مرثیه‌ای برای مردی که تا آخر وفادار ماند

شهید علی لاریجانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، مردی بود که عمری را در سایه‌بان ولایت و خدمت به انقلاب اسلامی سپری کرد. او با سابقه‌ای درخشان در ریاست صدا و سیما و سه دوره ریاست مجلس و دبیری شورای عالی امنیت ملی سرانجام در ماه مبارک رمضان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهید دکتر علی لاریجانی از چهره‌های شناخته‌شده سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود که سال‌ها در عرصه‌های مختلف مدیریتی و تقنینی کشور فعالیت داشت و در مقاطع گوناگون مسئولیت‌های مهمی را برعهده گرفت. او در طول فعالیت‌های خود از مدیریت رسانه ملی تا ریاست مجلس شورای اسلامی و حضور در شورای عالی امنیت ملی نقش‌آفرینی کرد.

شهید علی لاریجانی در سال ۱۳۳۶ در شهر نجف متولد شد. پدرش مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی از مراجع تقلید بود. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در قم سپری کرد؛ تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ادیب گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان صدر قم به پایان رساند. شهید لاریجانی پس از پایان تحصیلات متوسطه وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر مدرک کارشناسی دریافت کرد. او سپس مسیر علمی خود را در دانشگاه تهران ادامه داد و در رشته فلسفه تا مقطع دکتری تحصیل کرد.

پس از پایان تحصیلات نیز به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران به فعالیت‌های علمی و دانشگاهی پرداخت. او از شاگردان شهید استاد مرتضی مطهری بود و بعدها داماد این استاد برجسته شد. همچنین برادر آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، رئیس پیشین قوه قضاییه، به شمار می‌رفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لاریجانی در همان روزهای نخست با رایزنی شهید مطهری به سازمان صدا و سیما رفت و فعالیت خود را در این مجموعه آغاز کرد. در سال ۱۳۶۱ و در دوران دفاع مقدس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و مسئولیت‌هایی از جمله معاونت سپاه و جانشینی ستاد کل سپاه را برعهده گرفت و تا سال ۱۳۷۱ در این سمت فعالیت داشت. 

او در ۲۰ مرداد سال ۱۳۷۱ به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد و تا ۲۶ بهمن ۱۳۷۲ این مسئولیت را برعهده داشت. پس از آن در سال ۱۳۷۲ با حکم مقام معظم رهبری به ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و بیش از یک دهه، تا سال ۱۳۸۳، مدیریت این سازمان را برعهده گرفت.

شهید لاریجانی در عرصه پارلمانی نیز سوابق درخشانی دارد. او در دوره‌های ششم، هشتم، نهم، دهم و یازدهم نماینده مردم قم در مجلس بود و در سه دوره متوالی (هشتم، نهم و دهم) به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی انتخاب شد. در سال ۱۳۸۴ به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد. او در سال ۱۳۹۹ به عنوان مشاور رهبر شهید انقلاب و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد و در سال ۱۴۰۴ نیز در حکمی از سوی رهبر شهید انقلاب به عنوان نماینده رهبری در شورایعالی امنیت ملی منصوب شد و تا لحظه شهادت به عنوان دبیر این شورا خدمت کرد.

از فعالیت‌های علمی او می‌توان به عضویت در هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه تهران، و تألیف و ترجمه چندین کتاب و مقاله در حوزه فلسفه سیاسی و امنیت ملی اشاره کرد. شهید لاریجانی در همراه با فرزند مومنش مرتضی به دست رژیم صهیونیستی به فیض شهادت نائل آمد.

شهید لاریجانی در کلام رهبر شهید انقلاب

رهبر شهید درباره شخصیت شهید لاریجانی در بیانات ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۸۲ فرمودند: «برای من رفتن آقای لاریجانی فی‌نفسه یک خسارت است، دوست و برادر عزیز ما، من زمانی که ایشان در صدا سیما بودند، حدود ۲۰ سال پیش، آمدند این‌جا و خیلی هم جوان بودند. از آن زمان سابقه کارشان را می‌دانم. با ایشان دوستیم، برادریم، هم‌فکریم، رفیقیم. ارزش‌های خوبی دارند. به هر حال این یک کمبود هست برای ما، اما دیگر حالا، جریان کار اینجوری است. امیدواریم میدان برای تازه نفس‌ترها و کسانی ‌که آمادگی دارند در این میدان کاری وارد بشوند، باز شود.»

در پی شهادت دکتر لاریجانی، مسعود پزشکیان رئیس جمهور در پیامی نوشت: «شهادت برادر فاضل، گرانقدر و عزیزم جناب آقای دکتر علی لاریجانی موجب تأثر و تأسفی عمیق شد. چهره ممتاز و ارزشمندی که در طول دوران جمهوری اسلامی در سنگرهای مختلف منشأ خدمات و ثمرات گسترده و متنوعی بود و در طی دوران همکاری طولانی در مجلس شورای اسلامی و دوره اخیر تصدی مسئولیت دبیری شورای‌عالی امنیت ملی از وی جز خیرخواهی، تیزبینی، همراهی و دوراندیشی ندیدم. بی‌تردید جبران این فقدان بسیار سخت و دشوار است. گرچه مزد سال‌ها مجاهدت مخلصانه و شجاعانه در میدانهای مختلف فرهنگی، سیاسی و امنیت ملی دکتر لاریجانی عزیز را به مرتبه والای شهادت رسانید و خون او توسط جنایتکارترین رژیم تاریخ بشر بر زمین ریخته شد، اما همجواری با روح مطهر شهدای بزرگ انقلاب اسلامی لیاقت او و آرزوی دیرینه این برادر عزیز بود.

