به گزارش خبرگزاری ایمنا، میراث فرهنگی هر ملت تنها مجموعهای از بناها، آثار هنری یا اشیای تاریخی نیست، بلکه بازتابی از هویت، حافظه تاریخی و مسیر تمدنی آن جامعه به شمار میرود. در طول تاریخ، تمدنها از طریق همین آثار و نشانهها با یکدیگر گفتوگو کرده و میراث مشترک بشریت را شکل دادهاند، از این رو هرگونه آسیب به میراث فرهنگی، فراتر از یک خسارت مادی، به معنای خدشه وارد شدن به تاریخ و هویت یک ملت و حتی بخشی از حافظه فرهنگی جهان است.
در دو قرن گذشته، بسیاری از کشورهای جهان اسلام و شرق در معرض تحولات سیاسی و نظامی گستردهای قرار گرفتند که پیامدهای آن تنها به تغییر مرزها یا ساختارهای سیاسی محدود نماند. در کنار این تحولات، بخشی از میراث فرهنگی این کشورها نیز در معرض تخریب، غارت یا انتقال به خارج از سرزمینهای خود قرار گرفت و این روند، در مواردی به تضعیف پیوند میان نسلهای جدید و ریشههای تاریخی و فرهنگی جوامع انجامید.
تجربه تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از منازعات سیاسی و نظامی، میراث فرهنگی نیز ناخواسته یا گاه آگاهانه به یکی از قربانیان اصلی تبدیل میشود. تخریب بناهای تاریخی، آسیب به اماکن مذهبی، نابودی کتابخانهها و انتقال آثار ارزشمند فرهنگی، نمونههایی از رخدادهایی است که در نقاط مختلف جهان و در دورههای گوناگون مشاهده شده است و چنین اقداماتی در عمل به معنای از میان رفتن بخشهایی از روایت تاریخی ملتهاست.
در مقابل این تهدیدها، جامعه جهانی طی دهههای گذشته تلاش کرده است با تدوین کنوانسیونها و ایجاد نهادهای تخصصی، چارچوبهایی برای حفاظت از میراث فرهنگی فراهم کند. سازمانها و نهادهای بینالمللی مرتبط با میراث فرهنگی، حقوق بشر و حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ، با هدف جلوگیری از تخریب یا قاچاق آثار تاریخی شکل گرفتهاند، با این حال، کارآمدی این سازوکارها در بسیاری از بحرانها همواره موضوع بحث و نقد بوده است.

تعرض به میراث تاریخی ایران نباید بدون پیگیری و پاسخ حقوقی باقی بماند
حسن راستی، پژوهشگر دکتری حقوق عمومی با بیان اینکه تعرض به میراث تاریخی ایران نباید بدون پیگیری و پاسخ حقوقی باقی بماند و انتظار میرود نهادهای مربوطه، ابعاد این اقدام را مستندسازی کند و پیگیری مسئولیت عاملان آن را در مجامع و سازوکارهای بینالمللی در دستور کار قرار دهد و نخستین و مهمترین گام در این مسیر، مستندسازی علمی و دقیق خسارات است، به خبرنگار ایمنا میگوید: ارزیابیهای کارشناسی از میزان آسیب به بناها، تزئینات، نقاشیهای دیواری و سایر عناصر تاریخی، علاوه بر کاربرد در مرمت، بهعنوان مستند حقوقی کلیدی در مجامع بینالمللی عمل خواهد کرد.
وی با بیان اینکه از جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی انتظار میرود نسبت به این رخداد سکوت نکنند، میافزاید: از سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) انتظار میرود با بررسی دقیق این حادثه، نسبت به ثبت و ارزیابی خسارات وارد شده اقدام و توجه جامعه جهانی را به تهدیدهای متوجه این میراث ارزشمند جلب کند.
پژوهشگر دکتری حقوق عمومی تصریح میکند: از شورای بینالمللی بناها و محوطههای تاریخی (ایکوموس) به عنوان نهاد تخصصی و مشورتی یونسکو در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی انتظار میرود با ارزیابیهای فنی، در مستندسازی دقیق خسارات و ارائه گزارشهای تخصصی درباره وضعیت این آثار تاریخی نقش فعال ایفا کند.

