ماجرای نجات کودکان بی‌پناه و وحشت زده/ روایت امدادگری که مأمور آرامش بود

در این روزها که صدای انفجار و اخبار جنگ فضای شهر را تحت تأثیر قرار داده است، برخی از نیروهای امدادی وظیفه‌ای متفاوت اما بسیار مهم بر عهده دارند؛ کمک به آرام کردن کودکانی که از این شرایط ترسیده اند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جمعیت هلال احمر؛ در روزهای ابتدایی شروع حملات، شهر حال و هوای متفاوتی داشت. بسیاری از نیروهای داوطلب و امدادگر در بخش‌های مختلف مشغول کمک‌رسانی بودند. در کنار عملیات امداد و نجات، گروه‌هایی نیز مأمور شدند تا به وضعیت روحی و روانی مردم توجه کنند؛ به خصوص کودکانی که در چنین شرایطی بیش از هر چیز به آرامش و احساس امنیت نیاز داشتند. تیم‌هایی از جمعیت هلال احمر تلاش کردند با بازی، گفت‌وگو و همراهی، فضای امن‌تری برای کودکان ایجاد کنند.

مأموریتی متفاوت در روزهای پرصدا

سهیلا فرزین ماموریتی متفاوت در این خصوص داشته است: «من سرتیم فضای دوستدار کودک در جمعیت هلال احمر شهرری هستم و در تیم سحر فعالیت می‌کنم. در این روزها کار ما ۲۴ ساعته شده بود و علاوه بر کارهای امدادی، آمار و گزارش مربوط به روزهای جنگ را هم ثبت می‌کردیم.»

وقتی امداد فقط آواربرداری نیست

پیش از شروع فعالیت، تیم امدادی تلاش کرد وسایل لازم برای ایجاد یک فضای مناسب را آماده کند. آن‌ها می‌دانستند که برای آرام کردن کودکان، وجود وسایل بازی و فعالیت‌های سرگرم‌کننده بسیار مهم است: «روزهای اول آمدیم تا تجهیزات لازم را آماده کنیم. کلاه‌های ایمنی، وسایل بازی و چیزهایی که بچه‌ها بتوانند با آن سرگرم شوند تهیه کردیم و در انبار گذاشتیم تا برای برنامه‌ها از آن‌ها استفاده کنیم.»

پس از آماده شدن وسایل، تیم به یکی از مراکز بهزیستی رفت؛ جایی که تعدادی از کودکان در آن نگهداری می‌شدند. برخی از این کودکان هنگام شنیدن صدای انفجار یا اخبار مربوط به حملات دچار ترس و اضطراب شده بودند و شرایط روحی آرامی نداشتند.

کودکانی که برای امنیت، به حمام پناه برده بودند

سهیلا درباره آن روز می‌گوید: بعد از یکی از حملات به ما اطلاع دادن کودکان بهزیستی دچار شوک وحشتناکی شده اند، وقتی به بهزیستی رفتیم، بچه‌ها خیلی استرس داشتند. بعضی‌هایشان گریه می‌کردند و از صداهایی که شنیده بودند ترسیده بودند. سرپرستشان هول شده و بچه‌ها را داخل حمام برده بود. فقط به خاطر این در فضای در بسته و بدون شیشه و پنجره باشند. اما آنها بیشتر هول کرده بودند. شرایط خیلی بدی داشتند. خیلی وحشت زده بودند. با این حال وقتی ما را دیدند و فهمیدند آمده‌ایم کنارشان باشیم، کم‌کم حالشان بهتر شد.»

گفت‌وگو، بازی و پازل

در کنار تیم فضای دوستدار کودک، گروهی از روان‌شناسان نیز حضور داشتند تا با کودکان گفت‌وگو و به آن‌ها کمک کنند تا احساس امنیت بیشتری داشته باشند. این گفت‌وگوها معمولاً ساده و متناسب با سن کودکان انجام می‌شد: «تیم روان‌شناسی با بچه‌ها صحبت کردند و سعی کردند آرامشان کنند. بعد از آن با هم بازی کردیم. پازل آوردیم، خانه‌سازی کردیم و کارهای سرگرم‌کننده انجام دادیم. بچه‌ها وقتی دیدند کسی کنارشان است، خیلی خوشحال شدند. سرشان گرم شد و دیگر به چیزی فکر نکردند.»

