به گزارش خبرگزاری ایمنا، در عصر دیجیتال و جنگهای ترکیبی، میدان نبرد دیگر تنها به مرزها محدود نشده است، بلکه به فضای مجازی و ذهن و روان افراد کشیده شده است. اخبار و اطلاعات در این نبرد جدید به مثابه گلوله و مهمات عمل میکنند و هر کاربر تلفن همراه هوشمند، به طور بالقوه بخشی از این جبهه است. در چنین شرایطی، سواد رسانهای و توانایی تحلیل اخبار، به یک ضرورت بقا و دفاع ملی تبدیل شده است و بازنشر بیمهابای محتوا بدون چک کردن منبع، میتواند به اندازه یک بمب، مخرب باشد و امنیت روانی و اجتماعی جامعه را هدف قرار دهد.
پدیده سمخواری خبری یا مصرف افراطی اخبار منفی در زمان جنگ، یک واکنش روانشناختی طبیعی، اما خطرناک است. مغز انسان به دلیل مکانیزم بقا، به طور خودکار به دنبال تهدیدات و اخبار بد میگردد تا خود را برای خطر آماده کند، اما در دنیای امروز که حجم اخبار نامحدود است، این مکانیزم باعث میشود فرد در چرخهای معیوب از اضطراب و نگرانی گرفتار شود و بازنشر این اخبار بدون تفکر، نه تنها فرد را آرام نمیکند، بلکه استرس را به دیگران نیز منتقل میکند.
شایعات در زمان جنگ، ویروسهایی هستند که با سرعتی باورنکردنی در شبکههای اجتماعی تکثیر میشوند؛ این شایعات اغلب بر روی احساسات قوی مانند ترس، خشم یا حسادت سوار میشوند و منطق را فلج میکنند. از نظر روانشناسی، شایعات بیشتر برای پر کردن خلأهای اطلاعاتی در شرایط نبود قطعیت تولید میشوند و بازنشر این اخبار بدون راستیآزمایی، همان کاری است که دشمن برای تضعیف روحیه عمومی برنامهریزی کرده است.
بررسی منابع موثق، اولین خط دفاعی در برابر هجمه اخبار جعلی است و در فضای آشفته شبکههای اجتماعی، هر کسی میتواند مدعی خبرنگاری باشد، منابع موثق دارای شفافیت، سابقه فعالیت و مسئولیتپذیری هستند و اخبار خود را با احتیاط و مستند ارائه میدهند و در مقابل، منابع مشکوک با استفاده از عناوین حسی، فونتهای عجیب و ادبیات افراطی، به دنبال جذب مخاطب و بازنشر سریع هستند و تکیه بر منابع رسمی و معتبر، به فرد کمک میکند تا از طوفان اطلاعات عبور کند و به ساحل واقعیت برسد.

در شرایط بحران تفکر انتقادی کاهش مییابد / خودداری از بازنشر اخبار غیررسمی نوعی مسئولیت اجتماعی است
فاطمه خدادادی، روانشناس بالینی با اشاره به اینکه در شرایط بحران و جنگ، ذهن به دلیل افزایش سطح کورتیزول و آدرنالین، وارد حالت هشدار میشود که در آن قدرت تفکر انتقادی کاهش و تمایل به باور کردن اطلاعات تهدیدآمیز افزایش مییابد، به خبرنگار ایمنا میگوید: این وضعیت روانی، بستر مناسبی برای انتشار و باور کردن شایعات فراهم میکند و بازنشر اخبار بدون چک کردن در این شرایط، در واقع واکنشی ناخودآگاه برای کاهش اضطراب و تلاش برای کنترل شرایط است، اما در عمل، این کار نه تنها اضطراب را کم نمیکند، بلکه با انتشار ترس و ناامیدی، چرخهای معیوب را تشدید میکند و امنیت روانی فرد و جامعه را به خطر میاندازد.