تخریب میراث فرهنگی، در واقع سوزاندن صفحاتی از کتاب تاریخ بشریت است
راستی ادامه میدهد: در کنار آن، کمیته بینالمللی سپر آبی (Blue Shield International) که از آن به عنوان سپر حفاظتی میراث فرهنگی در زمان بحران و جنگ یاد میشود، میتواند با بهرهگیری از شبکههای تخصصی خود در حوزه حفاظت از اموال فرهنگی در مخاصمات، به مستندسازی خسارات و جلب توجه جامعه جهانی نسبت به تهدیدات علیه میراث فرهنگی ایران کمک کند.
وی با بیان اینکه علاوه بر پیگرد کیفری، مطالبه غرامت برای هزینههای سنگین مرمت، بازسازی و احیای عناصر تاریخی و همچنین جبران خسارات ناشی از کاهش ارزش فرهنگی و گردشگری این آثار، باید در دستور کار قرار گیرد، میگوید: همچنین از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازوکارهای مرتبط با حقوق فرهنگی انتظار میرود نسبت به تهدید میراث فرهنگی ملتها بیتفاوت نباشند، زیرا تخریب یا آسیب به آثار تاریخی تنها خسارتی مادی نیست، بلکه نابودی بخشی از هویت و حافظه تاریخی بشر محسوب میشود.
پژوهشگر دکتری حقوق عمومی اضافه میکند: این حمله بار دیگر خطرناک بودن معادلات نظامی کنونی برای میراث فرهنگی را آشکار ساخت و حفاظت از این آثار، تنها وظیفه یک دولت نیست، بلکه تعهدی اخلاقی و حقوقی برای تمام جامعه بینالمللی است، زیرا تخریب میراث فرهنگی، در واقع سوزاندن صفحاتی از کتاب تاریخ بشریت است. میراث فرهنگی ایران امانتی تاریخی در دست نسل امروز است و پاسداری از آن وظیفهای ملی و انسانی است و انتظار میرود نهادهای بینالمللی و مجامع حقوقی با حساسیت و قاطعیت تمام، از ظرفیتهای حقوقی موجود برای صیانت از میراث جاودان اصفهان و مجازات متخلفان بهره بگیرند.

خیانتهای استعمار غرب در جهان اسلام
قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به اینکه در پاسخ به حملات ددمنشانه اسرائیل و آمریکا به میراث فرهنگی جمهروری اسلامی ایران، لازم است مقدمهای درباره خیانتهای استعمار غرب در جهان اسلام، بهویژه در ایران طی دو قرن اخیر، مطرح شود که با هدف تغییر هویت اسلامی، ملی، فرهنگی و معنوی ملتها صورت گرفته است، به خبرنگار ایمنامیگوید: در پی تحرکات انگلیس در جنگ جهانی اول و پس از کودتای سوم اسفند و روی کار آمدن رضاخان، بخش عمدهای از میراث فرهنگی ما توسط آمریکا، انگلیس و تا حدودی فرانسه به سرقت رفت.
وی با بیان اینکه در همین چارچوب، بخشهایی از میراث و دفینهها از کشور خارج و به یغما برده شد، میافزاید: در سال ۱۳۵۳ نیز روزنامه کیهان اعلام کرد که بیش از ۳۰ هزار کتاب خطی ایران به اروپا و آمریکا منتقل شده است، همچنین در جریان دو حمله آمریکا به عراق و افغانستان، بخشهایی از میراث فرهنگی و تاریخی این کشورها تخریب شد و کتب خطی و آثار ارزشمند آنها به سرقت رفت.
پژوهشگر تاریخ معاصر تصریح میکند: رژیم صهیونیستی نیز طی ۸۰ سال اخیر تلاش کرده است ساختار فرهنگی، معماری و سیاسی فلسطین را از بین ببرد، حتی در دو سال اخیر، مساجد و کلیساهای غزه را تخریب کرده و همچنان به این اقدامات ادامه میدهد؛ از سوی دیگر، حملات انگلیس و آمریکا به یمن و پیش از آن حمله عربستان سعودی به این کشور، بخشهایی از میراث فرهنگی یمن را تخریب کرد و در این حملات حدود ۱۱ هزار جلد کتاب خطی از میان رفت.
تبریزی ادامه میدهد: حکومت عربستان سعودی نیز طی بیش از یکصد سال گذشته بخش عمدهای از میراث فرهنگی، ساختار شهری و اماکن مقدس را تخریب کرده و در نیمقرن اخیر نیز به نام نوسازی، بخش دیگری از این میراث را از میان برده است و در نقاط دیگر جهان نیز نمونههایی از این اقدامات دیده میشود؛ از جمله در الجزایر توسط فرانسویان و در هندوستان توسط انگلیسیها. پیش از سلطه انگلستان بر هند، فرهنگ و زبان این کشور به شدت تحت تأثیر ادبیات فارسی بود و تا حدود یک قرن و نیم پیش، زبان فارسی زبان رسمی و دیوانی هند محسوب میشد، اما انگلستان با تغییر زبان رسمی، تلاش کرد هویت فرهنگی هند را تغییر دهد.

