به گزارش خبرگزاری ایمنا، در شرایط حساس کنونی که دشمنان قسمخورده نظام و ملت ایران، یعنی رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی به رهبری آمریکا، جنگی نابرابر و ناجوانمردانه را علیه کشورمان آغاز کردهاند، حقایق تلخی آشکار شده است. حقایقی که شاید تا پیش از این، برای عدهای از افراد داخلی و خارج از کشور که تحت تأثیر جنگ روانی و پروپاگاندای دشمن قرار داشتند، پنهان مانده بود، اما امروز، خون پاک شهدای مظلوم، به ویژه زنان و کودکان بیگناه، غبار از چشمها برداشته و واقعیت تلخ اهداف شوم استکبار را برای همگان عیان کرده است.
وعدههای دروغین و اهداف استعماری؛ از آزادیخواهی تا غارت ثروتهای ملی
پیش از آغاز درگیریهای نظامی، جریانهای معاند و سلطنتطلب و برخی از افراد ناآگاه، با سوءاستفاده از برخی شرایط، بستری را برای تبلیغات آمریکایی و اسرائیلی فراهم کردند. آنها با نقاشی کردن چهرهای غیرواقعی و فریبنده از آمریکا و رژیم صهیونیستی القا میکردند که این قدرتها قصد دارند آزادی را به ایران بیاورند و تنها با مراکز نظامی مقابله خواهند کرد.
اما واقعیت میدانی امروز، دروغ بودن این ادعاها را به اثبات رسانده است، همانطور که در یکی از توییتهای منتشره به درستی اشاره شده است:
«آمریکا به دنبال تصرف جزیره خارک است! ۹۰ درصد نفت ایران از این جزیره مهم صادر میشود که شما سلطنتطلبان بیشرف میگفتید: ترامپ فقط دنبال آزادی ایران است!!!! نفت و دارایی ایران را میخواد؛ مثل زمان شاه مسلط بر نفت ایران شود، خر شدید و سواری دادید.»

این توییت گویای حقیقتی انکارناپذیر است؛ هدف دشمن هرگز رفاه مردم ایران نبوده و نیست و تاریخ نشان داده است که آمریکا و متحدانش تنها به دنبال منافع اقتصادی و استعماری خود هستند. تلاش برای تصرف جزیره استراتژیک خارک، نمادی بارز از این تهاجمگرایی است که یادآور دوران استعمار و نفوذ بیگانگان در کشور است. کسانی که با شعارهای دروغین آزادی، زمینهساز این حملات شدند، در واقع نقش ابزار دست دشمن را برای غارت منابع ملی ایران ایفا کردند.
خیانت روشنفکران دروغین و رویافروشیهای مسموم
یکی از جنبههای تأسفبار این ماجرا، نقش برخی از چهرهها و جریانهایی است که پیش از این، با وعدههای توخالی، ذهن بخشی از جامعه را مسموم میکردند. آنها بدون ارائه هیچ راهکار عملی برای مشکلات، تنها به تخریب نظام و امیدوار کردن مردم به قدرتهای خارجی میپرداختند.
یک کاربر نیز در توییتی به این اشاره کرد که قبل از فراخوانهای دل ماه یک کلمه درباره اوضاع ملی مردم بعد از این حادثهها حرف نزدن! جوری رویا فروشی کردن که میریزید بیرون، دلار میشه ۱۰ هزار تومن و ماه بعد همه تو ایران تسلا و بنز سوارن و خیلی ها این جفنگیات رو باور کردن و مونده هنوز بفهمید اینا با اینترنشنال و هزار کوفت و زمان دیگه چه بر سر مردم ایران آوردن!

این جملات نشاندهنده عمق فریبی است که صورت گرفته است. وعدههای اقتصادی واهی، از جمله کاهش قیمت دلار و رفاه آنی، تنها توهماتی بودند که برای فریب افکار عمومی طراحی شدند. اکنون که آتش جنگ زبانه میکشد و امنیت و جان مردم در خطر است، هیچیک از این وعدههای رنگارنگ محقق نشده است، این جریانها با بهرهگیری از ابزارهایی مانند رسانههای بیگانه سعی در تضعیف روحیه مقاومت مردم داشتند، اما امروز واقعیت، تلخی این خیانت را به همه نشان داده است.
بازگشت شرمگینانه و پشیمانی
شاید تلخترین بخش این داستان، رفتار کسانی باشد که تا دیروز زیر پرچم دشمن میرقصیدند و از حمله به کشور خود استقبال میکردند. عدهای از ایرانیان مقیم خارج از کشور که با دیدن تصاویر جنگ و شهادت هموطنانشان، بیدار شدهاند، اکنون در حال تغییر لحن و موضعگیری هستند.
این افراد که پیشتر با شادی و هیاهو از وعدههای ترامپ و نتانیاهو استقبال میکردند، اکنون متوجه شدهاند که دشمن فرقی بین هموطن و غریبه، چپ و راست، یا اصلاحطلب و اصولگرا قائل نیست. بمباران مناطق مسکونی، بیمارستانها و مدارس، سندی بر این مدعا است که دشمن به دنبال نابودی زیرساختها و نسلکشی است.
همانطور که در توییتها اشاره شده، اکنون بحث سیاسیکاری تمام شده است:
«دیگه الان بحث چپ و راست و اصلاح و اصول نیست. الان صحبت از وطن پرستی و بیوطنی است. الان صحبت از غیرت و بیشرفیست.»

