به گزارش خبرگزاری ایمنا، نهم اسفند، تهران هنوز در شوک تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی بود؛ حملهای که در میان آتش و دود آن، نام یکی از مهمترین فرماندهان میدانهای نبرد منطقه برای همیشه در تاریخ مقاومت ثبت شد؛ سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که در کنار رهبر شهید انقلاب و جمعی دیگر از فرماندهان بزرگ ایران، به شهادت رسید.
زندگی او اما شبیه بسیاری از فرماندهان مشهور نبود؛ مردی بود که حتی نزدیکترین افراد هم گاهی نمیدانستند کجاست، کجا میرود و مقصد بعدیاش چیست. فرماندهی که به گفته همراهانش، بیشتر «دیده» میشد تا «شنیده» و امروز پیکر این فرمانده برجسته جبهه مقاومت در تهران در کنار جمعی از فرماندهان شهید از جمله سپهبد عبدالرحیم موسوی، امیر دریاسالار علی شمخانی، امیر سرلشکر عزیز نصیرزاده، سردار سرلشکر محمد شیرازی، امیر سرتیپ محسن درهباغی، سردار علی تاجیک، سردار داوود عسکری، سردار بهرام حسینیمطلق، سردار ابوالقاسم بابائیان، سردار جلیل هلالی محمدی، سردار رضاییان و جمعی از مردم شهید، بهویژه خانوادههایی که بهصورت خانوادگی به شهادت رسیدند، درحال تشییع است.

فرماندهای که خودش استاد حفاظت بود
علیاکبر پورجمشیدیان، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور، در برنامه «ماجرای جنگ» پس از جنگ دوازده روزه، وقتی از سردار پاکپور سخن میگوید، ابتدا به ویژگیای اشاره میکند که کمتر درباره فرماندهان نظامی شنیده میشود:
او میگوید برخی شخصیتها خودشان درک عمیقی از مقوله حفاظت دارند و همین موضوع اثر سازوکارهای امنیتی را چند برابر میکند. به باور او، محمد پاکپور در این زمینه از بینظیرترین افراد در سطح جهانی بود.
روایت او از سبک زندگی عملیاتی این فرمانده، شبیه داستانهای امنیتی است: وقتی سردار پاکپور به مأموریتی میرفت، حتی نزدیکترین افراد نیز دقیقاً نمیدانستند مقصد بعدی او کجاست. اگر راهی کردستان میشد، مشخص نبود شب را کجا میگذراند و فردا به کدام منطقه خواهد رفت. گاهی حتی بخشی از تیم حفاظتی نیز تنها مأموریت را میدانستند، نه مقصد نهایی.
از پادگان به سمت فرودگاه حرکت میکردند، اما مقصد نهایی هنوز اعلام نشده بود.
به گفته پورجمشیدیان، این نگاه نشان میدهد در میدان نبرد، گاهی اطلاعات و رازداری از خودروهای ضدگلوله و تجهیزات حفاظتی مهمتر است.
فرماندهای که کمتر دیده میشد
یکی از ویژگیهای مهم شخصیت سردار شهید پاکپور، فاصلهاش با رسانهها بود. او برخلاف بسیاری از چهرههای نظامی، کمتر در معرض دید قرار میگرفت و ترجیح میداد بیشتر در میدان باشد تا در قاب دوربینها.
پورجمشیدیان میگوید:
اگر کسی بخواهد این فرمانده را بشناسد، باید با او معاشرت کرده باشد؛ چرا که شخصیت سردار پاکپور بیشتر دیدنی بود تا شنیدنی.
این ویژگی در جنگ اخیر نیز به شکل جدی حفظ شد؛ او همانگونه که در سالهای دفاع مقدس در خطوط مقدم دیده میشد، در سالهای بعد نیز میدان را بر اتاقهای فرماندهی ترجیح میداد.

از پاوه تا خط مقدم جنگ
آشنایی پورجمشیدیان با سردار پاکپور به دوران دفاع مقدس بازمیگردد؛ اما سابقه حضور این فرمانده حتی پیش از آغاز جنگ تحمیلی است.
در سال ۱۳۵۸ و در روزهای پرآشوب غرب کشور، محمد پاکپور در کردستان و ماجرای محاصره پاوه حضور داشت؛ همان روزهایی که بسیاری از نیروهای جوان انقلاب برای تثبیت امنیت کشور راهی مناطق درگیری شدند.
او در عملیاتهای مختلف از جمله پاکسازی ستون سردشت نیز در خط مقدم حضور داشت؛ حضوری که بعدها در دوران جنگ تحمیلی به فرماندهی در یگانهای مهم سپاه تبدیل شد.
در طول هشت سال جنگ، او بارها مجروح شد و در مسئولیتهای مختلفی در یگانهایی همچون لشکر ۸ نجف اشرف و لشکر عاشورا فعالیت کرد؛ تجربههایی که بعدها او را به یکی از فرماندهان برجسته سپاه تبدیل کرد.

