شب‌های سرخ وحدت؛ دژهای پولادین مردم غیور ایران

در شب‌های پرالتهاب ماه مبارک رمضان، مردم با حضور در میدان‌ها، سوگواری شهادت رهبر انقلاب را به نمایشی باشکوه از وحدت ملی تبدیل کرده و با فریادهای رسا، به دشمنان کودک‌کش و جنایتکار یادآور می‌شوند که پشت نیروهای مسلح، فرزندانی غیور ایستاده‌اند که هیچ موشکی توان شکستن سد استوار آن‌ها را ندارد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، شب‌های ماه مبارک رمضان در سال ۱۴۰۴، با حال و هوایی متفاوت و حماسی در حال سپری شدن است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران درگیر نبردی سخت و دفاع مقدس علیه ائتلاف متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی است، تصویری باشکوه و بی‌نظیر از وحدت ملی در سراسر کشور در حال شکل‌گیری است.

مردم مؤمن و ولایت‌مدار ایران، پس از افطار، به جای استراحت، به سمت میدان‌های اصلی شهرها و خیابان‌ها روانه می‌شوند، آن‌ها آمده‌اند تا در سوگواری شهادت رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شرکت کنند و همزمان با تسلیت، صلابت و استقامت خود را به جهانیان نشان دهند.

از میدان انقلاب تهران تا میدان نقش جهان اصفهان، از چمران اهواز تا میدان ساعت کرمانشاه، دریایی از جمعیت با پرچم‌های سه رنگ ایران اسلامی به راه افتاده است، جمعیتی که ترکیبی از زنان، مردان، پیران و جوانان است.

برخی با پای پیاده و با سوز و درد و برخی دیگر سوار بر خودروهایی که پرچم‌های کشور را به اهتزاز درآورده‌اند و با بوق‌های حماسی، فضای شهرها را لرزانده‌اند، پلاکاردهایی با نوشته‌های مختلف در دست مردم است، نوشته‌هایی که از جاودانگی ایران اسلامی می‌گویند، از مرگ بر آمریکا و اسرائیل و از وفاداری به آرمان‌های شهیدان و این حضور عظیم، پیامی روشن به دشمن دارد که ملت ایران هرگز در برابر زور و ظلم سر خم نخواهد کرد.

شب‌های سرخ وحدت؛ دژهای پولادین مردم غیور ایران

صدای کودکانه‌ای از دل میناب؛ انتقام خون آن‌هایی که دوستان ما بودند

در میان این جمعیت عظیم در یکی از میادین اصلی اصفهان، صدایی لرزان، اما پر از صلابت توجه همگان را جلب می‌کند. کودکی خردسال، تقریباً ۱۰ ساله که کلاهی به سر دارد و عکس تعدادی از دانش‌آموزان را به سینه چسبانده است، چشمانش تر است، اما نگاهش پر از خشم است.

این خردسال ۱۰ ساله که صدف نام داشت، این‌گونه به خبرنگار ایمنا می‌گوید: من اینجام برای دوستام. برای هم‌کلاسی‌هام که توی میناب شهید شدند، اون روز، بچه‌های میناب هم مثل ما توی کلاس درس بودن، باید درس می‌خوندن، ولی موشک‌های آمریکایی و اسرائیلی همه چیز رو خراب کردن.

او از همه دانش‌آموزان شهید مدرسه میناب به عموان دوست یاد می‌کند و افزود: همشون رفتن و من اینجام تا به همه بگم که ما نمی‌ترسیم، اونا فکر کردن با شهادت بچه‌ها، ما رو می‌ترسونن ولی اشتباه کردن، ما الان اینجا، توی میدان، همه با هم هستیم.

این خردسال پرصلابت ادامه داد: مامان و بابام گفتن باید بیام، چون وحدت یعنی اینکه هیچ‌کس تنها نمونه. من اینجام تا به همه بگم که ما بچه‌های ایران، مثل بچه‌های میناب، قوی هستیم و از کشورمون دفاع می‌کنیم.

صدف که مشت خود را گره کرده بود، اضافه کرد: می‌بینید که چقدر مردم اینجا هستن؟ همه اومدن تا بگن که ما تنها نیستیم، اون‌ها شهید شدن، اما ما موندیم، ما بزرگ می‌شیم و مثل اون‌ها دفاع می‌کنیم. این پرچم رو ببینید، این پرچم دوستام و منه و هیچ‌کس نمی‌تونه اینو از ما بگیره.

