از درهم‌شکستن بتِ ساواک تا فروپاشی هیمنه آمریکا

بزرگترین تفاوتِ حرکتِ معاصر ملت ایران با تلاش‌های نسل‌های پیشین، در پذیرشِ هزینه‌ سوختن برای رسیدن به آرمان است. برخلاف اصحابِ مردد در تاریخ که از لمسِ جمره‌های آتش هراس داشتند، امتِ امام (ره) با گرفتنِ آتشِ گداخته‌ استبداد و استعمار در دست، فرآیندِ سرد کردنِ کانون‌های شرارت را آغاز کردند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ همواره صحنه تقابل میان عافیت‌طلبی و آرمان‌گرایی بوده است. مسئله بنیادین اینجاست که چرا در لحظات سرنوشت‌ساز، اکثریت انسان‌ها از پذیرش مسئولیتی که هزینه آن سوختن است، هراس دارند؟ مفهوم آتش در کف دست، استعاره‌ای عمیق از ماهیت اصیل تعهد است؛ تعهدی که نه با شعار، بلکه با لمسِ عینیِ رنج سنجیده می‌شود.

در تبارشناسی جنبش‌های اصیل، ما با پدیده‌ای مواجهیم که در آن، یک پیشوا و پیروانش، آتشی را که دیگران از آن گریزان بودند، در آغوش می‌گیرند تا ماهیت آن را از سوزندگی به خاکسترِ سرد بدل کنند. این فرآیند، یک استراتژی بلندمدت برای بی‌اثر کردن ابزارهای فشارِ قدرت‌های سلطه‌گر است.

چالش اصلی اینجاست: وقتی ملتی تصمیم می‌گیرد هزینه استقلال و تقابل با استکبار را بپردازد، در واقع در حال انجام مأموریتی است که دهه‌ها یا قرن‌ها بر زمین مانده بود. این تلاش، نه تنها ساختارهای قدرت بیرونی (نظیر نظامات استبدادی و استعماری) را فرسوده می‌کند، بلکه از نظر روانی، جرأتِ مقابله را در کالبد سایر ملت‌ها نیز می‌دمد.

در همین راستا مرحوم آیت الله محی‌الدین حائری شیرازی، در سخنرانی‌ای اظهار کرده است: کسانی به امام سجاد (ع) اصرار می‌کردند که بیایید مثل پدرتان، قیام کنید. ظاهراً تنور آتشی در منزل امام بوده است. امام باقر (ع) نقل می‌کنند که: پدرم به اینهایی که اصرار می‌کردند، فرمود: «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّی تَطْفَأَ؟»: کدامتان حاضر است یک تکه از این آتش‌ها را در دست بگیرد و آن قدر نگه دارد تا خاموش شود؟! دیدم اصلاً هیچکس نمی‌آید؛ من گفتم: «پدر، من حاضرم». پدرم گفت: «منظورم شما نیستی». دوباره فرمود: «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّی تَطْفَأَ؟». دوباره دیدم هیچکس نمی‌آید و من گفتم. باز پدرم گفت منظورم شما نیست. بار سوم هم به همین ترتیب. من دیدم این اصحاب آنقدر خجالت‌زده و شرمنده شدند که دوست دارند زمین بشکافد و بروند داخلش. پدرم هم دلش به حال آن‌ها سوخت و رهایشان کرد.

وی افزوده است: ببینید! این صحبت امام سجاد (ع)، حرف خداوند خطاب به همۀ ماست. این سؤال امام سجاد (ع)، در واقع نسل‌به‌نسل تکرار می‌شده؛ اما هیچ نسلی حاضر نشد این «جَمَره» (حبۀ آتش) را بردارد. امام راحل نگاهی به مردم کرد و در مردم وفا احساس کرد؛ چون مردم‌شناس بود؛ لذا در پاسخ به ندای «منْ فِیکُمْ تَطِیبُ نَفْسُهُ أَنْ یَأْخُذَ جَمْرَةً فِی کَفِّهِ فَیُمْسِکَهَا حَتَّی تَطْفَأَ؟» گفت: «ما بر می‌داریم!». بنابراین به او مأموریت دادند که آتش را بگیرد.

