به گزارش خبرگزاری ایمنا، لحظهای که آسمان شهر بر اثر حملات هوایی دشمن به لرزه درآمد، در اعماق تونلهای متروی اصفهان، صحنهای از جنس عرفان و حماسه رقم خورد که شرافت ایرانی را به جهانیان نمایش داد. در آن فضای پر از هیاهو، زنان و کودکان که برای نجات جان خود به تونل مترو وارد شده بودند، به دلیل بلند بودن دیوارههای ایستگاه توان خروجی از تونل را نداشتند.
در میان آن همه ترس و دلهره، مردی از جنس خود مردم که کارکنان خدوم قطار شهری بود، تصمیمی گرفت که تعریف قهرمانی را برای همیشه دگرگون کند. او در آن هیاهو خود را فراموش کرد و در برابر دیوار سیمانی تونل ایستاد و با فریادی که از جنس غیرت و ایمان برمیآمد، خود را بر زمین نشاند و کمر و شانه خود را پلهای استوار ساخت تا بانوان بتوانند با گذاشتن پا بر شانه او، از آن دیوار بلند عبور کنند.
این تصویر، شاهکاری از فداکاری و شرافت است و مردی که شاید نامش در تیترهای خبری بزرگ نرود، اما در دل آن زنانی که با قدمی بر کمرش از اضطراب رهایی یافتند، جاودانه شد. او نشان داد که در فرهنگ ایرانی و اسلامی، مردانگی در قدرت مشت نیست، بلکه در ذلت پذیرش فشار برای نجات دیگران است. او خود را زیر پای مادران، خواهران و دختران این مرز و بوم گذاشت تا آنها بتوانند بدون سختی از تونل قطار شهری خارج شوند.
این اقدام حماسی، پاسخی کوبنده به دشمنان بود که تصور میکردند میتوانند با ترس و وحشت، اراده ملت ایران را بشکنند. آنها نمیدانستند که در این سرزمین، افرادی چون این مرد وجود دارند که در سختترین شرایط، خود را دیوار میکنند تا امنیت هموطنانشان حفظ شود و مردی که هنوز کسی نام او را نمیداند، با این حرکت خود ثابت کرد که غیرت ایرانی، در تاریکترین تونلها هم میدرخشد و راه را برای آزادی روشن میکند.
این داستان، روایت یک پل زنده بود، پلی که از جنس خون و پوست و استخوان ساخته شده بود تا بر فراز آن، قافله زنان و کودکان، از تاریکی وحشت به روشنایی امید قدم بگذارند.
نام این مرد شاید ناشناخته بماند، اما یادش در تاریخ حماسههای این سرزمین، بهعنوان نمادی از عشق، ایثار و مردانگی، همیشه جاودانه خواهد ماند.
نظر شما