شب‌های سرخ وحدت؛ دژهای پولادین مردم غیور ایران

پرچم ایران را پایین نمی‌آوریم

در گوشه‌ای دیگر از میدان، پیرمردی ریزنقش با عصایی در دست ایستاده است، گرد پیری به طور کامل موهای سفیدش را پوشانده و چهره‌اش خطوط عمیق ایام را به نمایش می‌گذارد. او شاهد روزهای اول انقلاب بوده و حالا در این شب‌های سرد رمضان، دوباره پا به میدان گذاشته است.

سیدحسین با صدایی که بر اثر سن و سال کمی خش‌دار شده، اما کلماتش وزن سنگینی دارد، می‌گوید: من از روز اول انقلاب اینجا بودم. از وقتی این پرچم رو بالا بردیم، پایین نیاوردیم و پایین هم نمیاریم، این دشمنان، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، فکر می‌کنند می‌تونن ما رو لرزونن؟ ما که از جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس عبور کردیم، با این حرف‌ها و موشک‌ها نمی‌ترسیم، رهبر ما شهید شد، اما راهش موند و ما پشت سر این راه تا آخرین نفس می‌ایستیم.

او با اشاره به جمعیت حاضر در میدان ادامه داد: همه با هم، یک دل و یک صدا و این همون وحدتیه که دشمن ازش می‌ترسه، اونا می‌خوان ما رو از هم جدا کنن، اما می‌بینن که چطور دور هم جمع شدیم، ما باید پایدار بمونیم، اگر امروز وحدت داشته باشیم، فردا پیروزی مال ما است، دشمن شکست می‌خوره، چون خدا با ماست و ما با هم هستیم.

شب‌های سرخ وحدت؛ دژهای پولادین مردم غیور ایران

نسل جدیدی که آماده است داستان‌های جنگ تحمیلی ۸ ساله را با خون خود بازنویسی کند

در میان جمعیت، نوجوانی ۱۶ ساله با چهره‌ای استخوانی خود را به جلو هل می‌دهد تا صدایش شنیده شود، او لباس ساده‌ای پوشیده و دستش را مشت کرده و نماینده نسل جدیدی است که آماده است داستان‌های جنگ تحمیلی هشت ساله را امروز با خون خود بازنویسی کند.

علی که خود را ره‌روی خط امام حسین (ع) می‌داند، با هیجان می‌گوید: من اینجام چون نمی‌خوام فقط توی خونه بشینم و نگاه کنم. بچه‌های هم‌سن و سال من توی هشت سال دفاع مقدس، رفتن جبهه و جان خودشون رو فدا کردن؛ امروز هم نوبت ما است. من آماده‌ام مثل شهدای نوجوان جنگ تحمیلی، جان خودم رو فدا کنم، دفاع از میهن، فقط وظیفه سربازها نیست، وظیفه منه و وظیفه همه ماست.

او با اشاره به اهمیت همدلی در این شرایط، افزود: اینکه که امروز همه باهم هستیم، قدرت ماست، اگر امروز کنار هم باشیم، هیچ موشکی نمی‌تونه ما رو شکست بده، ما باید به همدیگه کمک کنیم، به هم دلگرمی بدیم. این وحدت و همدلی، سلاح ماست و ما به دشمن ثابت می‌کنیم که ایران اسلامی جاودانه است و پسران و دختران این خاک، تا آخر می‌ایستند.

شب‌های سرخ وحدت؛ دژهای پولادین مردم غیور ایران

شب‌هایی که به صبح پیروزی ختم می‌شود

این شب‌های رمضان، شب‌های سردی برای دشمنان و شب‌های گرمی برای ایرانیان است، سوگواری برای شهادت رهبر انقلاب، تبدیل به محوری مقاوم برای مقاومت شده است و مردم ایران با حضور در میدان‌ها، ثابت کردند که وعده‌های دروغین آمریکا و اسرائیل، هیچ تأثیری بر اراده آن‌ها ندارد.

آنان که مدرسه میناب را هدف قرار دادند و کودکان را به خاک و خون کشیدند، باید بدانند که این خون‌ها، بیهوده ریخته نشده است و این خون‌ها درخت تنومند وحدت را آبیاری می‌کند. ملت ایران، مسلح به ایمان، وحدت و پشتیبانی از نیروهای مسلح خود، آماده است تا این طوفان را نیز مانند طوفان‌های پیشین، در هم بشکند و سحرگاه پیروزی را با دستان خالی، اما قلب‌های پر از ایمان، بدرقه کند.

خودروهای حامل پرچم ایران همچنان در خیابان‌ها می‌چرخند و فریادهای «مرگ بر آمریکا» همچنان در آسمان ایران می‌پیچد؛ فریادی که نویدبخش شکست قطعی دشمنان است.

کد خبر 954169

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.