به گزارش خبرگزاری ایمنا، این روزها، آسمان ایران رنگ گرفته از دود سیاه موشکها و شرارههای خشم است و جنگی که آمریکا و اسرائیل با تمام قوا آغاز کردهاند، دیگر به میدانهای نظامی محدود نشده است. آنها که در رسانههای خود، با چهرهای مصنوعی و ادعاهای دور از واقعیت، وعده داده بودند که «مناطق مسکونی را هدف نمیگیریم» و «کاری با مردم عادی نداریم»، امروزه با عملکرد جنونآمیز خود، تمام این دروغهای پوشالی را در هم کوبیدهاند.
بیمارستانها، مدارس، خانهها و حتی ورزشگاهها، هدف قرار گرفتهاند، اما در میان این همه ویرانی و تراژدی، روایت دیگری نیز در حال شکلگیری است؛ روایتی که از عشق، ایثار و فداکاری میگوید، روایت نیروهای امدادی هلالاحمر و کادر درمان که در قلب آتش، سپری شدهاند تا جان انسانها را نجات دهند و آنها ثابت کردهاند که در برابر موشکهای دشمن، امید و ایمان سلاحهایی هستند که هیچکس نمیتواند آنها را شکست دهد.
دشمن تصور میکرد با بمباران مناطق مسکونی و ایجاد رعب و وحشت، اراده ملت را میشکند، اما غافل از اینکه در همین خیابانها، کوچهها و زیر آوارها، فرشتگان هلالاحمر، کادر درمان، آتشنشانی و سایر نیروهای امدادی به پرواز درآمدهاند.
نیروهای هلالاحمر با قلبی پر از شجاعت، خود را به صحنههای حادثه میرسانند، آنها وقتی همه فرار میکنند، به سمت خطر میدوند و وقتی دشمن مشغول شلیک است، مشغول نجات جان انسانها هستند و این تصاویر، سند محکمی بر دروغ بودن شعارهای حقوق بشری غرب است؛ غربی که ادعا میکرد مردم را نجات میدهد، اما خودش عامل شهادت آنها شد و نیروهای فداکار و غیور جمهوری اسلامی ایران بودند که در سختترین شرایط، چتر نجات را باز کردند.

رسوایی دشمن در برابر ایثار ایرانیان
آنچه در این نبرد آشکار شد، شکاف عمیق میان ادعاهای دروغین مدعیان تمدن و واقعیت میدانی است؛ مقامات آمریکایی و صهیونیستی با وقاحت تمام، رسانههای جهانی را با اخبار جعلی پر کردند تا نشان دهند که جنگی دقیق و هدفمند دارند، اما واقعیت تلخ و خونینی بود که بر زمین نقش بست.
حمله به بیمارستانها که باید امنترین پناهگاه بیماران باشد، بمباران مدارس که در آن کودکان بیگناه درس میخواندند و ویرانی خانههای مردم، چهره واقعی آنها را برملا کرد و در مقابل این وحشیگری، نیروهای امدادی و مردمی ایران حماسه آفریدند.
آنها نشان دادند که حتی در بدترین شرایط، انسانیت زنده است؛ جوانانی که با وجود اینکه خانههایشان ویران شده، به کمک همسایگان میروند، پزشکانی که با وجود خستگی مفرط، ساعتها پشت سر هم امدادرسانی میکنند و امدادگرانی که جان خود را به خطر میاندازند تا یک نفر دیگر زنده بماند و این تضاد، درس بزرگی برای جهان دارد.

وحدت و همدلی؛ دژی مستحکم در برابر طوفان
در این میان، نکتهای که بیش از همه دشمن را کلافه کرده، وحدت و همدلی مردم است. دشمن میخواست با این حملات، مردم را از هم جدا کند و جامعه را دچار هرجومرج کند، اما برعکس شد؛ مردم در صحنههای حادثه، فرقی نمیگذارند که هموطنشان چه تفکری دارد یا از چه قشری است و همه برای نجات یکدیگر بسیج شدهاند.
نیروهای هلالاحمر به عنوان نماد این همدلی، در تمام صحنهها حاضر هستند؛ آنها نهتنها جسم مجروحان را درمان میکنند، بلکه به روحهای شکسته مردم نیز امید تزریق میکنند، وقتی یک امدادگر دست مصدوم را میفشارد و حضور خود را به او اعلام میکند، تمام ترسها از بین میرود.