این جملات بیانگر تغییر پارادایم در جامعه است، خطوط قرمز سیاسی رنگ باختهاند و تنها خط باقیمانده، خط «ایران» و «غیرت ایرانی» است. کسانی که دیروز مدافع دشمن بودند، امروز یا سکوت کردهاند یا با توبه و پشیمانی، سعی در جبران مافات دارند، هرچند که خون شهیدان قابل جبران نیست.
موج عظیم بازگشت و همبستگی ملی
در مقابل جریانهای خودفروخته و مزدور، واقعیت درخشان دیگری نیز آشکار شده است؛ عشق به میهن و غیرت ایرانی که در رگهای نسل امروز و دیروز جریان دارد، گزارشها حاکی از آن است که ایرانیان مقیم خارج از کشور، بهویژه در ترکیه، برای بازگشت به کشور و ایستادگی در کنار خانوادههای خود صف کشیدهاند.
«گزارش سیانان ترک: ایرانیان مقیم ترکیه از استانبول با اتوبوس به کشورشان برمیگردند تا در این شرایط دشوار کنار خانوادههایشان باشند و به مردم و میهنشان کمک کنند.»

این تصویر زیبا و حماسی، پاسخ محکمی به دشمنان است که تصور میکردند میتوانند با فشارهای نظامی و اقتصادی، ملت ایران را شکست دهند. ایرانیان خارج از کشور نشان دادهاند که در لحظات بحرانی، دین خود را به میهن ادا میکنند و حاضرند جان خود را در راه دفاع از خاک پدری فدا کنند.
در یکی از توییت کاربران نوشته شده بود که: «اگر خارج از ایرانی و قر تو کمرت فراوونه برای منی که با عزیزانم زیر بمباران هستم نسخه جنگ و مقاومت نپیچ.»

این جمله فریاد اعتراض کسانی است که در خط مقدم جنگ، جان خود را به خطر میاندازند، به کسانی که در غربت، به تجویز جنگ و خونریزی میپردازند. جنگ یک بازی سیاسی نیست؛ جنگ یعنی ویرانی، یعنی شهادت کودکان معصوم، یعنی نابودی زیرساختها.
خود راوی جنایتها شدند
و اما در میان تمام این اتفاقات، یکی از ناهموطنان که منتظر شادی برای حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران بود، خود راوی جنایات مستکبران شد و با گوشت و پوست خود، وحشیگریهای جنایتکاران جهانی را نظارهگر بود.

امروز، جمهوری اسلامی ایران و ملت شریف آن در حال گذر از یکی از آزمونهای تاریخ خود هستند، دشمن با تمام قوا و با بهرهگیری از ابزارهای مختلف، از جنگ نظامی تا جنگ روانی، تلاش دارد اراده ملت را بشکند، اما واقعیتهای میدانی، از بازگشت ایرانیان مقیم خارج تا پشیمانی ناآگاهان، نشان میدهد که اتحاد و انسجام ملی، سدی است که دشمن قادر به عبور از آن نیست.
وعدههای دروغین آزادی و رفاه، جای خود را به آتش و خون داده است و کسانی که با چشمبند سیاسی، از دشمن استقبال میکردند، اکنون با عریانی چهره استکبار، در بهت فرو رفتهاند. این جنگ، نهتنها جنگ ارتشها است، بلکه جنگ هویت و غیرت است؛ جنگی که در آن، خطوط مقدم آن نهتنها در جبههها، بلکه در قلبها و ذهنهای هر ایرانی ترسیم شده است و پیروزی نهایی، از آن ملت ایران و کسانی است که در این شرایط حساس، تنها به میهن خود تکیه کرده و اجازه نمیدهند هیچ قدرت بیگانه، حاکمیت بر سرنوشت آنها را به بازی بگیرد.