ایثار زیرِ زمین؛ روایت مردی که زانو زد تا انسانیت زنده بماند

در پی حملات موشکی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اصفهان نیز شاهد بمباران قلب شهر بود؛ هجوم مردم به ایستگاه‌های مترو برای یافتن پناهگاه، صحنه‌ای بحرانی خلق کرد؛ در میان این هرج‌ومرج «علی مرادی» کارمند جوان شرکت متروی اصفهان با فداکاری خود را پله عبور مادران و سالخوردگان از ریل تا سکوی امن کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، ساعت ۱۴:۴۵ هجدهم اسفند، صدای مهیبی که انگار از قلب زمین برمی‌خاست، آرامش بعدازظهر اصفهان را درید؛ نه صدای رعد بود، نه انفجار گاز؛ غرشی شوم که از آسمان آمد و روی مرکز شهر اصفهان فرود آمد.

حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی، قلب شهر را به لرزه درآورد و مردمانی را که برای مراسم مهم و انقلابی بیعت با رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای در خیابان‌های منتهی به میدان امام (ره) حضور داشتند، به دلهره انداخت.

آنها پناهگاهی جز ایستگاه متروی امام حسین (ع) نیافتند. جمعیتی که در یک لحظه، از ۳۰۰ نفر به حدود ۷۰۰ نفر رسید؛ مردان و زنان، پیر و جوان، مادرانی با کالسکه‌های کودکانشان، سالخوردگانی که به سختی راه می‌رفتند، همه به سمت ورودی مترو هجوم آوردند.

ایثار زیرِ زمین؛ روایت مردی که زانو زد تا انسانیت زنده بماند

در میان غبار و دلهره

علی مرادی ۳۱ ساله، دانشجوی ارشد شهرسازی، ۱۱ سال است که لباس خدمت به مردم را بر تن دارد و ۸ سال در متروی اصفهان. آن روز، مثل همیشه در ایستگاه امام حسین (ع) مشغول بود. صدای انفجار، درهای فایرباکس را به لرزه درآورد و دلهره را در دل همه نشاند.

«انگار ایستگاه مترو هدف گرفته شده بود.» این را خودش می‌گوید. لحظاتی نفس‌گیر؛ جمعیتی که سراسیمه به این‌سو و آن‌سو می‌دویدند، نگاه‌هایی پر از وحشت که به دنبال یک نقطه امن می‌گشتند.

اما علی با دیدن این صحنه، شوک را کنار زد. حس مسئولیت، جای ترس را گرفت.

دستور از راه رسید: «خط ایمن است. مردم را به تونل‌ها هدایت کنید» و این تازه آغاز داستان بود. همکارانش زنجیره‌وار در ورودی ایستگاه صف کشیدند تا جمعیت را سامان دهند. اما بزرگترین مانع، یک متر ارتفاع بود؛ فاصله ریل تا نیم‌سکوی تونل. برای مردان جوان، شاید این ارتفاع ناچیز می‌آمد، اما برای مادرانی که کودک در آغوش داشتند، برای پیرزنان و پیرمردانی که زانوهایشان یارای بلند شدن نداشت، این یک متر، فاصله‌ای بود به درازی یک زندگی.

اینجا بود که علی مرادی، کاری کرد که کمتر کسی جرئت انجامش را دارد.

زانوهایی که پل شد

در میان آن هرج‌ومرج، در آن لحظات که هر کسی به فکر خودش بود، علی زانو زد. نه برای دعا، نه برای ترس؛ زانو زد تا پلی شود برای عبور مادران.

«مادر خودم را تصور کردم. همسرم را. خواهرم را. بچه دو ساله خودم را» کلماتش ساده‌اند، اما عمقشان بی‌پایان است؛ یک به یک، مادران را از روی کمر به سکوی امن تونل رساند. بعضی گریه می‌کردند، بعضی شرمنده بودند که پای بر کمر یک جوان بگذارند. اما علی اصرار داشت: «بیایید، نگران نباشید، من وظیفه خودم را انجام می‌دهم.»

در آن لحظات، لباس فرمش خاکی شده بود، اما نور انسانیت از چهره‌اش می‌بارید.

رازی که با خدا داشت

وقتی همه به تونل‌ها رسیدند و آرامش نسبی برقرار شد، همکارانش پرسیدند: «علی، چرا لباس‌های این‌قدر خاکی؟» و او فقط لبخند زد و گفت: «هیچی، کاری نداشت.»

او با خدای خود عهد کرده بود: این کار فقط برای تو باشد. نه تشکر، نه دیده شدن، نه اسم و رسم.

اما خدا که خود را از پشت حجاب‌ها هم نشان می‌دهد، خواست که این فداکاری پنهان نماند. چند ثانیه ویدیو، در فضای مجازی منتشر شد؛ همان لحظه‌ای که علی زانو زده بود تا مردم عبور کنند. وقتی خودش ویدیو را دید، هم بغض کرد و هم شوکه شد. می‌گفت: «رازی که با خدا داشتم، حالا پیش همه برملا شده بود.»

ایثار زیرِ زمین؛ روایت مردی که زانو زد تا انسانیت زنده بماند

ایثار در دل جنگ

علی مرادی خودش را قهرمان نمی‌داند. با آن لحن آرام و بی‌ادعایش می‌گوید: «کار اصلی را برادرانم در هوافضا، پدافند و مرزبانان انجام می‌دهند که جانشان را کف دست می‌گیرند. وظیفه من در آن لحظه، کمک به هم‌وطنانم بود.» اما شاید او نمی‌داند که گاهی قهرمانی، نه در موشک‌ها و مرزها، که در یک زانوی به خاک‌نشسته برای عبور دیگران معنا می‌شود. گاهی ایثار، نه در میدان جنگ، بلکه در عمق یک ایستگاه مترو، در میان غبار و دلهره، خودش را نشان می‌دهد.

این داستان، فقط روایت یک حادثه نبود، بلکه گواه آن بود که روح ایثار، همچنان در این سرزمین زنده است و این، پیام امیدبخش علی مرادی و امثال او به ماست؛ پیامی که می‌گوید: «حتی در تاریک‌ترین لحظه‌ها، نوری از انسانیت برای عبور وجود دارد.»

کد خبر 955508

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • یک خواننده IR ۰۸:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
    0 0
    احسنت به انسانیت ایشون و به گزارشگری که این ایثارگری رو برای مردم به تصویر کشید
  • کارمند IR ۰۸:۱۸ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۳
    0 0
    در متروی اصفهان کار می کنم خداروشکر زیر زمین شهر هم با این حرکت همکارمون دیده شد