او نمونه‌ی برجسته‌ای از تربیت‌شدگان مکتب امام خمینی، امام شهید خامنه‌ای عزیز و استاد شهید انقلاب اسلامی مطهری بزرگ بود. شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه‌ی او در همه‌ی این سالیان بود، بی‌تردید انتقام سختی در انتظار جنایتکاران تروریستی است که دست پلید خود را به خون شهدای مظلوم اما رشید و استوار سرزمین مقدس ایران در جریان تجاوزهای تروریستی اخیر آلودند.

شهید لاریجانی در آخرین سنگر و مسئولیت در دوره کوتاه خدمت در شورای عالی امنیت ملی تمام تلاش خود را برای گسترش صلح و امنیت در منطقه و ایجاد همدلی وتقویت برادری در میان کشورهای اسلامی به‌کار بست و چهره‌ای بین‌المللی در ساحت امنیت بین‌المللی و مقاومت از خود آفرید و آماج کینه رژیم تروریستی صهیونیستی قرار گرفت.

بی‌تردید خطّ ایستادگی و مقاومت توأم با عقلانیت و دوراندیشی در غیاب این برادر عزیز تداوم خواهد یافت و پیروزی قطعی در انتظار ملت بزرگ ایران خواهد بود. فقدان لاریجانی عزیز تلخ و ناگوار است ولی پایمردی مردم غیور ایران و دست یافتن به پیروزی نهایی کام جنایتکاران صهیونیستی را تلخ‌تر خواهد کرد. اینجانب این شهادت را به پیشگاه حضرت بقیّة‌الله‌الاعظم، رهبر عالی‌قدر انقلاب اسلامی، خانواده معزز ایشان و ملت بزرگ ایران تبریک و تسلیت عرض می‌کنم.»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در بخشی از پیامش درباره شهید لاریجانی نوشت: «برادر عزیزم، همسنگر روزهای جنگ با استکبار جهانی، مرد عرصه فرهنگ، رسانه، مدیریت و سیاست، رئیس شجاع ۳ دوره مجلس شورای اسلامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، شهید دکتر علی لاریجانی این مقام عالی را درک کرد و با پیکری خونین به دیدار مولای خود، حسین‌بن‌علی علیه‌السلام رفت و انقلاب اسلامی را از نعمت مجاهدی نستوه و سربازی عاشق میهن محروم ساخت.

شهادت ایشان، برگ زرین دیگری از افتخارات نهضت شهید پرور خمینی کبیر قدس الله نفسه الزکیه است که به جهانیان ثابت می کند خط سرخ شهادت با ترور متوقف نمی شود و تا نابودی جبهه کفر و نفاق و رفع تهدید و خطر از ایران عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه دارد.

یقیناً مجاهدت‌ها و رشادت‌های این سرباز جان برکف رهبر انقلاب و ملت بزرگ ایران همواره در خاطره جمعی ما خواهد ماند و تاریخ صبوری و ولایت‌مداری او را ثبت خواهد کرد و نسل‌های آینده مردی را به خاطر می‌آورند که تمام طول حیات خویش را در دفاع از انقلاب اسلامی و ایران عزیز سپری کرد.

ایشان در دوران پرتنش کشور و پس از جنگ ۱۲ روزه، فداکارانه مسئولیت دبیری شورای‌عالی امنیت ملی را پذیرفت و در انجام وظیفه، لحظه ای کوتاهی نکرد و در مدت زمان اندکی از عروج امام شهید انقلاب، به ایشان پیوست.»

مرثیه‌ای برای مردی که تا آخر وفادار ماند

حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه نیز درباره این شهید مجاهد نوشت: «شهادت خادمِ مخلص و دلسوزِ انقلاب اسلامی، دانشمند مجاهد ، دکتر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی به همراه فرزند برومندشان و همراهان ایشان از سوی دشمن آمریکایی صهیونی را تبریک و تسلیت می‌گویم.

این شهید والامقام که همواره در زمره نیروهای مورد وثوق و اعتماد رهبر شهید انقلاب قرار داشت، سرانجام پاداش مجاهدت‌های طولانی‌مدت خود در سنگرهایِ مختلفِ خدمتگزاری به مردم را با نوشیدن شهد شیرین شهادت، از پروردگار متعال دریافت کرد.

بهره‌مندی از توان بالای مدیریتی و تصمیم‌گیری، شجاعت و بلاغت در کلام و بیان، عزم جدی در خدمتگزاری به مردم و جانفشانی و ایستادگی در مسیر آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی، از ویژگی‌های برجسته‌ی این شهید عزیز ما بود.»

شهید علی لاریجانی در کنار شهید سپهبد محمد پاکپور

مرثیه‌ای برای مردی که تا آخر وفادار ماند

شهید حاج قاسم سلیمانی در کنار شهید علی لاریجانی

مرثیه‌ای برای مردی که تا آخر وفادار ماند

آن روی دیگر آقای لاریجانی

فائضه غفارحدادی، نویسنده و روایتگر در یادداشتی با عنوان «آن روی دیگر آقای لاریجانی» نوشت:

«این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود.

از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند.

خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد.

می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.»

ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.»

فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند.
اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت.

من مطمئنم یک آه این زن می تواند اسرائیل را از ریشه بخشکاند.»

کاربری در فضای مجازی با انتشار این ویدیو نوشت: «این فیلم سال پیش یک فیلم عادی بود... آه از غمی که تازه شود با غمی دگر»

کد خبر 956997

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.