امیدی به غرب و مراکز بینالمللی نیست
وی با بیان اینکه حتی در حوزه اماکن مذهبی نیز چنین اقداماتی صورت گرفت، میگوید: در جهان امروز قوانین مهمی برای حفظ حقوق بشر، محیط زیست و میراث فرهنگی وجود دارد که دارای اهداف و برنامههای مهم و مستند هستند، اما این ساختارها با سه مشکل اساسی مواجهاند؛ نخست اینکه سلطه استعمار، بیشتر در پی نابودی هویت، شخصیت و فرهنگ جهان اسلام و کشورهای شرقی است.
پژوهشگر تاریخ معاصر اضافه میکند: دوم اینکه این مراکز، نهتنها در غرب بلکه زیر سلطه مدیریت غربیها قرار دارند. در بسیاری از این مراکز، از جمله یونسکو، سلطه غرب وجود دارد و از اینرو در برابر حوادثی که رخ داده و میدهد، سکوت اختیار میکنند. همانگونه که سازمان ملل نیز در برابر جنایات رژیم صهیونیستی یا آمریکا نه تنها سکوت میکند، بلکه گاه به نفع آنها رأی میدهد و سوم اینکه ما دادگاه بینالمللی مستقلی نداریم، همانگونه که سازمان ملل مستقل نداریم و کمیتههای حقوق بشر مستقل نیز وجود ندارند، بنابراین نهتنها امیدی به غرب و مراکز بینالمللی نیست، بلکه آنها را مطیع و فرمانبردار قدرتهای استعماری میدانیم.
تبریزی میافزاید: برای نمونه میتوان به جنگ هشتساله صدام علیه ایران، جنایات ۸۰ ساله اسرائیل علیه فلسطین و اقدامات آمریکا در ویتنام، عراق و افغانستان اشاره کرد، بهویژه پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا خود را کدخدای جهان نامید، در حالی که وقتی مدرسه دخترانهای هدف حمله قرار میگیرد و ۱۶۰ دختر دانشآموز کشته و ۹۶ نفر زخمی میشوند، مجامع بینالمللی سکوت میکنند و حتی سازمان ملل علیه ما بیانیه صادر میکند.
وی تصریح میکند: در دوران تجاوز صدام به ایران نیز آلمان به عراق بمبهای شیمیایی داد، اما صدام هیچگاه از سوی غرب محکوم نشد، مگر زمانی که آمریکا تصمیم گرفت برای تسلط بر نفت عراق وارد عمل شود. این یک اصل کلی در جهان امروز است که تا زمانی که استعمار قدرتمند است، تا زمانی که اسرائیل با پشتیبانی آمریکا و غرب جنایت میکند و تا زمانی که آمریکا به تجاوزهای خود ادامه میدهد، تخریب میراث فرهنگی نیز در شمار دیگر جنایات غرب قرار میگیرد.

در چنین شرایطی، مستندسازی دقیق خسارات، ثبت علمی آثار آسیبدیده و پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی از جمله اقداماتی است که میتواند در حفاظت از میراث فرهنگی نقش مؤثری ایفا کند. گزارشهای کارشناسی، ارزیابیهای فنی و ثبت شواهد تاریخی، نه تنها در فرایند مرمت و احیای آثار اهمیت دارد، بلکه میتواند به عنوان سندی حقوقی برای پیگیری مسئولیت عاملان تخریب در مراجع بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد.
حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه یک دولت یا یک ملت نیست، بلکه مسئولیتی مشترک برای همه جوامع انسانی محسوب میشود. آثار تاریخی و فرهنگی هر کشور بخشی از گنجینه تمدنی جهان به شمار میروند و پاسداری از آنها به معنای صیانت از تاریخ مشترک بشر است و از همین رو، توجه به تهدیدهای متوجه میراث فرهنگی و تلاش برای حفظ و انتقال آن به نسلهای آینده، ضرورتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.