به گزارش خبرگزاری ایمنا، حضور شبانه مردم ایران در مناطق و شهرهای مختلف، یکی از مهمترین نشانههای همبستگی و اتحاد آنهاست. این اتحاد و یکپارچگی علاوهبر اینکه موجب تقویت روحیه مردم و نیروهای نظامی کشور میشود، دشمنان را از تجاوز به ایران ناامید میکند.
اگر به تاریخ اسلام رجوع کنیم میبینیم که حضور شبانه مردم، تنها منحصر به شرایط اخیر کشور ما نیست، بلکه در زمان پیامبر نیز چنین اتفاقی افتاده است.
آیتالله سبحانی در کتاب فروغ ابدیت این داستان تاریخی را نقل کرده است: «مسلمانان در جنگ احزاب سه هزار نفر بودند و دشمن بیش از ده هزار نفر. در این میان به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر دادند یهودیان بنی قریظه داخل مدینه، پیمانشکنی کردند و اهل مدینه در خطرند. پیامبر با تکبیر گفتن، آن را بشارت خواندند.
رسول اکرم، زید ابن حارثه را فراخواندند و ۵۰۰ نفر از سپاهیان را انتخاب کردند و فرمودند: بهصورت ده گروه ۵۰ نفره، هر شب در کوچه و خیابانهای مدینه در حال تکبیر گفتن با صدای بلند راهپیمائی کنید.
ولولهای شهر مدینه را فرا گرفت، شبها، مدینه پر از گروههای تکبیرگو شد در حالی که سپاه اصلی در جبههها و جنگ احزاب در حال جنگیدن بود. در نهایت این حرکت بود که پیروزی مسلمانان در جنگ احزاب را همراه با تأمین امنیت داخلی در مدینة النبی به ارمغان آورد.»

تکبیرهایی که معادله جنگ را تغییر داد / جنگ احزاب جدید؛ چندضلعی و پیچیده
در همین راستا حجتالاسلام هادی شجاعی، کارشناس تاریخ در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تطبیق وضعیت کنونی با جنگ احزاب بسیار حائز اهمیت است. امروزه ما بهصورت عملی درگیر نبردهای مشابهی هستیم؛ چه در جنگ رمضان، چه جنگ دوازده روزه، و چه تحولاتی که از عملیات طوفانالاقصی آغاز و به این درگیری ختم شد که پیش از این نیز قابل پیشبینی بود. بهصورت عملی این، همان جنگ احزاب است؛ یعنی طرفهای متعددی درگیر هستند.
وی افزود: بهطور تقریبی کل ناتو با عمده پتانسیلهای خود در خلیج فارس مشارکت دارند. کشورهای منطقه نیز درگیر هستند، اگرچه بسیاری از آنها بهدلیل تبعات موجود جرئت ندارند بهصورت مستقیم گردن بگیرند و مشارکت رسمی خود را اعلام کنند. هم طرفهای اروپایی و هم طرفهای منطقهای، همه میدانند که مشارکت مستقیم دارند. بیست تا سی کشور در این درگیری دخیل هستند.
این کارشناس دینی ادامه داد: در جنگ احزاب نیز، پس از آنکه کفار در جنگهای احد و بدر نتوانستند لشکر اسلام را شکست دهند، با وعدههایی که در گذشته داده بودند قبایل مختلف حجاز را متحد کردند تا علیه دولت نوپای اسلامی اقدام و مدینه را محاصره کنند. نکته حائز اهمیت این بود که حکومت اسلامی پیامبر (ص) در مدینه هنوز آن قوام لازم را پیدا نکرده بود و موفق نشده بود سلطه خود را بر پیرامون مدینه تا شعاع زیادی گسترش دهد.
شجاعی مطرح کرد: اقوام مختلفی در مدینه زندگی میکردند؛ هم اوس و خزرج و هم یهودیان، در بین اصحاب و انصار بودند. منافقین نیز وجود داشتند که گاهی اسلام را پذیرفته بودند، اما بالاخره در عمل، لکه سیاهی بر چهره حکومت اسلامی میانداختند. یهودیان بنیقریظه، بنینظیر و دیگرانی که در اطراف مدینه ساکن بودند، با حکومت اسلامی قرارداد داشتند و به شرط تأمین امنیتشان، توافقاتی با پیامبر (ص) امضا کرده بودند، اما در نهایت بهطور دائمیاً اذیت و آزار میکردند و چندین بار عهد خود را نقض کرده بودند.
