به گزارش خبرگزاری ایمنا از لرستان، خاطرهنویسی از چهرههای تأثیرگذار تاریخ، همواره پنجرهای به سوی نگاه خصوصی و ناگفتههای آنان باز میکند و پس از شهادت رهبر انقلاب با یکی از شاعران خوشذوق و متعهد لرستان، محمدتقی عزیزیان، همکلام میشویم؛ شاعری که افتخار شش بار حضور در محضر رهبر شهید و شعرخوانی در بیت ایشان را در کارنامه خود دارد.
مردی ۴۴ ساله و دارای دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرس مدرسه در این گفتوگوی صمیمانه از لحظههای نابی میگوید که با دستفشاری رهبری آغاز شد و تا آخرین دیدار و خاطره دستگرفتنش توسط ایشان ادامه پیدا کرد.
ایمنا: نخستین دیدار شما با رهبر شهید انقلاب در چه سالی و چگونه رقم خورد؟
عزیزیان: نخستین دیدار بنده با رهبر شهید انقلاب به سال ۱۳۸۷ برمیگردد، در آن سالها بسیار فعال بودم و در فضای ادبی کشور بارها موفق به کسب رتبههای برتر شعر کشور شدم. آثارم در نشریات و رسانهها منتشر میشد و این موضوع مورد توجه دوستانم در فضای ادبیات انقلاب اسلامی قرار گرفت، به همین دلیل از بنده دعوت شد که در دیدار شعرا با معظمله شرکت کنم که با افتخار پذیرفتم و به محضر مبارکشان رسیدم، بعد از آن هم پنج بار دیگر در جمع شعرا خدمت ایشان رسیدم و یکی، دو بار نیز به همراه نویسندگان ادبیات دفاع مقدس توفیق دیدار دوباره حاصل شد.
ایمنا: وقتی شعر خود را در حضور ایشان خواندید، واکنش و نگاه ایشان چگونه بود؟ آن لحظه چه احساسی داشتید؟
عزیزیان: حس بسیار خوبی بود، برای من به عنوان یک شاعر شهرستانی که در استان خودم مورد بیمهریهای فراوانی از سوی برخی مدیران فرهنگی قرار میگرفتم، این فضا فراهم شده بود که از طرف شخص اول مملکت مورد عنایت قرار بگیرم. وقتی شعرم را خواندم، ایشان تحسین کردند و فرمودند: «ماشاالله! شاعر خوبی شدید!»

ایمنا: فضای جلسات شعرخوانی در حضور ایشان چه تفاوتی با دیگر محافل ادبی داشت؟ دقت و تسلط ایشان بر شعر کلاسیک و معاصر را چگونه تجربه کردید؟
عزیزیان: جلسات شعر در بیت رهبری همیشه از آرزوها و آرمانهای شعرای جوان بود، این جلسات از چند جهت اهمیت داشتند. نخست اینکه رهبر شهید انقلاب با اشراف کاملی که بر پیچوخمها و ریزهکاریهای شعر داشتند، نکتههای ارزشمندی را به شعرا پیشنهاد میدادند تا بر اساس آن نکات، شعرشان را اصلاح کنند، نکته دیگر این بود که در این جلسات، ترسیم و توصیفی از وضعیت شعر کشور ارائه میشد؛ نقاط ضعف و قوت یکساله شعر معاصر در آنجا مشخص میشد و شعرهای خوب، متوسط و ضعیف شناخته میشدند. ایشان همواره به شعرا تأکید میکردند که مواظب زبان فارسی باشند و از آن صیانت کنند.
ایمنا: آیا خاطرهای از گفتوگوی کوتاه یا توصیه مستقیم ایشان درباره شعر، مضمون یا رسالت اجتماعی شاعر در ذهن شما مانده است؟
عزیزیان: من هرگز از رهبر انقلاب درخواستی نداشتم، جز این که برایم دعا کنند، یک بار ایشان در حقم دعا کردند و فرمودند: «خداوند شما را برای اسلام و انقلاب نگه دارد.» در مورد رسالت شاعران نیز نکته جالبی داشتند. ایشان در کنار رسالت اجتماعی که برای شعرا قائل بودند، از محدود کردن شاعران و الزام آنها به سرایش در یک شاخه و محتوای خاص پرهیز میکردند. تأکیدشان این بود که شاعر باید برای خودش، عواطف و احساسات درونیاش از قبیل عشق، خشم، ذوق و سلیقه شخصی نیز شعر بگوید. اما در کنار آن، اگر وطن، انقلاب یا ایران در شرایط خاصی قرار گرفت، حضور شاعر در جامعه باید محسوس باشد. او باید اجتماع را درک کند، وضعیت را بشناسد. به باور ایشان، وقتشناسی اهمیت بسیار زیادی داشت.
