۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۳۵
قیام قمی‌ها در شب‌های خشم و سوگ

قم، این روزها شبیه هیچ زمان دیگری نیست، شهری است که دوباره قیام کرده، این‌بار با قلب‌هایی پر از اندوه و دستانی گُر گرفته از ایمان؛ نه برای انتقام بلکه برای پاسداری از آرمان‌هایی که رهبرشان جان بر سرشان نهاد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از قم، شب‌ها شهر قم حال و هوایی دیگری دارد، از لحظه‌ای که خبر شهادت رهبر و پدر ملت ایران پیچید، گویا زمان در کوچه‌های این شهر متوقف شد و سکوت سنگینی در نخستین ساعات بر فضای شهر سایه انداخت، اما این سکوت خیلی زود به خروش تبدیل شد و مردمی که هنوز در بهت حادثه‌اند در حالی به خیابان‌ها آمده‌اند که اشک و غیرت را در هم آمیخته‌اند؛ قم، دوباره خیز برداشته است.

میادین، خیابان‌ها و کوچه‌ها مملو از جمعیتی است که از عمق دلشان برخاسته‌اند؛ هیچ دعوت رسمی و هیچ برنامه‌ریزی سازمانی در کار نیست، اما حضور مردم شبیه سیلی عظیم، همه شهر را دربرگرفته است.

نور شمع‌ها در کنار پلاکاردها و پرچم‌ها، فضایی میان اندوه و حماسه ساخته است، در گوشه‌ای از میدان، گروهی از دختران خردسال با روسری‌های سیاه سرود می‌خوانند؛ صدایشان لرزان است اما لب‌ها محکم و مصمم حرکت می‌کند « از سوگ و حماسه برای پدری می‌خوانند که او را از دست داده‌اند و در عین حال به راهش ایمان دارند.»

چند خیابان پایین‌تر، نوجوانان یکی از دبیرستان‌های قم موکب کوچکی برپا کرده‌اند. بخاری کوچکی در گوشه‌ای روشن است، و بر روی میزهای چوبی‌شان استکان‌های چای و خرما میان مردم پخش می‌شود. پیرمردی با محاسن سپید چایش را می‌گیرد، رو به نوجوان‌ها لبخند می‌زند و می‌گوید: «شما حالا باید پرچم‌دار باشید.» این جمله در میان صدای مداحی و اشک، شنونده می‌خواهد تا از بغض خود فرار کند اما نمی‌تواند.

قیام قمی‌ها در شب‌های خشم و سوگ

عده ای از قمی‌ها در سوگ رهبر انقلاب، خانه‌های خود را به موکب تبدیل کرده اند، یک قاب عکس از رهبر شهید و شاخه ای گل سپید، به همراه بساط چای ذغالی، نان و خرما یا نان و پنیر. بغض سختی گلو را می فشارد اما هنوز وقت عزاداری نیست! حالا نوبت خونخواهی است.

مسیرها آن‌قدر شلوغ است که گاه باید چند کیلومتر در میان جمعیت حرکت کنی تا بتوانی به خیابانی خلوت‌تر برسی. مادرانی با نوزادان در آغوش، پدرانی که دست کودک‌شان را محکم گرفته‌اند، و جوانانی که با چهره‌هایی اندوهگین و خشمگین در کنار یکدیگر حرکت می‌کنند. برخی از این چهره‌ها، یادآور سال‌های انقلاب و جنگ‌اند؛ همان‌هایی که روزی در خیابان‌های همین شهر فریاد «استقلال، آزادی» سردادند و حالا دوباره آمده‌اند تا در سوگ رهبرشان اشک بریزند و هم‌زمان عهد خود را تجدید کنند.

در فضای شهر، نوای «حیدر، حیدر» پیوسته طنین می‌اندازد. از هر طرف صدایی برخاسته، جمعیت بدون نیاز به هدایت صوتی همدلانه پاسخ می‌دهد. یک نوجوان در میان جمعیت شعار می‌دهد؛ شعارهایی پرشور، آمیخته از عشق و خشم. برخی فریاد می‌زنند: «قرار بود جان ما فدای رهبرمان شود، اما او خود فدای انقلاب شد.» جمله‌ای که از دل هزاران سوگوار برخاسته و چون موجی از اشک و غیرت در همه شهر می‌پیچد.

قیام قمی‌ها در شب‌های خشم و سوگ

قم، این روزها شبیه هیچ زمان دیگری نیست. شهری است که دوباره قیام کرده، این‌بار با قلب‌هایی پر از اندوه و دستانی گر گرفته از ایمان. نه برای انتقام، بلکه برای پاسداری از آرمان‌هایی که رهبرشان جان بر سرشان نهاد. در این شب‌های خشم و سوگ، مردم قم نه تنها عزادارند، بلکه حامل پیامی تازه‌اند «پیام پایداری، همبستگی و ایمان به ادامه راه.»

در چهره مردم نشانی از تسلیم نیست؛ تنها اشک، فروتنی و خشم مقدس است. شهر در میان پرچم‌های سیاه، زمزمه دعا و نوای مرثیه، به شهری بزرگ‌تر از همیشه تبدیل شده است؛ شهری که ستون‌هایش از اراده مردمش ساخته شده است و قیام امشب قم یادآور همان روح جاودانه‌ای است که نیم‌قرن پیش، شعله انقلاب را در این خاک روشن کرد.

قم بار دیگر مرکز تپنده تاریخ شده است، در این شب‌های سنگین، هر اشک، هر شعار و هر قدم مردم، نشانه‌ای از ایمان به راهی است که با خون رهبرشان رنگ گرفته است؛ شهری که هنوز در میان فریادهای یا حسین و یا خامنه‌ای بیدار و بار دیگر در حال نوشتن فصلی تازه از تاریخ خویش است، فصلی از سوگ، از حماسه و از ایمان.

کد خبر 953795

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.