثر فشار و تضعیف زیرساختها میتوانند ایران را منفعل کنند، اکنون با یک اصل راهبردی روبرو هستند: روشنایی برای همه یا هیچکس، امنیت برای همه یا هیچکس. ایران به روشنی نشان داده است که در برابر هر اقدامی، واکنشی متقارن و کوبنده خواهد داشت.
در تازهترین نمایش این قدرت، دونالد ترامپ در یک توییت به ایران اولتیماتوم ۴۸ ساعته برای بازگشایی کامل تنگه هرمز داده است. اما فراموشی تاریخ برای او گران تمام خواهد شد.
ایران در شرایطی این اولتیماتوم را میبیند که تجربه چند هفته اخیر، عقبنشینی پیاپی آمریکا را ثبت کرده است. پس از حمله اسرائیل به پارس جنوبی، ایران بیدرنگ چندین نقطه از منافع انرژی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد.
ترامپ که خود را حامی آن حمله معرفی کرده بود، ناگهان از آن اعلام برائت کرد و آن را به اسرائیل نسبت داد. این سناریو بارها تکرار شد؛ هر بار که دشمن اسرائیلی - امریکایی دست به تجاوز زد، ایران ضربهای سختتر بر پیکره منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کرد و هر بار ترامپ ناچار به عقبنشینی و اعلام بیاطلاعی شد.
در پاسخ به تهدید اخیر ترامپ، سرهنگ دوم پاسدار ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص)، با لحنی قاطع هشدار داد: «اگر آمریکا به نیروگاههای ایران حمله کند، تنگه هرمز به طور کامل بسته خواهد شد و تا بازسازی کامل نیروگاههای ما، این تنگه باز نخواهد شد. ضمن آنکه همه نیروگاههای برق، زیرساختهای انرژی و فناوری اطلاعات رژیم صهیونیستی به طور گسترده هدف قرار خواهند گرفت.»
نکته حائز اهمیت در این معادله، برتری راهبردی ایران در برابر تهدیدات دشمن است. برخلاف کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی که وابسته به چند نیروگاه محدود و آب شیرینکنهای آسیبپذیر هستند، ایران از تنوع و تعداد بیشتری از زیرساختهای حیاتی برخوردار است.
سخنگوی قرارگاه مرکزی تأکید کرد: «ما شروع کننده جنگ نبودیم و اکنون هم نخواهیم بود، اما اگر دشمن آسیبی به نیروگاههای ما برساند، روند بدون توقف نابودسازی کلیه زیرساختهای انرژی، نفت و صنعت آمریکا و همپیمانانش در منطقه آغاز خواهد شد.»
بازیگری که تئوری «مرد دیوانه» را در میدان نبرد عملی میکند، ایران است و آن بازیگری که پس از هر ضربه عقب مینشیند و از متحدان خود فرار میکند، آمریکا.
امروز، ایران ثابت کرده است که تنها با زبان قدرت و عمل میتواند با دشمنی صحبت کند که به خیال خود میپنداشت با شهادت رهبر یک ملت، میتواند نظامی را سرنگون کند. معادله جدید غرب آسیا را ایران رقم زده است: امنیت برای همه، یا ناامنی برای همه.
نظر شما