ایمنا: از نگاه شما، رهبر شهید انقلاب چه جایگاهی برای شعر در فرهنگ و جامعه قائل بودند؟ چرا بر پیوند شعر با هویت ایرانی-اسلامی تأکید داشتند؟
عزیزیان: جایگاه شعر، کتاب و ادبیات در نزد رهبر شهید همواره از مرتبهای رفیع برخوردار بود. شعر یکی از اضلاع این مثلث بود. ایشان بارها میفرمودند که آیندگان احوال جوامع را از لابهلای آثار خلاقه، ادبیات و به ویژه شعر هر عصری استخراج میکنند. تأکیدشان بر این بود که تاریخها به دلیل شرایطی که در نگارش دارند، چندان مورد توجه قرار نمیگیرند.
ایمنا: در دیدارهای حضوری، کدام ویژگی اخلاقی و شخصیتی ایشان برای شما برجستهتر بود؟ تواضع و صمیمیت ایشان چگونه در برخورد با شاعران نمود پیدا میکرد؟
عزیزیان:ما وقتی در برابر حضرت آقا قرار میگرفتیم، هرگز احساس نمیکردیم که در برابر یک مسئول هستیم، چه برسد به مقام و شأن والای ایشان. این احساس را صمیمیت، سادگی و تواضع ایشان به ما منتقل میکرد. یکی از نکاتی که بیش از همه توجه شعرا را جلب میکرد، شوخطبعیهای هنری و ادبی ایشان در نقد آثار بود.
ایمنا: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدید، نخستین واکنش و احساس شما چه بود؟ کدام خاطره از دیدارها بلافاصله در ذهنتان زنده شد؟
عزیزیان: خبر شهادت ایشان برای من باورکردنی نبود. شاید هنوز هم نتوانستهام این داغ را بپذیرم. یکی از آخرین دیدارهایی که با شعرا خدمت ایشان رسیدیم، صفی شکل گرفته بود تا آثار مکتوبمان را خدمتشان عرضه کنیم. من نفر سوم صف بودم. ناگهان رهبر شهید انقلاب دستشان را به سمت من آوردند و دستم را گرفتند تا به خدمتشان برسم. این لحظه هیچگاه از ذهنم پاک نمیشود.
ایمنا: به نظر شما فقدان ایشان برای جامعه ادبی و محافل شعر چه معنایی دارد؟ شاعران امروز برای ادامه این مسیر چه مسئولیتی دارند؟
عزیزیان: ایشان اگرچه از لحاظ جسمی از میان ما رفتهاند، اما آثار حضورشان، سخنرانیها و تأثیرات معنوی و روانی که بر جامعه ادبی کشور داشتهاند، هرگز از بین نخواهد رفت. رهنمونهای ایشان برای شعرا، هر کدام یک مانیفست ادبی و اخلاقی بوده و خواهد بود. سالیان سال میتوانیم در سایه همین اشارات و رهنمودها، آثار ادبی خلق کنیم. شاعران در قبال وطن، رهبر و سطوح مختلف جامعه مسئولیت دارند و باید هیچگاه دست از قلم زدن برندارند و همواره فضای فرهنگی جامعه را تلطیف کنند.
ایمنا: اگر بخواهید احساس خود از این فقدان و تصویر ایشان در ذهن جامعه ادبی را در یک جمله یا یک بیت بیان کنید، چه میگویید؟
عزیزیان: رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزل
ایمنا: آیا در زمان حیات ایشان و پس از شهادتشان، سرودهای در وصف رهبر داشتهاید؟
بله در میان آثارم چهار اثر در وصف رهبر بوده که آخرین اثر در سوگ رهبر شهید و در وصف ایشان این اثر است:
مردی از آسمان ما پر زد
بر تنش رخت ساده خورشید
مردی از جنس قله و دریا
مردی از خانواده خورشید
چون علی ساده زندگی میکرد
قدر صد ذوالفقار غیرت داشت
او که فرمانده سپاهش بود
در دلش حسرت شهادت داشت
تا مبادا بیفتد از روزن
چشم بیگانه بر تن میهن
در دل شعلههای آتش ماند
بیهراس از هجوم اهریمن
غصهای در گلویم اردو زد
ابر بغضم شکست و باران شد
نام او مثل سروی آزاده
جلوهای از شکوه ایران شد
ملت با اراده ایران
با مدد از حماسه سجیل
راه او را ادامه خواهد داد
تا زمان سقوط اسرائیل
ایمنا: پیام شما به شاعران جوانی که رهبر شهید انقلاب را از نزدیک ندیدهاند، چیست؟
عزیزیان: امیدوارم که چشمشان به دیدار آقا امام زمان (عجاللهتعالیفرجهالشریف) روشن شود، در روزی که ظهور میکنند و رهبر شهید انقلاب و خیل شهدا همراه ایشان هستند.
نظر شما