ائتلاف پلید آمریکا و رژیم صهیونیستی که پیش از این با ادعاهای مضحک، خود را «نجاتبخش» و «آورنده آزادی» برای ملت ایران معرفی میکردند، اکنون با چهرهای خونین و وحشیانه از دروغهای خود پرده برداشتهاند. آنها که وعده داده بودند برای رهایی ایران تلاش میکنند، اکنون با خونریزیهای متعدد معنای واقعی کمک خود را به نمایش گذاشتهاند؛ کمکهایی که بوی باروت و ویرانی میدهد.

آزادی به سبک آمریکایی-صهیونیستی؛ موشک بر سر بیمارستان و مدرسه
چه فریبنده بود آن شعارهای رنگارنگ؛ آنها مدعی بودند که تنها به دنبال هدف قرار دادن تاسیسات نظامیاند و امنیت مردم خط قرمز آنهاست، اما در کمال وقاحت، این خط قرمزها با خون بیگناهان نقض شده است.
حمله به ساختمانهای مسکونی، ویرانی مدارس که باید درس عشق به میهن را میدادند و هدف قرار دادن بیمارستانها و پایگاههای اورژانس که پناهگاه بیماران بودند، تصویری واقعی از آزادی مورد نظر آنها است.
آزادی با شهادت کودکان به دست میآید یا دموکراسی با ویران کردن سرپناه بیدفاعان تحقق مییابد؟ اقدامات منزجرکننده و ضدبشری نیروهای آمریکایی و صهیونیستی نشان داد که برای آنها هیچ تفاوتی میان سرباز و غیرنظامی، میان زن، مرد و کودک معصوم وجود ندارد و آنها ثابت کردند که ادعای حقوق بشر آنها تنها ابزاری برای فشار سیاسی است و در عمل، هیچ احترامی برای کرامت انسانی قائل نیستند.
طنز تلخ وعدههای پوچ؛ وقتی کمک یعنی ویرانی
کسانی که با هیجان و سادهلوحی، به استقبال این وعدههای دروغین رفتند و گمان میکردند که ناوگانهای جنگی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای آوردن رفاه به سواحل ایران میآیند، اکنون باید واقعیت را در آینه خاکسترها ببینند.
آنها که فریب شعارهای ایران آزاد را خوردند، امروز باید ببینند که آزادی مورد نظر غرب، چیزی جز ویرانی شهرها و ناامنی نیست؛ برای این آزادیِ ادعایی چه نکردند؟ از تحریمهای ظالمانه اقتصادی که معیشت مردم را هدف گرفته بود تا ترور دانشمندان و اکنون بمباران مناطق مسکونی و تمام اینها بخشی از پکیج کمک غربیها بود.
آنها نشان دادند که دوستدار ملت ایران نیستند، بلکه دشمن قسمخورده استقلال و عزت این مرز و بوماند و هرکس هنوز هم در دل امید به بیگانگان دارد، باید نگاهی به آوارهای برجا مانده از موشکهای آنها بیندازد تا بفهمد که دشمن، حتی یک لحظه هم خیرخواه نبوده و نخواهد بود.
شادی بیرحمانه دشمن و دروغ بزرگ آزادی
در شرایطی که خون پاک و بیگناز کودکان و زنان این مرز و بوم، توسط موشکهای آمریکایی و صهیونیستی بر زمین ریخته میشود و آسمان ایران از سوگ مادران داغدار تیره و تار گشته است، مشاهده رفتاری ضد انسانی از سمت عدهای اندک که با ارسال فیلم و تأیید این جنایتهای جنگی، عملاً در کنار دشمن قرار گرفتهاند، مایه تأسف و انزجار هر انسان آزادهای است.
این افراد با خوشحالی از شهادت هموطنان خود و ارسال تصاویر برای شبکههای معاند، نه تنها به آرمانهای ملی خیانت میکنند، بلکه اقدام آنها هیچ توجیهی در هیچ فرهنگ و آیینی ندارد و همدستی با قاتلان کودک است و لکهای ننگین که در تاریخ این سرزمین پاک نخواهد شد.

