جوجه‌لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

چگونه تمدنی چند هزار ساله به دست تازه لات شده‌های زمانه خدشه‌دار می‌شود؟ حتی عمر عمارت‌ها و سازه‌های ما از عمر سیاسی و پیدایش آن‌ها بیشتر است، اما جوجه‌لات‌ها برای عرض اندام نیاز به خودنمایی دارند، همچون نمایش بازویی که تنها ظاهرش ورم کرده است و هیچ قدرتی ندارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، از در پشت چهلستون پا در حیاط باغ موزه می‌گذارم، هوا کمی سرما دارد، اما مشخص است که زمستان رو به پایان است و بهار نزدیک؛ حوض بزرگی پر از آب است، دور تا دور آن گلدان چیده شده و پس از آن شمشادهای سبزی که مرتب شده‌اند و به فاصله بیست متری ده متر، پس از حوض عمارت چهلستون قرار دارد و دورتا دور عمارت باغ سر سبز با درختان بزرگ و قدیمی که این‌جا را به یک کاخ زیبا تبدیل کرده است.

از کنار حوض به طرف عمارت راه می‌افتم، ناگهان چشمم به نمایی از پشت عمارت می‌افتد، یکی از پنجره‌های چوبی بالای آن افتاده است، یاد جنگ می‌افتم، یاد جنگنده‌هایی که هر از چند گاهی صدایشان در شهر می‌پیچد، یاد آن روز که خانه‌مان به لرزه درآمد و پس از آن گفتند به نزدیکی چهلستون تجاوز شده است؛ آری این چهره یک جنایت جنگی است که چنین بلایی بر سر حافظه تاریخی ما آورده است و گرنه که فرهنگ یک ملت چه تهدیدی برای دشمن دارد که چنین بلایی برای آن توجیه‌پذیر می‌شود؟

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

پشت عمارت را دور می‌زنم، از دیوارهای کناری آن عبور می‌کنم و نگاهم را به پنجره‌ها و نماهای کناری عمارت می‌اندازم، همه شیشه‌ها فروریخته، پرده‌ها کنده شده و به‌صورت آشفته از پنجره آویزان است و هیچ چیز سر جای خودش نیست، قبلا به این جا آمده‌ام، عمارت زیبای صفوی، چهلستون با شکوه اصفهان، همان که خشت خشتش با انسان سخن می‌گفت و هر گوشه آن یادآور عظمت تمدن ایرانی بود؛ اکنون همچون پهلوانی شده که ناجوانمردانی، از پشت به او خنجر زده‌اند، تمام تلاشش را برای ایستادگی و حفظ کوه و عظمتش می‌کند، اما گاهی توانش کم می‌شود و اندکی چهره‌اش در هم می‌رود.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

هرچه پیش می‌روم آثار تخریب بیشتر نمایان می‌شود، درها و پنجره‌هایی که نیمه بازند و برخی از چهارچوب درآمده‌اند، نماهایی که فرو ریخته‌اند و خرده شیشه‌هایی که بر زمین ریخته است؛ شکوه و عظمت این باغ موزه همچون فرهنگ و تمدن ایرانی هیچ گاه عظمت خود را از دست نخواهد داد، چگونه تمدنی چند هزار ساله به دست تازه لات شده‌های زمانه خدشه‌دار می‌شود؟ حتی عمر عمارت‌ها و سازه‌های ما از عمر سیاسی و پیدایش آن‌ها بیشتر است، اما جوجه‌لات‌ها برای عرض اندام نیاز به خودنمایی دارند، همچون نمایش بازویی که تنها ظاهرش ورم کرده است و هیچ قدرتی ندارد.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

به چهل ستون می‌رسم، بیست ستون عمارت و بیست ستون داخل حوض جلوی عمارت، میان عمارت و حوض سپر آبی پهن شده است و کنار آن قطعه بزرگ و سیاه رنگ فلزی که به نظر تکه‌ای از یک پرتابه یا موشک است؛ سپر آبی طبق قوانین جهانی در مناطقی پهن می‌شود که دارای ارزش و اهمیت فرهنگی هستند تا خلبانان جنگی در زمان حمله با مشاهده این سپر از تجاوز به چنین مناطقی خودداری کنند؛ اما مگر این لات بی سر و پا از قانون و فرهنگ و انسانیت بویی به مشامش خورده است؟ آن که جان چندین کودک را با تجاوز مستقیم به مدرسه می‌گیرد مگر معنا و مفهوم سپر آبی را متوجه می‌شود؟

ورودی اصلی عمارت، آسیب‌های جدی تری دیده است، برخی مصالح و آینه‌ها از سقف ریخته‌اند و پنجره‌ها از شدت موج انفجار باز شده‌اند. شاید در این نقطه شهر بوی بهار بیشتر پیچیده بود، فضای بیرونی عمارت منظم و مرتب شده بود، برای گردشگران و میهمانان نوروزی، اما عمارت همچون میزبانی بود که دزد به خانه‌اش زده است.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

وارد تالار اصلی می‌شوم، کف تالار با خرده شیشه پوشیده شده، به‌طوری که باید روی خرده شیشه‌ها قدم زد، هیچ کدام از پنجره‌ها شیشه ندارند، حتی چهارچوب برخی از آن‌ها شکسته و فروریخته است، نقاشی‌های دورتادور تالار آسیب دیده و ترک خورده و در یک نقطه تکه‌ای از آن کنده شده است؛ آن‌چه بر سر این عمارت آمده از حمله‌ای همچون حمله مغول‌ها به ایران خبر می‌دهد، همان قدر دور از خرد، همان قدر دور از انسانیت و همان قدر ناآشنا با فرهیختگی.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

مکان بعد از تجاوز به خاک کشورمان تعطیل شده و تنها چند نفری در حال رتق و فتق امور و مراقبت از بنا در این‌جا حاضر و مشغول کار و چند نفری هم کارشناس که در حال بررسی آسیب‌ها هستند.