این کارشناس دینی ادامه داده است: اولین آتشی که امام (ره) گرفت، آتش شاه و ساواک بود. به امام (ره) گفتند اینها را اینقدر بگیر تا سرد بشود. مردم هم گفتند: هرچه امام در دست گرفت، ما در دست می‌گیریم. شاه و ساواک، آتشِ سرخ بودند. گرفتن آتش یعنی بدنت بسوزد، تاول بزند، تکه‌تکه گوشتت بریزد؛ اما آتش را زمین نگذاری تا سرد و زغال بشود. این شهیدها، جانبازها، شلاق‌هایی که در زندان می‌خوردند، تعقیب‌ها، هجوم به خانه‌ها و …، همۀ اینها تکه‌تکه‌های گوشت بود که می‌ریخت، همه اینها به خاطر گرفتنِ آتش در دست بود. ولی امام تا آخر کوتاه نیامد. به مدت ۱۵ سال از نیمه خرداد ۴۲ تا ۲۲ بهمن ۵۷، «امام» و «امت» این آتش را گرفتند تا سرد شد. بعد هم آتش صدام و حکومت بعثی را گرفتند تا سرد شد.

از درهم‌شکستن بتِ ساواک تا فروپاشی هیمنه آمریکا

حائری شیرازی بیان کرده است: سپس به امام (ره) گفتند آتش بعدی را بگیر؛ امام گفت: بعد از شاه، نوبت آمریکاست. هرچه که با شاه پیش آمد، باید با آمریکا هم پیش بیاید. آمریکا و اسرائیل، عین آتش هستند؛ باید در دست گرفته بشوند تا سرد بشوند.

مقاومت به معنای گرفتن این آتش است. این آتش دارد سرد می‌شود. آمریکای سال ۵۸ کجا، آمریکای اکنون کجا! این راهپیمایی‌هایی که در عالَم واقع میشود، جرأت‌هایی که مردم دنیا پیدا کرده‌اند و پرچم آمریکا را مرتباً آتش میزنند، علامتِ سرد شدنِ آتش است. وقتی در کل جهان، همان حالتی ایجاد شود که در کشور ما پیدا شد، آن آقا می‌آید. ما باید دعا کنیم که امت‌ها، در این راهی که آمده‌اند تا آخر بروند.

وی افزوده است: در فلسطین، این آتش را بدست گرفته‌اند. هرکس بگوید: «فلسطین به ما چه ربطی دارد، آنها خودشان یک ملت هستند و ما هم برای خودمان ملت دیگری هستیم»، این آتش را زمین گذاشته است. اگر کسی در این زمان، این آتش ۴۰ ساله را زمین بگذارد، گناه چهل نسل قبلی را باید جواب بدهد. چرا؟! چون امام زمان (ع) می‌گوید: چهل نسل که این آتش را بر نداشتند، حالا شما هم که برداشته‌اید، بعد از چند سال می‌خواهید آن را زمین بگذارید؟!

از درهم‌شکستن بتِ ساواک تا فروپاشی هیمنه آمریکا

این کارشناس دینی بیان کرده است: این همه شهید، سوختگی‌های دست امت است که آتش استکبار را نگه داشته و تاکنون از نگه داشتن آن خم به ابرو نیاورده است. این آتش بالاخره سرد خواهد شد، همان طور که شاه و صدام سرد شدند. امام با سرد شدن آتشِ شاه، به میان ما برگشت و آن امام منتظر نیز با سرد شدن آتشِ استکبار است که زیارتش خواهیم کرد. مسئله، مسئلۀ گرفتن آتش در دست است. این رسالت امروز ما است.

به گزارش ایمنا، مسیرِ رسیدن به قله‌های رهایی و تحقق وعده‌های بزرگ صادق، از دالانِ تاب‌آوری در برابر آتش می‌گذرد. اگر امروز شاهد لرزش در ارکان قدرت‌های سلطه‌گر جهانی هستیم، این نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه مستقیم زخم‌ها و سوختگی‌هایی است که یک امت به جان خریده است.

پایان این مسیر، نه با شعله‌های سرکش، بلکه با آرامش و نوری رقم خواهد خورد که نویدبخش حضور حقیقت نهایی در پهنه گیتی است؛ چرا که هر آتشی پس از تحمل و استقامت، سرانجام به سردی و سلامت می‌گراید.

کد خبر 957410

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.