به گزارش خبرگزاری ایمنا، معادله جنگ، دیگر تنها در آتش و دود موشکها خلاصه نمیشود. این بار، سبدهای نان و سفرههای غذایی در قلب اروپا و آمریکا به میدان نبرد کشیده شدهاند. گزارش اخیر نشریه فایننشال تایمز، پرده از حقیقتی تلخ برای غرب برمیدارد: خلیج فارس تنها شاهراه انرژی نیست، بلکه بند ناف حیات کشاورزی صنعتی جهان است و این بار، این بند ناف در آستانه قیچی شدن قرار دارد.
وقتی تنگه هرمز، قفسههای سوپرمارکتهای اروپا را خالی میکند
تنگه هرمز برای غرب، تنها یک گذرگاه نفتی نیست؛ معادلهای است که نان سفرههایشان را به سرنوشت گره زده است. عبور ۳۵ درصد از صادرات اوره دریایی و ۴۵ درصد از گوگرد جهان از این آبراه، یعنی ماده اولیه حیات مزارع گندم، ذرت و دانههای روغنی اروپا از این مسیر میگذرد. اینجا دیگر خبری از نوسان قیمت نیست؛ اینجا پای یک «بنبست فیزیکی» در میان است، حملات به تأسیسات گازی و توقف تولید در غولهایی چون راسلفان، زنجیرهای از شوکهای مرگبار را به پیکره کشاورزی غرب تزریق کرده است. جهش چندصد دلاری قیمت هر تن اوره و آمونیاک در روزهای اخیر، تنها یک آمار نیست؛ زنگ خطر فروپاشی اقتصادی برای کشاورزانی است که اکنون یا باید دست از تولید بکشند یا ورشکستگی را امضا کنند.
از مزارع تا سفرهها؛ بمب ساعتی تورم غذایی
اگر غرب فکر میکند این بحران در بندرها و انبارها متوقف میشود، سخت در اشتباه است. کاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدی عملکرد محصولات راهبردی، ظرف شش تا ۱۰ هفته خود را در قیمت نان نشان خواهد داد. چند ماه بعد، نوبت به تخممرغ میرسد و در بازه ششماهه، گوشت و طیور به بمبی تبدیل میشود که سفرههای فقیر و غنی را در هم میکوبد، اروپا اما در دامی دوطرفه گرفتار شده است: از یک سو، وابستگی به گاز طبیعی برای تولید کودهای نیتروژنی، آن را در برابر نوسانات قیمت انرژی آسیبپذیر کرده و از سوی دیگر، انسداد مسیرهای دریایی، شوک را مستقیم به عمق بازارهایش تزریق میکند، این یعنی تولیدکنندگان داخلی اروپا نیز انگیزهای برای ادامه راه ندارند.
۲۰۲۲ یک اخطار بود، ۲۰۲۶ یک قتلعام اقتصادی
بحران غذا در سال ۲۰۲۲، تنها یک پیشنمایش بود. آن روزها، حداقل مسیرهای دریایی باز بودند و راهی برای تنفس وجود داشت، اما سناریوی امروز، انسداد فیزیکی بزرگترین منبع تأمین نهادههای کشاورزی جهان است. اینجا خبری از مسیر جایگزین نیست، چراکه ۴۵ درصد گوگرد و یکسوم اوره جهان، راهی جز تنگه هرمز ندارند، این وابستگی راهبردی، به نقطهضعفی مهلک برای غرب تبدیل شده است، کشاورزی صنعتی اروپا و آمریکا که همچون یک بیمار دیالیزی به دستگاه پتروشیمی خلیج فارس وصل شده بود، اکنون با تهدید قطع این دستگاه، در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است.
سه سناریوی وحشت؛ از شوک قیمت تا سقوط سیستماتیک
سناریوی اول، بازه ۳۰ تا ۹۰ روزه: دشمن تصور میکند با ذخایر راهبردی میتواند طوفان را مهار کند. اما تخلیه سریع این ذخایر و فشار روانی ناشی از ناپایداری عرضه، ماشین اقتصادی آنها را در وضعیت «استرس دائمی» قرار میدهد. نخستین ترکها بر دیوار بحران ظاهر میشود.
سناریوی دوم، بازه سه تا شش ماهه: انسداد ادامه دارد، تولید نهادهها فلج شده و فصل برداشت با کاهش فاجعهبار عملکرد روبهرو میشود. جهش قیمتها، بودجههای رفاهی را در هم میشکند و نارضایتی از خیابانهای اروپا به پارلمانها میرسد.
سناریوی سوم، بازه شش تا ۱۲ ماهه: اینجا دیگر پای یک بحران ساده در میان نیست؛ این «سقوط سیستماتیک» است. کشاورزی صنعتی غرب به زانو درآمده، موج عظیم پناهجویان غذایی به سمت مرزها سرازیر شده و نظم اقتصادی غرب، اهرمهای فشار بینالمللی خود را برای همیشه از دست داده است.
فرجام سخن؛ نان غرب در گرو صلح خلیج فارس
گزارش فایننشال تایمز یک حقیقت تلخ را برای معماران جنگ فاش کرده است: پایداری نان و پروتئین در بازارهای اروپایی و آمریکایی، نه در مزارع آیووا و نورماندی، که در ثبات سیاسی و امنیتی خلیج فارس رقم میخورد. هر موشکی که از آسمان این منطقه عبور میکند، پیش از آنکه بر خاک دشمن بنشیند، بر سفره مردمش فرود آمده است.
این بار، غرب در باتلاقی گرفتار شده که خود کنده است؛ وابستگی راهبردی به نهادههای پتروشیمیایی منطقه، هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران را به بهایی تبدیل میکند که با قحطی ساختاری و فروپاشی نظام عرضه محصولات کشاورزی پرداخت خواهد شد، تفاوت بنیادین ۲۰۲۶ با ۲۰۲۲ در همین است؛ این بار، مسیرهای جایگزین و مخازن انرژی، دیگر پاسخگوی خلأ ناشی از انسداد فیزیکی بزرگترین منبع تأمین کود جهان نیستند، پایان این داستان را باید در قفسههای خالی سوپرمارکتهای لندن و پاریس جستوجو کرد.
نظر شما