این روحیه «ما میتوانیم» است که دشمن را از درون میترساند و دشمنان باید بدانند که با هر موشکی که شلیک میکنند، اراده ما سختتر میشود و با هر خانهای که ویران میکنند، بنای عشق و همبستگی ما مستحکمتر میشود.

امید؛ سلاحی که با موشک از بین نمیرود
پیامی که از دل این آتش و خون بیرون میآید، پیام امید است، دشمن فکر میکرد با ترساندن مردم، میتواند آنها را وادار به تسلیم کند، اما غافل از اینکه ملت ایران، طعم تلخ جنگ و تحریم را چشیده و هر بار از آن قویتر بیرون آمده است.
حضور نیروهای امدادی در صحنههای حادثه، نماد این امید است و آنها نشان میدهند که حتی در تاریکترین شبها، چراغی روشن است. این چراغ، چراغ ایمان و تعهد به وطن است و مردم ایران میدانند که این جنگ هم مانند دسیسههای دیگر، به بنبست خواهد خورد و با تکیه بر خدا و تلاش فرزندان این مرز و بوم، صبح پیروزی خواهد دمید و خون شهیدان و زحمات امدادگران، ضامن این آینده روشن است.

زینب؛ دختر زیبای ما، نترسیا
در یکی از ویدیوهای منتشر شده، صحنهای را میبینیم که هر بینندهای را به گریه میاندازد؛ دختربچهای کوچک، با صورتی که خون بر آن نشسته، ترس در چشمانش موج میزند، اما چیزی بیشتر از ترس در آنها میدرخشد که امید است.
نیروهای امدادی با دقت و لطافت، مشغول پاک کردن خون از روی صورت و پیشانی او هستند. پیشانیای که تا دیروز محل بوسیدن مادرش بود، اگرچه اکنون محل زخم و ترکش است، اما همچنان بلند و افتخارآمیز است.
امدادگر با مهربانی تمام، پانسمان را روی زخم او قرار میدهد و زمزمه میکند: «چقدر تو قویای، نترسیا…» این جمله ساده، در اوج آشوب، مثل یک طلسم عمل میکند و این تصویر، تمام ادعاهای دشمن را زیر سوال میبرد.
دشمن که میخواست با ترساندن کودکان، نسل آینده ایران را نابود کند، نمیداند که همین کودکان با شنیدن همین جملات، به قهرمانان واقعی این سرزمین تبدیل میشوند، خون روی صورت این دختربچه، نه نماد ضعف، بلکه نشان افتخار و مقاومت است و یادآور میشود که در این سرزمین، حتی کودکان نیز سربازان گمنام دفاع از خاک هستند.
تموم شد دورت بگردم، تموم شد
یک دختر نوجوان که بر اثر حمله هوایی دچار آسیب شده است، در حالی که درد و رنج در چشمانش موج میزند، توسط نیروی امدادی هلالاحمر تحت مداوا قرار میگیرد و امدادگر با وجود خستگی مفرط و شرایط سخت، سعی دارد با کلمات آرامبخش، روحیه دختر نوجوان را حفظ کند.
او با صدایی که پر از اطمینان بود، تکرار میکرد: «تموم شد دورت بگردم، دیگه تموم شد.» این جمله، درست در لحظهای که صدای انفجار هنوز در گوش میپیچید، مثل یک پناهگاه عمل میکرد و امدادگر تنها جسم دختر را درمان نمیکرد، بلکه روح او را نیز ترمیم میکرد.
این تصاویر نشان میدهد که در جنگ، درمان فقط با دارو نیست، بلکه با کلمات و همدلی نیز ممکن است، دشمن با بمب میخواست ترس ایجاد کند، اما امدادگران شجاع این سرزمین با کلمات خود، ترس را از بین میبرند و این صحنه، درس بزرگی از انساندوستی است و به خوبی نشان میدهد اولویت یک نیروی امدادی، آرام کردن دل این نوجوان است.
اگه دستگاه از نوزادان جدا بشه، جونشون میره
شاید یکی از تکاندهندهترین بخش اتفاقات، ویدیویی باشد که در آن نیروی هلالاحمر وارد بیمارستانی شده که مورد حمله قرار گرفته است، دوربین وارد بخش نوزادان (NICU) میشود؛ جایی که باید امنترین نقطه روی زمین باشد.