ترسی که هنوز در چهره‌ها مانده بود

با وجود این تلاش‌ها، آثار ترس در چهره بسیاری از کودکان دیده می‌شد. بعضی از آن‌ها هنوز از اتفاقاتی که شنیده یا تجربه کرده بودند، نگران بودند: «واقعاً می‌شد ترس را در صورتشان دید. رنگ بعضی از بچه‌ها پریده بود و حالشان خیلی خوب نبود. ولی وقتی با آن‌ها بازی می‌کردیم یا با هم صحبت می‌کردیم، آرام‌تر می‌شدند.»

در آن مرکز حدود ۴۸ دختر نگهداری می‌شدند. به گفته او، برخی از آن‌ها هنگام شنیدن صداهای شدید یا خبرهای مربوط به حملات دچار نگرانی می‌شدند و لازم بود کسی کنارشان باشد تا به آن‌ها اطمینان بدهد: «در آن مرکز حدود ۴۸ دختر بودند. وقتی صداهای شدید می‌آمد یا خبرهایی می‌شنیدند، خیلی می‌ترسیدند و به هم پناه می‌بردند.»

چگونه با کودک در روزهای جنگ صحبت کنیم

یکی از مهم‌ترین نکاتی که تیم‌های روانی و حمایتی به آن تاکید می‌کنند، نحوه صحبت با کودکان در این روزهای بحرانی است. باید تلاش کرد، بدون ایجاد نگرانی بیشتر، حس امنیت را به بچه‌ها منتقل کرد: «خانواده‌ها لازم است که در این روزها، بچه‌ها را آرام کنند. لازم نیست همه واقعیت‌های سخت را به آن‌ها بگویند. بیشتر به آن‌ها بگویند که کنار هم هستیم و با هم دوباره روزهای خوبی خواهیم داشت. بیشتر فعالیت‌ها بر بازی و سرگرمی متمرکز شود. قصه گفتن، تماشای کارتون و انجام بازی‌های گروهی از برنامه‌هایی است که باید در چنین شرایطی برای کودکان در نظر گرفته شود. مثلا برای بچه‌ها داستان بگویند، بازی کنند و گاهی کارتون ببینند. تلاش کنند اخبار را نبینند تا ذهنشان درگیر نشود.»

امداد ادامه دارد

در کنار این فعالیت‌ها، کارهای امدادی و اداری نیز ادامه داشت. نیروهای هلال احمر باید گزارش‌ها و آمار مربوط به عملیات و وضعیت مناطق مختلف را نیز ثبت می‌کردند: «هر روز به شعبه می‌آیم و گزارش‌ها و آمار مربوط به روزهای جنگ را می‌نویسم. در کنار آن در کارهای امداد و نجات هم کمک می‌کنیم.»

او از چند سال قبل به صورت داوطلبانه با جمعیت هلال احمر همکاری می‌کند و اکنون به عنوان امدادگر فعالیت دارد: «حدود سه سال است که به صورت داوطلبانه در هلال احمر فعالیت می‌کنم و امدادگر هستم.»

فقط زنده ماندن کافی نیست

این نخستین باری نبود که او در شرایط بحرانی در کنار مردم حضور داشت. در جنگ قبلی نیز همراه دیگر نیروهای امدادی در کمک‌رسانی شرکت کرده بود. او می‌گوید: «در بحران‌های قبلی هم حضور داشتیم و سعی می‌کردیم هر کاری از دستمان برمی‌آید انجام دهیم.»

با این حال، کار با کودکان در چنین شرایطی برای او تجربه‌ای متفاوت و گاهی دشوار بوده است. فرزین می‌گوید: «برای خودم خیلی سخت بود وقتی بچه‌ها را می‌دیدم که پدر و مادرشان کنارشان نیستند. در چنین شرایطی باید بیشتر درکشان کنیم و کنارشان باشیم.»

او معتقد است که در بحران‌ها تنها نجات جان افراد مهم نیست، بلکه باید به وضعیت روحی آن‌ها هم توجه شود؛ به‌ویژه وقتی پای کودکان در میان باشد. او در پایان می‌گوید: «فقط زنده ماندن مهم نیست. باید به روحیه آدم‌ها هم توجه کرد، مخصوصاً بچه‌ها. حضور کنارشان و توجه به حالشان خیلی اهمیت دارد.»

کد خبر 954133

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.