سید علیرضا شورشینی، کارشناس میراث فرهنگ است که درباره اهمیت و قدمت این بنا با او گفت‌وگو کردم؛ از قدمت این اثر می‌گوید که به دوران صفویه بازمی‌گردد و از ثبت جهانی اثر می‌گوید، از این که این مکان با وجود این که در اصفهان بنا شده است، متعلق به نسل‌های بشری است.

او از برخورد راکت موشک در نزدیکی این بنا می‌گوید، از این که با وجود استفاده از سپر آبی در این مکان، توجهی نشده و مورد هجمه قرار گرفته است.

این کارشناس یکی یکی آسیب‌هایی که به بنا وارد شده است می‌شمارد، ریزش سازه‌های چوبی، کاشی‌کاری‌ها، شیشه‌ها و آینه‌ها و آسیبی کلی که به اصل بنا وارد شده است و در ادامه از مرمت می‌گوید، از این که حتی اگر بتوان این بنا را مرمت کرد، نمی‌توان آن را به همان شیوه‌ای که ساخته شده بازسازی کرد و پس از بازسازی و مرمت دیگر اعتبار و ارزش پیشین خود را نخواهد داشت.

مرد میان‌سالی در عمارت لباس کار پوشیده و در حال انجام یک سری تعمیرات جزئی است، یکی از این کلاه‌هایی که بیشتر بر سر هنرمندان دیده‌ام هم به سر دارد، لباسش پر از گرد و خاک است و خودش هم حسابی مشغول است؛ او را قبلا این جا دیده‌ام، راهنمای اینجاست، همیشه با ذوق و شوق وافری از شکوه و عظمت این بنا برای بازدیدکنندگان می‌گفت، خستگی هم نداشت، هر چند گروهی که می‌آمدند برایشان به خوبی توضیح می‌داد، انگار با هربار توضیحات، خودش به دوران صفویه می‌رفت و نظاره‌گر طراحی و ساخت بنا می‌شد؛ اما این بار دل و دماغ نداشت، با اصرار ما قبول کرد چند کلامی درباره آسیب‌های وارد شده بگوید، بغض گلویش را گرفته و آشفته است؛ مرتب به کاشی‌ها و آینه‌هایی که روی زمین ریخته، نگاه می‌کند؛ مهدی فقیهی، کارشناس میراث فرهنگی چهلستون است؛ می‌پرسم: شما راهنمای اینجایید؟ می‌گوید: من راهنما و کارشناس میراث فرهنگی‌ام اما الان لباس کار پوشیده‌ام و هر کاری از دستم بر بیاید انجام می‌دهم.

ابتدا ما را به ایوان اصلی می‌برد، سقف را نشانمان می‌دهد که یک تکه از آینه‌هایش ریخته است، می‌گوید: سقف آینه‌کاری باید اول برآورد کرد چقدر مستحکم است تا بتوان برآورد خسارت کرد.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

بعد کمی آن طرف‌تر، قبل از ورودی تالار اصلی، مقرنسی‌های سقف را نشان می‌دهد و می‌گوید: این‌ها خیلی با ارزشند و بسیار ظریف و زیبا ساخته شده‌اند، بازسازی نشده و اثر همچنان برای دوران صفویه است که آسیب بسیاری هم دیده‌اند.

قطعه‌هایی آینه‌ای از مقرنسی‌ها روی زمین ریخته شده، با اندوه آن‌ها را برمی‌دارد و می‌گوید: این آینه‌ها در زمان صفویه، از ایتالیا وارد شد است، نوعی آینه خاص است که پشت آن کاغذ چسبیده بوده تا در صورت شکستن آینه، باز هم قابل استفاده باشد.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

داخل تالار می‌شویم و نقاشی‌ها را نشانمان می‌دهد که تکه‌هایی از آن‌ها ریخته و ترک برداشته است، می‌گوید: آن چه ما اکنون می‌بینیم، آسیب‌هایی است که در ظاهر بنا مشخص است، باید بررسی‌ها از جهات مختلف و ابعاد مختلف انجام شود تا ببینیم وضعیت بنا، از درون چگونه است.

فقیهی که مشخص است، حالش خوب نیست و خودش هم به این وضعیت حالش اذعان می‌کند، از یک جنایت جنگی می‌گوید: دشمنان با چنین کاری مردم ایران و جهان را از چنین اثری محروم کردند.

جوجه لات‌های زمانه چه می‌فهمند از فرهنگ و تمدن؟

او می‌گوید: دشمنان ما در یک جنایت جنگی، بسیاری از مردم بی‌گناه ما را به شهادت رساندند و در تجاوز به این مکان، یک جنایت فرهنگی به بار آوردند و لازم است، یونسکو و سایر دستگاه‌های فرهنگی، این جنایت را محکوم کنند و پیگیری لازم را داشته باشند تا سایر آثار هنری و تاریخی، از دست این دشمنان در امان باشند.

به گزارش ایمنا، دشمنان ما، ادعا دارند که این جنگ یک جنگ تمدنی است، درحالی که تمدن رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، روی هم رفته، به قدمت بسیاری از آثار تاریخی ما نمی‌رسد، چه رسد به تمدنمان و این مسئله، ادعایی بیش نیست؛ ما همچون چهلستونی هستیم که با موشک‌های آنان تنها گوشه‌هایی از ظاهر بنایش آسیب دید و با همه فشاری که بر او وارد آمد، اصل سازه و تصل بنای خود را حفظ کرد، همین قدر محکم، همین قدر استوار.

کد خبر 955990

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.