نوزادان تازه متولد شده که هنوز چشمهایشان به دنیا باز نشده است، روی تختها خوابیدهاند و به دستگاهها متصل هستند و نیروی امدادی با چشمانی که بغض در آنها موج میزند، رو به دوربین میگوید: «اسرائیل جایی رو زده که اگه دستگاه از نوزادان جدا بشه، جونشون میره.»
بغض این نیروی امدادگر، صدای بلند وجدان بیدار ایرانیان است؛ او که شاید بارها صحنههای سخت دیده است، اینبار از دیدن بیگناهی محض در معرض خطر، به خود میلرزد و این تصویر، سند محکمی بر جنایتکارانه بودن حملات است.
دشمن حتی به نوزادان هم رحم نکرده است، اما حضور نیروهای هلالاحمر در آنجا، پیامی روشن دارد و به جهانیان نشان میدهد که با جان و دل از تکتک فرزندان این مرز و بوم محافظت خواهیم کرد، این بغض، خشم پنهان ملت است که روزی حساب این جنایتکاران را تسویه خواهد کرد.
همرزمی متفاوت؛ قصه وفاداری یک سگ زندهیاب و پاسداشت جانش
در میان ویدیوهای منتشر شده، تصویری وجود دارد که شاید کمتر از دیگران دیده شود، اما عمق معنایی آن، هر تماشاگری را به وجد میآورد؛ تصویر مربوط به سگ زندهیاب هلالاحمر است؛ یاری که بدون هیچ چشمداشت، روزها و شبها در میان آوارها و خاکسترها جستوجو میکرد تا شاید نفسی را از مرگ نجات دهد.
این سگ، یک سرباز بیادعا و یار وفادار است که در خط مقدم نجات، در کنار نیروهای امدادی میجنگد، او که وظیفهاش پیدا کردن انسانهای گرفتار در زیر آوار بود، این بار خود در معرض خطر قرار گرفت و مجروح شد و دیدن صحنهای که نیروهای هلالاحمر با دقت و حساسیت، مشغول مداوای زخمهای این سگ قهرمان هستند، درس بزرگتری از ایثار و انسانیت به ما میدهد.
نیروهای امدادی هلالاحمر، در اوج خستگی و فشار کاری، فراموش نکردند که این سگ نیز بخشی از تیم نجات است و زحماتش منجر به نجات جان چندین انسان شده است و این سگ زندهیاب، نماد وفاداری بیچونوچرا است.
در حالی که دشمنان با وحشیگری تمام، حتی نوزادان و کودکان را هدف قرار میدهند و هیچ حریمی را قائل نیستند، امدادگران ما در این سوی جبهه، حتی برای یک سگ زخمی ارزش قائل هستند و برای مداوای آن تلاش میکنند و این تضاد عجیب، هویت واقعی دو طرف جنگ را مشخص میکند.
دشمن با بمب و آتش میجنگد، اما ما با عشق، اخلاق و انسانیت و مداوای این سگ توسط امدادگران، نشان میدهد که در جنگ تحمیلی، همهچیز با هم متحد شدهاند و همه در یک صف برای حفظ جان انسانها و دفاع از سرزمین تلاش میکنند و این سگ قهرمان، بدون شک یکی از قهرمانان این میدان است که نامش در دفتر خاطرات ایثارگران ثبت خواهد شد.
در دل ترس، قهرمان پرورش میدهیم
امروز، ایران صحنه نبرد خیر و شر است، از یک سو، دشمنانی که با دروغ و وعدههای پوچ، آتش به جان مردم میریزند و از سوی دیگر، مردم و نیروهای امدادی که با ایثار و فداکاری، چراغ امید را روشن نگه داشتهاند.
وعدههای دروغین آمریکا و اسرائیل در برابر پایداری یک ملت و تلاشهای خستگیناپذیر نیروهای امدادی رنگ باخت؛ آنها خواستند با ترساندن ما را شکست دهند، اما غافل از اینکه ما در دل ترس، قهرمان پرورش میدهیم و این گزارش و این تصاویر، روایتگر شکست دشمن و پیروزی اراده ملت ایران است که با خون شهیدان و زحمات کادر درمان و امدادگران، به دست میآید.
نظر شما