پایهگذار زرهی سپاه
اگر در حوزه موشکی از نامهایی چون شهید حسن تهرانیمقدم یاد میشود، در حوزه زرهی سپاه نیز نام محمد پاکپور در کنار فرماندهانی چون فتحالله جعفری قرار دارد.
پورجمشیدیان میگوید در سالهای جنگ، شکلگیری توان زرهی سپاه یکی از دستاوردهای مهم رزمندگان بود؛ توانی که با استفاده از تانکهای غنیمتی دشمن و همکاری نزدیک با ارتش جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت.
در آن سالها، پاکپور از چهرههایی بود که در طراحی و سازماندهی این توان نقش محوری داشت؛ نیرویی که بعدها به یکی از بازوهای مهم قدرت زمینی سپاه تبدیل شد.
کینهای به قدمت جنگ ۳۳ روزه
اما شاید یکی از کمتر گفتهشدهترین بخشهای زندگی این فرمانده، حضور او در لبنان باشد.
پورجمشیدیان میگوید یکی از حساسترین مقاطع خدمتی سردار پاکپور، جنگ ۳۳ روزه لبنان بود؛ نبردی که در آن او در کنار چهرههایی چون حاج قاسم سلیمانی و عماد مغنیه، در طراحی و هدایت میدانی جبهه مقاومت نقش داشت.
در برخی خاطرات حاج قاسم از آن جنگ، از سه فرمانده در صحنه مدیریت نبرد یاد شده است:«من بودم، عماد بود و نفر سومی هم بود که اسم نمیبرم.»
به گفته پورجمشیدیان، بسیاری معتقدند آن نفر سوم محمد پاکپور بوده است.
او حتی در میانه آن جنگ سنگین، برای ارائه گزارش به رهبر انقلاب به تهران بازگشت و سپس دوباره راهی لبنان شد؛ رفتوآمدی که نشاندهنده جایگاه مهم او در فرماندهی آن نبرد بود.
به باور این مقام امنیتی، یکی از عوامل اصلی شکست رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳ روزه، فرماندهی قاطع و هوشمندانه سردار پاکپور بود.
فرماندهای که در خط مقدم میجنگید
شجاعت سردار پاکپور در کنار عقلانیت نظامی او از ویژگیهایی بود که همراهانش همواره بر آن تأکید میکنند.
پورجمشیدیان میگوید در چند روزی که همراه او بوده، سردار پاکپور آنها را به مناطقی برده که در آن زمان کمتر کسی جرأت ورود به آن مناطق را داشت.
با وجود شرایط امنیتی پیچیده، او شخصاً در خط مقدم حضور داشت و وضعیت میدان را از نزدیک بررسی میکرد.
به گفته او، شجاعت کمنظیر این فرمانده با تدبیری مثالزدنی همراه بود؛ ترکیبی که باعث شده بود بسیاری از فرماندهان نظامی او را یکی از عملیاتیترین فرماندهان نیروهای مسلح ایران بدانند.
امنیت در شمالغرب
پس از بازگشت از لبنان، سردار پاکپور مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی سپاه را بر عهده گرفت.
در این دوره یکی از مهمترین اقدامات او برقراری امنیت در شمالغرب کشور بود؛ مناطقی که حتی در دوران حکومت پهلوی نیز بخشهایی از آن در اختیار گروههای مسلح و ضدانقلاب قرار داشت.
منطقه بین سردشت و پیرانشهر از جمله کانونهای فعالیت گروههای مسلح بود، اما در دوره فرماندهی او، عملیاتهای گستردهای برای پاکسازی این مناطق انجام شد و امنیت پایدار به آن بازگشت.

فرماندهی کل سپاه در حساسترین مقطع
بیستونهم خرداد، در شرایطی که کشور درگیر یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی خود بود، با حکم آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، محمد پاکپور به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.
این انتصاب پس از شهادت سردار حسین سلامی صورت گرفت و رهبر انقلاب در حکم خود، با اشاره به تجربیات میدانی و توان مدیریتی او، خواستار ادامه مسیر تعالی سپاه با تقوا، بصیرت و ارتقای توانمندیهای راهبردی شدند.
همزمان با این انتصاب، درجه نظامی او نیز به سرلشکری ارتقا یافت.
پایان یک زندگی در میدان
سرانجام مردی که سالها در سایهها فرماندهی کرده بود، در همان جغرافیایی به شهادت رسید که عمرش را صرف دفاع از آن کرده بود.
در نهم اسفند، در جریان تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به تهران، سپهبد شهید محمد پاکپور به کاروان فرماندهان شهید مقاومت پیوست؛ فرماندهای که دشمن سالها او را میشناخت، اما افکار عمومی کمتر از او شنیده بود.
شاید بهترین توصیف برای او همان جملهای باشد که دربارهاش گفتهاند؛ فرماندهای که بیشتر دیده میشد تا شنیده؛ مردی که در خط مقدم میجنگید، در سایه فرماندهی میکرد و سرانجام جان فدای مردم ایران شد.
نظر شما