به گزارش خبرگزاری ایمنا، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا اعلام کرد که ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن پس از آنکه چندین بار هدف حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح ایران قرار گرفت، از چرخه عملیاتی خارج شده و مسیر بازگشت به ایالات متحده را در پیش گرفته است. به بیان دیگر، این ناو دیگر در معادلات میدانی خلیج فارس و دریای عمان حضور فعال ندارد و نقش بازدارندهای که پیشتر رسانههای غربی برای آن ساخته بودند، عملاً رنگ باخته است.
این خروج، با سکوت قابل توجه رسانهها و مقامات آمریکایی همراه بود؛ نه کاخ سفید و نه سنتکام، هیچ واکنش رسمی نسبت به خبر نشان ندادند؛ نه تکذیب کردند و نه تأیید. در فضای رسانهای و نظامی، چنین سکوتی معمولاً یک معنا دارد: خبر صحت دارد، اما ترجیح داده شده بدون واکنش رسمی از کنار آن عبور شود.
برای درک اهمیت این اتفاق، کافی است به ماهها و هفتههای پیش از آغاز جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی بازگردیم. در آن دوره، نام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن عملاً به نماد عملیات روانی واشنگتن علیه ایران تبدیل شده بود. رسانههای غربی تقریباً هر روز موقعیت، حرکت و مأموریت این ناو را پوشش میدادند و آن را تجسم برتری دریایی آمریکا معرفی میکردند؛ شناوری عظیم با دهها جنگنده، سامانه دفاعی و صدها موشک که میتوانست معادلات نظامی منطقه را تحت کنترل خود درآورد.

در روایت رسانهای غرب، حضور این ناو در نزدیکی ایران عامل بازدارندهای برای مهار جمهوری اسلامی بود؛ اما آنچه در روزهای اخیر رخ داد، واقعیت دیگری را آشکار ساخت. حملات دقیق و منسجم موشکی و پهپادی ایران باعث شد فشار قابل توجهی بر ناو وارد شود و نهایتاً این شناور مجبور به ترک منطقه گردد. این اتفاق نشان داد که تصویر بزرگنمایی شده قدرت بلامنازع ناوهای هواپیمابر آمریکایی، بیش از واقعیت، جنبه روانی داشته است. ناوی که پیشتر نماد مطلق برتری نظامی آمریکا بود، اکنون در مقابل مقاومت مستقیم ایران، مسیر بازگشت به مبدأ را برگزیده است.
در کنار اعلام رسمی قرارگاه خاتمالانبیا، نشانههای دیگری نیز این روایت را تقویت میکنند. آمریکا در واکنش به خلأ ایجاد شده، اقدام به اعزام ناو یواساس طرابلس از پایگاه خود در ژاپن به سمت دریای عمان کرده است. هرچند طرابلس تفاوت مأموریتی با آبراهام دارد، اما همچنان یک شناور بزرگ تهاجمی محسوب میشود که قادر است بالگردها و جنگندههای عمودپرواز را حمل کرده و نقش مهمی در عملیات دریایی ایفا کند. این اقدام، تلاش واشنگتن برای جبران خلأ ناشی از عقبنشینی آبراهام را نشان میدهد، هرچند تحلیلگران نظامی تأکید میکنند که این تلاش، بیشتر جنبه روانی دارد تا عملیاتی.
تحلیلگران غربی و منطقهای معتقدند، خروج ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نه تنها یک شکست تاکتیکی برای آمریکا بود، بلکه پیام سیاسی و روانی مهمی برای افکار عمومی منطقه و جهان داشت. این پیام ساده و روشن است: هیچ قدرت مطلقی نمیتواند بدون هزینه و بدون مواجهه با مقاومت واقعی، معادلات منطقهای را به دلخواه خود تغییر دهد.
در کنار این پیام، اهمیت تاکتیکی تنگههای حیاتی منطقه و قابلیت موشکی ایران نیز برجسته میشود. ناوهای هواپیمابر و شناورهای آمریکایی، حتی با تجهیز به پیشرفتهترین سامانهها، نمیتوانند در برابر حملات هدفمند موشکی و پهپادی ایران بدون تهدید باقی بمانند. این واقعیت، نه تنها امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه معادلات سیاسی و اقتصادی جهانی را نیز تغییر میدهد.
خروج آبراهام لینکلن از خلیج فارس، پیام روشن دیگری نیز دارد: واشنگتن تلاش میکند خلأ ناشی از این عقبنشینی را با اعزام شناورهای دیگر جبران کند، اما این اقدامات بیشتر جنبه اعلامی و روانی دارد تا تغییر واقعی معادلات میدانی. واقعیت این است که قدرت نظامی آمریکا، وقتی با مقاومت سازمانیافته و دقیق ایران مواجه شود، مجبور به عقبنشینی میشود و افسانه «قدرت مطلق» رنگ میبازد.
در نهایت، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، پیام نمادین این عقبنشینی برای منطقه و جهان است: ناوی که پیشتر بهعنوان تجسم برتری بیچون و چرای آمریکا معرفی میشد، اکنون به مسیر بازگشت بازگشته و نشان داده است که هر قدرتی، حتی با بزرگنمایی رسانهای، نمیتواند مقابل اراده و توان واقعی ایران بایستد.
نظر شما