به گزارش خبرگزاری ایمنا، مرد، هراسان و نفسبریده، خود را میان جمعیت انداخت. با صدایی بلند فریاد زد تا نگاهها را به سوی خود بکشاند:
«هرچه از هیبت و شکوه ارتش دشمن شنیدهاید، باز هم کم شنیدهاید! چه جنگجویانی دارند! گردنهایی کلفت همچون گردن گاو، رانهایی ستبر مثل کمر یابو، بازوانی به بزرگی الاغ… وقتی چشمم به این اجنه افتاد، همان دم اشهدم را خواندم!»
مرد با آب و تاب ادامه داد و ترس را در کلماتش میدمید: «دشمن سلاحی آورده که میخواهد همه ما را با آن نابود کند! کوزههایی پر از کژدم. قرار است این کوزهها را بر سر مردم بیندازند!»
با هر جمله، موجی از اضطراب در میان مردم میدوید. ترس، مانند سمی آرام در رگهای کوچه و بازار جاری میشد.
در همین هنگام یکی از بزرگان شهر از راه رسید. میان مردم ایستاد و با صدایی استوار گفت:
«اگر شامیان مردِ جنگ بودند، دست بهدامان کژدمهای بیزبان نمیشدند. تمام امیدشان به جهل شما بسته است»
این سکانس آشنا، از سریال مختارنامه بود؛ تصویری از روزگار امام حسن مجتبی (ع). وقتی سپاه شام دریافت با شمشیر نمیتواند لشکر عراق را درهم بشکند، به حربهای دیگر پناه برد: شایعه، ترس و جنگ روانی. مأموری فرستادند تا با اغراق و داستانپردازی، دل مردم را بلرزاند و آنان را به سوی تسلیم سوق دهد.
قاعدهای به قدمت تاریخ
این الگو در تمام تاریخ تکرار شده است. دشمن هرگاه از میدان نبرد نظامی ناامید شود، به میدان نبرد ذهنها میآید. پروپاگاندا، شایعهسازی، ترساندن افکار عمومی و درهم شکستن روحیه مردم؛ سلاحهایی که گاه از هر موشکی کشندهترند.
در روزگار ما نیز نمونهای از همین قاعده جاری است. ایالات متحده و در رأس آن ترامپ با محاسبهای نادرست، جنگ رمضان را علیه ملت ایران آغاز کردند؛ جنگی که در آن، امام شهیدمان را به شهادت رساندند. هدف طراحان این تقابل، فروپاشی ساختار سیاسی و نظامی ایران، نابودی توان هستهای و موشکی و در نهایت براندازی نظام و تجزیه کشور بود.
اما بیش از ده روز از این جنگ گذشت و نهتنها آن اهداف تحقق پیدا نکرد، بلکه در جهنم با موشکهای ایرانی بر آمریکا و سگ نگهبانش در سراسر غرب آسیا گشوده شد.
در چنین شرایطی، همان قاعده قدیمی دوباره فعال شد: وقتی زور نتیجه ندهد، نوبت به جنگ روایتها و ترساندن افکار عمومی میرسد.
کوزههای کژدم در عصر دیجیتال
اینبار اما «کوزههای پر از کژدم» شکل تازهای به خود گرفتهاند. میدان جنگ دیگر تنها میدان نبرد نظامی نیست؛ شبکههای اجتماعی نیز به میدان تبدیل شدهاند. پلتفرمهایی همچون ایکس (توییتر سابق) به ابزار انتشار تهدیدها، روایتسازیها و خبرهای متناقض بدل میشوند.
توئیتهای مکرر و پُرمخاطب دونالد ترامپ در همین چارچوب قابل تحلیل است. تهدیدهای پیدرپی، ادعاهای بزرگ و اعداد و ارقام عجیب؛ همه و همه تلاشی است برای برهم زدن محاسبات طرف مقابل و کشاندن او به نقطه تسلیم. گاهی حتی اقداماتی نمایشی انجام میشود تا این تهدیدها واقعیتر جلوه کنند و اثر روانی بیشتری بگذارند.
جنگ ارادهها
در چنین فضایی، جنگ تنها جنگ سلاحها نیست؛ جنگ ارادههاست. طرفی که روحیهاش پایدارتر بماند و تصویر ذهنیاش از پیروزی قویتر باشد، دست بالا را پیدا میکند. به همین دلیل است که در جنگهای مدرن، تصویرسازی، روایتسازی، خبر، شایعه و عملیات روانی به اندازه توپ و تانک اهمیت پیدا کردهاند.
جامعه ایران اما بهواسطه تجربههای تاریخی، باورهای دینی و هویت ملی خود، در برابر این حربهها ایمن است. رهبر انقلاب بهدرستی فرمودند:
«ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیهالسّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.»
مقاومت در برابر ظلم، نهتنها یک موضع سیاسی که بخشی از فرهنگ و حافظه تاریخی مردم ایران است. ملتی که نیاکانش در کربلا، شمشیر را بر نیزههای دشمن ترجیح ندادند، امروز نیز از توئیتهای ترامپ و کوزههای کژدم رسانهای او هراسی به دل راه نمیدهند.
و این، رمز پیروزی ایرانیان در برابر ظالمان جهان است؛ از شام دیروز تا آمریکای امروز.
نظر شما