زهرا فتورهچی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: تا پیش از سال ۲۰۰۱ بخش قابل توجهی از هزینه جنگهای ایالات متحده بیشتر از طریق مالیاتهایی تأمین میشد که شهروندان آمریکایی پرداخت میکردند، در آن دوره هرچند دولت آمریکا همچنان از ابزار بدهی عمومی نیز استفاده میکرد، اما سهم مالیاتها در پوشش هزینههای نظامی و جنگی قابل توجه بود و افکار عمومی داخلی نیز تا حدی بار مالی این سیاستها را احساس میکرد.
وی افزود: پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز جنگهای گسترده آمریکا در خاورمیانه، الگوی تأمین مالی این هزینهها بهتدریج تغییر کرد. جنگهایی همچون افغانستان و عراق که سالها ادامه پیدا کردند، هزینههای بسیار سنگینی بر بودجه دولت آمریکا تحمیل کردند، در چنین شرایطی، دولت آمریکا بهجای افزایش چشمگیر مالیاتها، به شکل فزایندهای به انتشار اوراق خزانه و استقراض متکی شد، به بیان دیگر بخش قابل توجهی از هزینه این جنگها از طریق افزایش بدهی عمومی تأمین شد.
کارشناس اقتصادی گفت: اوراق خزانه آمریکا یکی از مهمترین ابزارهای تأمین مالی دولت این کشور است، این اوراق توسط دولت منتشر میشود و سرمایهگذاران داخلی و خارجی با خرید آن در واقع به دولت آمریکا وام میدهند، بهدلیل جایگاه دلار در اقتصاد جهانی و اعتبار بالای بازار مالی آمریکا، این اوراق همواره یکی از امنترین داراییها برای سرمایهگذاران و بانکهای مرکزی در جهان به شمار میرود.
فتورهچی بیان کرد: در نتیجه همین ویژگیها، طی دو دهه گذشته بخش بزرگی از بدهی دولت آمریکا توسط سرمایهگذاران و دولتهای خارجی خریداری شده است، کشورها صندوقهای سرمایهگذاری، بانکهای مرکزی و نهادهای مالی بینالمللی با خرید اوراق خزانه آمریکا، در عمل به تأمین مالی کسری بودجه این کشور کمک کردهاند، بخشی از این کسری بودجه نیز به هزینههای نظامی و جنگهای خارجی مربوط بوده است.
وی ادامه داد: بر اساس آمارهای اقتصادی، بدهی دولت آمریکا در سالهای اخیر با سرعت قابل توجهی افزایش یافته و اکنون از مرز ۳۸ تریلیون دلار عبور کرده است، نکته قابل توجه این است که در بعضی دورهها سرعت افزایش بدهی از سرعت رشد اقتصادی این کشور بیشتر بوده است؛ موضوعی که در میان اقتصاددانان و تحلیلگران مالی بحثهای زیادی درباره پایداری بلندمدت بدهی آمریکا ایجاد کرده است.
کارشناس اقتصادی توضیح داد: از نگاه اقتصادی، خرید اوراق خزانه آمریکا برای بسیاری از سرمایهگذاران جهان تصمیمی برپایه ملاحظات مالی و مدیریت ریسک است، این اوراق بهدلیل نقدشوندگی بالا، ثبات نسبی و نقش دلار در نظام مالی جهانی، یکی از داراییهای اصلی در سبد سرمایهگذاری بسیاری از کشورها محسوب میشود، با این حال برخی تحلیلگران معتقدند که از منظر سیاسی و اخلاقی، تأمین مالی بدهیهای دولتی که بخشی از آن صرف هزینههای نظامی میشود، پرسشهایی را درباره مسئولیت غیرمستقیم بازیگران مالی جهانی مطرح میکند.
فتوره بیان کرد: به همین دلیل، در سالهای اخیر بحثهایی در محافل دانشگاهی و اقتصادی شکل گرفته است که آیا ساختار مالی بینالمللی بهطور ناخواسته در تأمین مالی درگیریهای نظامی نقش ایفا میکند یا خیر؟ هرچند پاسخ به این پرسش پیچیده است، اما آنچه روشن است این است که در دنیای امروز اقتصاد، بازارهای مالی و سیاستهای ژئوپلیتیکی بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر پیوند خوردهاند.
نظر شما