شما هموطنان دانشآموزان مدرسه میناب و شهدای کشور هستید؟
این فاجعه زمانی عمیقتر و دردناکتر میشود که شاهد رقص و پایکوبی برخی از ایرانیان مقیم خارج از کشور باشیم که بیآنکه به شهادت کودکان معصوم و رنج مردم مظلوم ایران توجهی داشته باشند، با شادی و خوشحالی از این حملات استقبال میکنند.
سوال اینجاست که آیا خون هموطنان برای آنها ارزشی ندارد؟ آنها که به جای همدردی با خانوادههای داغدار، به جشن و پایکوبی میپردازند، باید بدانند که تاریخ قضاوت سختی خواهد داشت و این خوشحالی زودگذر، بر پیشانی آنها به عنوان ننگی ابدی باقی خواهد ماند.

آزادی؟ از کدام آزادی حرف میزنید؟
در کنار این شادیهای مذموم، هنوز هم برخی از مسئولان دروغگوی رژیمهای آمریکا و اسرائیل، با وقاحت تمام ادعا میکنند که مردم ایران باید از این فرصت برای آزادی استفاده کنند. این وعده پوچ و دروغین آزادی، همان ترفند کهنه و آزمایششدهای است که استکبار جهانی سالهاست برای توجیه جنایتهای خود و نفوذ در کشورها به کار میبرد.
آزادی به معنای وابستگی به بیگانگان، ویرانی شهرها و کشتن کودکان نیست؛ آزادی در سایه استقلال و امنیت ملی معنا دارد و دشمنان باید بدانند که ملت ایران با هوشیاری کامل، این دروغهای شیرین را میشناسند و میدانند که آزادی مورد نظر آمریکا، همان آزادی در غارت ثروتها و نابودی هویت ملی است، نه رهایی از مشکلات و این وعدهای توخالی است که این بار نیز مانند همیشه با شکست روبهرو خواهد شد.

خود راوی جنایتها شدند
و اما در میان تمام این اتفاقات، یکی از ناهموطنان که منتظر شادی برای حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران بود، خود راوی جنایات مستکبران شد و با گوشت و پوست خود، وحشیگریهای جنایتکاران جهانی را نظارهگر بود.

تکیه بر خویشتن و انسجام ملی
در این میان، نیروهای نظامی و امنیتی کشور با قدرتی مثالزدنی در حال دفاع از مرزها و خاک میهن هستند و امنیت پایدار را با خون خود تضمین کردهاند، اما پیروزی نهایی و عبور از این بحران، تنها با سلاح نظامی میسر نیست، بلکه نیازمند سلاح وحدت و همدلی است.
باید دریابیم که حل مشکلات کشور، در واشنگتن یا تلآویو نیست، بلکه راه نجات، دست گذاشتن بر دست توانمند هموطنان و اتکا به دانش و ظرفیتهای داخلی است. دشمن تلاش دارد با این حملات، کشور را از درون متلاشی کند، اما با هوشیاری میتوان این توطئه را خنثی کرد.

صلابت در وحدت و ناامیدی دشمن
اکنون که نقاب از چهره ددمنشانه دشمنان کنار رفته و وعدههای فریبنده آنها در آتش ویرانیها سوخته است، زمان آن فرا رسیده که با هوشیاری کامل، صفوف خود را فشردهتر کنیم و ملت ایران با درک این حقیقت که هیچ بیگانهای جز بدخواهی برایش به ارمغان ندارد، باید با تمام وجود از مدافعان سرزمینش حمایت کند.
راه برونرفت از این آزمون سخت، جز در دلِ یکپارچگی ملی و اعتماد به توان درونی نیست، باید به دشمن ثابت کنیم که با بمباران خانهها و کشتن بیگناهان، نه تنها اراده ما را خم نمیکنند، بلکه ایمان و اتحادمان را برای ساختن آیندهای مستقل و آزاد، صدچندان خواهند کرد.
نظر شما