وی بیان کرد: در داستان جنگ احزاب، پیامبر با طیف متکثری از دولتها و قبایل که هر کدام حوزه نفوذ خود را داشتند و به عنوان دولت تلقی میشدند، درگیر بودند؛ با طیفی متکثر از دولتهای متحد روبهرو بودند. طرفهایی که با آنها قرارداد داشتند، در ذیل پرچم اسلام زندگی میکردند و امنیتشان تأمین بود.
این کارشناس تاریخ بیان کرد: در این میان خبری پخش شده بود که قرار است آنها از پشت خنجر بزنند و بخواهند لشکر اسلام را از مدینه خارج کنند. بالاخره التهابی ایجاد کنند و به عقبه مسلمانان ضربه بزنند تا نیروهای خط مقدم نتوانند مقاومت کنند. این خبر که پخش شد، افرادی که در خط مقدم بودند، نگران خانوادههایشان شدند.
وقتی شهر، سپر جبهه میشود
وی ادامه داد: پیامبر وقتی متوجه این مسئله شدند، پانصد نفر را از لشکر جدا کردند. بهطور تقریبی سه هزار نفر نیرو داشتند که نسبت به کفار و قریش که حدود ده هزار نفر نیرو آورده بودند، کمتر از یکسوم بودند، اما باز همان پانصد نفر برای عقبه سپاه اسلام اهمیت زیادی داشت. ماجرا در نهایت به نفع مومنان تمام شد؛ چراکه عقبه لشکر یعنی مردمی که در شهر بودند امنیت را فراهم کردند.
این کارشناس تاریخ مطرح کرد: امروزه نیز فرماندهان ما تأکید میکنند که موفقیت میدان برمیگردد به اینکه شما مردم چقدر میتوانید خیابان را نگه دارید. یعنی اگر عقبه حفظ شود، آن نیرویی که در خط مقدم است با کفار میتواند مبارزه کند. این فوقالعاده است و وضعیتی که امروز ما درگیرش هستیم با همان وضعیت جنگ احزاب همخوانی دارد و تطبیق میکند.
شجاعی بیان کرد: امروز وقتی میگویند در خیابان باشید، یک دلیلیش به خاطر مباحث امنیتی است. نیروهای نظامی ما و نیروهای امنیتی ما بهطور کامل بر مسئله سوار و در میدان هستند و از این جهت نگرانی خاصی وجود ندارد، اما اینکه مردم در خیابان باشند و مردم میدانها را کنترل کنند، یک قوتقلبی است برای آن نیرویی که در خط مقدم میجنگد؛ این نیرو پشتیبانی دارد، عقبه دارد و تأمین میشود.

حضور مردم؛ پشتوانه رزمندگان
وی افزود: بهطور مثال فردا اگر کسی بدون اینکه به اهدافمان رسیده باشیم، بگوید درخواست آتشبس یا مذاکره کنیم به روال سابق، اگر عقبه مردمی وجود نداشته باشد، نیروی نظامی نیز دست بسته میشود.
این کارشناس دینی ادامه داد: حضور مردم در خیابان و تکبیر دادنها و شعار دادنها و اینکه مردم صدایشان را بلند کنند، یعنی به همه طرفها میگویند این نظام حامی دارد، این نظام پشتیبان دارد، این نظام مورد حمایت مردم است.
شجاعی بیان کرد: اعتماد مردم حائز اهمیت است. این موضوع موجب میشود که آن دستور کاری که به نیروی میدانی داده شده، طرحی که از پیش تهیه و تأیید شده توسط ولی فقیه، به راحتی و طبق برنامه خودش اجرا شود. اگر چنین حمایتی نباشد، ضربه میخوریم.
درسهای یک تطبیق تاریخی
به گزارش ایمنا، بررسی تطبیقی جنگ احزاب و شرایط کنونی نشان میدهد که اگرچه زمینههای تاریخی و جغرافیایی متفاوت است، اما اصول راهبردی دفاعی و امنیتی بهویژه نقش مردم و همبستگی ملی میتواند درسهای مهمی به ما بدهد.
در شرایط فعلی، حضور مردم، حفظ اعتماد عمومی، تقویت روحیه ملی و ایجاد همبستگی، از مهمترین عواملی است که میتواند به حفظ ثبات و موفقیت در مدیریت جنگ کمک کند.
در این میان، نقش مردم بهعنوان پشتیبان غیرمستقیم اما تعیینکننده، از جایگاه ویژهای برخوردار است و نادیده گرفتن آن، میتواند به آسیبپذیری و شکست در اجرای استراتژیهای تدوینشده منجر شود.
نظر شما