به گزارش خبرگزاری ایمنا، روز گذشته زیر آسمان آبی و بر فراز خیابانهای پرشور ایران اسلامی، موجی عظیم از هموطنان در حرکت بودند و در میان این دریای خروشان جمعیت در میدان امام (ره) اصفهان و خیابانهای منتهی به آن، تصاویری بود که نگاه هر رهگذری را خیره میکرد و گلو را فشرد.
دیروز، روز قدس بود، اما گویی نام این جمعیت عظیم تغییر کرده بود و دیگر این جمعیت فقط حامیان قدس نبودند، بلکه همه خانواده شهیدان مدرسه میناب شده بودند و در دل راهپیمایی، چیزی فراتر از شعارها جریان داشت.
موضوعی که به چشم میآمد، حضور گسترده کودکان بود؛ کودکانی که با وجود کوچکی قامتشان، بار بزرگی را بر دوش میکشیدند. آنها به جای کیفهای رنگارنگ معمولی، کولهپشتی به دوش داشتند.
این کولهپشتیها نمادی از همان کیفهای مدرسه بود که روزی روی دوش دانشآموزان میناب قرار داشت و حالا تبدیل به نمادی از مقاومت شده بود و این تصویر تکاندهنده، حکایت از یک پیام آگاهانه و عمیق داشت که ما فراموش نکردهایم و اجازه نخواهیم داد جهان فراموش کند.

کولهپشتی که سراسر عشق بود
در میان شلوغی و همهمه، کودکان زیادی را میشد دید که با جدیت تمام، کولهپشتیهای رنگارنگ مدرسه را بر دوش انداخته بودند. یکی از آنها، علی، دانشآموز کلاس پنجم ابتدایی بود که با چشمانی براق و لبخندی تلخ و در حالی که کولهپشتیاش را محکم چسبیده بود به خبرنگار ایمنا گفت: «مامانم میگه اون روز بچههای میناب کولهپشتیشون رو پر از رویا کرده بودن و منم گفتم من کولهپشتیام رو پر از عشق میکنم و میارم اینجا تا اونا بفهمن که ما هنوز هستیم.»
این کولهپشتی متعلق به بچههای مینابه
کمی آنطرفتر، سارا، دختربچه هفتسالهای را دیدم که کولهپشتیاش برایش کمی بزرگ بود و مدام روی شانهاش جابهجا میشد و درباره علت به همراه داشتن کولهپشتی گفت: «این کولهپشتی متعلق به بچههای مینابه. من اونو آوردم که بگم من جای اونا هستم. اونا نمیتونن بیان، پس من باید صداشون باشم. من میخوام به ترامپ و نتانیاهو بگم که حتی اگه مدرسهها رو خراب کنن، ما هنوز درس مقاومت رو میخونیم.»

خط مقدم جنگ با استکبار در کلاسهای درس
این صحنهها در اصفهان نمادی از شجره طیبه بود که در میناب ریشه دوانید، شجرهای که شاخههایش به تمام شهرهای ایران کشیده شده است. کودکان با این حرکت نمادین، نشان دادند که آنها درک عمیقی از مفهوم شهادت و دفاع از حق دارند و آنها فهمیدهاند که دشمن، نهتنها به خاک ایران، بلکه به آینده و رویاهای آنها چشم طمع دارد.
یک پدر میانسال که دست دختر خردسالش که کولهپشتی صورتیرنگی را به دوش داشت، گرفته بود، با چشمانی اشکآلود گفت: «امروز روز قدس است و این بچهها امروز با آوردن کولهپشتی به خیابان آمدند تا به دنیا بگویند که خط مقدم جنگ با استکبار، فقط در غزه و لبنان نیست، بلکه در کلاسهای درس ما هم هست و این کولهپشتیها، پرچمهای ما هستند.»

پیامی از قلب کوچههای ایرانزمین به جهان
راهپیمایی روز گذشته در سراسر کشور، یک حرکت فرهنگی و عاطفی عمیق بود و کودکان با آن کولهپشتیها سنگ تمام گذاشتند. آنها نشان دادند که نسل جدید ایران، نسل شهدای میناب است؛ نسلی که از ترس واهمهای ندارد و با عشق به شهادت و وطن بزرگ میشود.
صدای همهمه جمعیت در اصفهان فضا را پر میکرد، اما در میان این همه صدا، صدای قدمهای کوچک کودکانی که کولهپشتی به دوش داشتند، بلندتر از هر چیز دیگری شنیده میشد. قدمهایی که میرفت تا به دنیا بگوید ما اینجا هستیم، ما فراموش نمیکنیم و تا آخرین نفس، در کنار مظلومان جهان، از خاک خود دفاع خواهیم کرد.
کولهپشتیهای رنگارنگ دیروز در راهپیمایی، یادآور این بود که خون شهدا، هدایتگر مسیر است و این راه را تا پیروزی نهایی ادامه خواهیم داد.