به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان هیاهوی جنگ، صدای انفجارها و غباری غمبار، تصویری ثبت شد که نه تنها قلبهای ایرانیان، بلکه وجدان بیدار جهان را لرزاند؛ تصویری که در آن، مرزهای ترس و ایمان در هم آمیختند و تعریف جدیدی از قهرمانی را به نمایش گذاشتند.
در پی حملات خصمانه و بیرحمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، در حالی که آسمان بر سر مردم ایران میبارید و زمین از لرزه موشکها میلرزید، نیروهای امدادی و هلالاحمر همچون فرشتگان رهاییبخش، در خط مقدم حضور داشتند. آنها لحظهای از پای ننشستند تا به آسیبدیدگان پناه بدهند و در میان ویرانهها، امید را زنده نگه دارند، اما در میان این همه شور و حرکت، یک سکوت معنادار و یک صحنه باشکوه، تمام نگاهها را خیره کرد.
یک امدادگر هلالاحمر، با لباس خدمت گوشهای دنج را برای خود برگزیده بود. او چفیهای پاک را به عنوان سجاده بر زمین گسترانده بود و کنار دستش، یک بطری آب قرار داشت، احتمالاً همان آبی که با آن وضو گرفته بود تا خود را برای حضور در محضر پروردگار آماده کند.
این تصویر، روایتی بینظیر از ایمان راسخ بود، امدادگری که تلاش میکند جان انسانها را از مرگ نجات دهد، برای اینکه دست به کار خیر بزند، دست به دعا برمیدارد، او نشان داد که در برابر قدرتهای مادی و موشکهای پیشرفته، قویترین سلاح، توکل بر خدا و اتصال به منبع قدرت هستی است و آن بطری آب ساده و آن چفیه بر زمین، نماد عرفان و سادگی رزمندگانی است که دنیا را به هیچ میگیرند و آخرت را میخواهند.
این امدادگر هلالاحمر در دل آشوب، به جهانیان ثابت کرد که ایرانیان با موشک نمیترسند و با بمباران از مسیر ایمان منحرف نمیشوند. او در آن وضعیت، نه تنها برای خود، بلکه برای امنیت و آبروی ایران دعا میکرد. تصویر او، ماندگار شد تا یادآوری کند که در خط مقدم دفاع از خاک، همیشه یک سجده هست که از همه پناهها محکمتر است و قلبهای متصل به خدا، هراس از هیچ تهدیدی ندارند.

نظر شما