به گزارش خبرگزاری ایمنا از هرمزگان، امروز میناب شاهد حضور مردمی است که برای آیین تشییع دانشآموزانی در اولین روز از تهاجم آمریکایی صهیونیستی به میهن اسلامی توسط دشمنان خونخوار به شهادت رسیدند، در این شهر جمع شدهاند.
مادران شهدای دانشآموز عکس فرزندانشان را که با هزاران امید آنها را به مدرسه فرستاده بودند را بر دست گرفتهاند، چشمانم روی یکی از عکسها گره خورده است، دخترکی که حالا همراه امامشان میهمان ملکوتیان شدهاند.
نمیتوانم چشم از روی این عکسها بر دارم، در ذهنم میگذرد عزیز کوچولوی من! موهایت را خرگوشی بسته بودی یا دوتایی بافته بودی؟ شاید هم کوتاه کرده بودی یا ریخته بودی روی شانههایت، چی؟ معلوم است که فرق میکند! قبول که میگویند خاک و خون و آتش نامرتبشان کرده اما خب شاید مامانت از بافت و کش موهایت بتواند پیدایت کند روزه اولی بودی یا کله گنجشکی میگرفتی؟ گرسنه بودی که ترسیدی یا...؟ صدایش بلند بود؟ میدانم جان دل من! میدانم...
صدایش بلند بود. میدانم ترسیدی، تو ماندی توی مدرسه و تا همیشه حاضریات را ثبت کردی کوله صورتیات جا مانده خانم کوچولو بیا برش دار! بدون تو تنهاست...
امروز میناب یکسره حماسه و غیرت شده است، خبری از ترس نیست، آنچه سراسر دیده میشود خروش مردمی است که فریاد انتقام خونخواهی دانشآموزان شهید و رهبر شهیدشان را سر دادهاند و صدای حیدر حیدرشان شهر را بر داشته است.
یکی از مادران شهدا استوار و غیرتمندانه همچون زینب کبری(س) پای بر جایگاه مراسم میگذارد، در نگاهش تنها غیرت میبارد و جوری سخن به زبان میآورد که نشان میدهد به راستی مادران این سرزمین در مکتب عقیله بنی هاشم پرورش یافتهاند، آنها هرگز از پای نمیشینند هرچند تمام عزیزانشان را از دست داده باشند؛ غرش حیدری این مادران لرزه بر تن تمام ایادی استکبار میلرزاند، آنجا که حیدری و زینب گونه فریاد میزنند:«سگ زرد کثیف دیوانه بداند؛ در خون کودکان و جوانان این سرزمین، آمریکا و اسرائیل غرق میشوند، ترامپ بداند از خون کودکان ما تا ظهور مهدی لاله میروید. به حق حضرت زینب از خون این طفلان سیلی بر سرزمین شان بفرست تا در خون کودکان غرق شوند؛ کودکان معصوم ما همزمان با رهبر ما رفتند»
هر سوی از میدان را که چشم بیندازی، جمعیت میبینی، جمعیت غیرقابل تصوری که امروز در میناب برای بدرقه نوگلان پرپر جنایت تروریستی آمریکا به خیابان آمدهاند، مردمانی که این روزها به غم از دست دادن رهبرشان، امامشان، مقتدایشان مبتلا شدهاند، رهبری که با کلامشان، نفس مطمئنی میکشیدند و قلبها با گرمای حضورشان دوباره به ریتم اصلی خود بازمیگشت و حالا آنها ماندهاند و میراثی که مقتدایشان بر جای گذاشته است.

میناب امروز رنگ و بوی شهادت به خود گرفته است، رنگوبوی ایثار و غیرت، میدان اصلی شهر در آن حوالی نظارهگر مردان و زنانی است که فوج فوج آمدهاند تا گلگون کفنهای مظلوم و غریب شهر که در نخستین روز تجاوز وحشیانه آمریکایی، صهیونی به شهادت رسیدند تا آستانه بهشت بدرقه کنند، مصممتر و استوارتر از همیشه، چرا که آنها شیعه حیدر کرار هستند، امامی که به فرزندش در میانه جنگ فرمود:« اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندانها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پایها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانههای میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنههای وحشتخیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.»
امروز جمعیت حاضر در مراسم تشییع شهدای دانشآموز مینابی یک صدا فریاد میزدند، نه سازش، نه تسلیم ، نبرد با آمریکا، فریادی که از گلوی تمام ایرانیان این روزها به گوش میرسد، مردمی که یکصدا میگویند بغضی در گلو داریم که جز با انتقام از فرعونیان زمانه و مفسدان روزگار فروکش نخواهد کرد، با تمام وجود قسم یاد میکنیم که تا آخرین نفس با اتحاد ، همدلی و همبستگی در این مسیر میمانیم و با استکبار جهانی و صهیونیزم کودککش تا نابودی شیطان بزرگ و ایادی آن مبارزه خواهیم کرد.

نظر شما