وی با بیان اینکه شایعات در زمان بحران و جنگ اغلب دارای ساختاری روانشناختی خاص هستند، میافزاید: این شایعات به طور معمول حاوی خبرهای فاجعهبار، اغراقشده و مملو از جزئیات غیرقابل تأیید هستند که هدف آنها تسخیر احساسات مخاطب است. وقتی فردی بدون بررسی منبع، چنین خبری را بازنشر میکند، به عامل انتقال ویروس روانی تبدیل میشود و این ویروسهای اطلاعاتی میتوانند باعث ایجاد پدیدههایی شوند که نتیجه آن، ایجاد هرجومرج فیزیکی و روانی است، بنابراین خودداری از بازنشر اخبار غیررسمی، نوعی مسئولیتپذیری اجتماعی برای حفظ نظم عمومی است.
روانشناس بالینی با بیان اینکه یکی از آسیبهای پنهان بازنشر اخبار جعلی، تخریب اعتماد اجتماعی است، تصریح میکند: از منظر روانشناسی، حفظ اعتماد عمومی به منابع رسمی، شریان حیاتی برای مدیریت بحران است و بازنشر شایعات، این شریان را مسدود میکند و این موضوعی است که شهروندان باید همواره به خاطر داشته باشند و پیش از کسب اطمینان از درستی اخبار و منبع منتشرکننده آنها، از اشتراک گذاری اخبار خودداری کنند.
بررسی منابع موثق نیازمند صرف زمان و انرژی شناختی است / تأثیر مخرب بازنشر اخبار جنگی بر کودکان و نوجوانان بسیار عمیقتر است
خدادادی با بیان اینکه بررسی منابع موثق نیازمند صرف زمان و انرژی شناختی است که در شرایط استرس، دشوار به نظر میرسد، اما ضروری است، ادامه میدهد: منابع موثق به طور معمول از ادبیاتی متعادل، پرهیز از اغراق و ارائه شواهد قابل راستیآزمایی استفاده میکنند و در مقابل، منابع غیرموثق با استفاده از عناوین کلیکبیت، احساسات شدید را هدف میگیرند. آموزش مغز برای توقف در برابر تکانه اولیه و بررسی نشانههای اعتبار خبر مانند تاریخ انتشار، هویت نویسنده و وجود منابع دیگر، یک تمرین ذهنی است که میتواند از سوءاستفاده احساسات توسط جنگافزارهای رسانهای جلوگیری کند.
وی با بیان اینکه تأثیر مخرب بازنشر اخبار جنگی بر کودکان و نوجوانان بسیار عمیقتر است، میگوید: آنها توانایی پردازش پیچیدگیهای جنگ را ندارند و با دیدن تصاویر و اخبار بازنشر شده توسط بزرگسالان، دچار اضطراب شدید، کابوسهای شبانه و اختلالات رفتاری میشوند. والدین و بزرگسالان باید آگاه باشند که تلفن همراه هوشمند آنها، پنجرهای به دنیای کودکان است و بازنشر بیمهابای تصاویر خشونتآمیز، نوعی خشونت روانی علیه کودکان است. حفظ فضای امن روانی برای نسل آینده، مستلزم پالایش محتوایی است که بزرگسالان در شبکههای خود منتشر میکنند.
روانشناس بالینی اضافه میکند: تقویت تابآوری رسانهای به معنای ایجاد یک فیلتر ذهنی است که این فیلتر باید بر اساس اصولی مانند شک داشتن بودن نسبت به اخبار هیجانی، صبر برای تأیید خبر توسط چند منبع و تفکیک واقعیت از نظر شخصی بنا شود، همچنین توصیه میشود در روزهای جنگ، مصرف اخبار را محدود و زمانبندی شده انجام شود تا سیستم عصبی فرسوده نشود. وقتی افراد مسئولیتپذیری رسانهای را یاد بگیرند، نه تنها از سلامت روان خود محافظت میکنند، بلکه در تقویت دفاع روانی جامعه نیز سهیم میشوند.

سواد رسانهای مهارتی ضروری برای حفظ امنیت روانی و اجتماعی است / بررسی منابع معتبر و موثق مهمترین گام برای فیلتر کردن اخبار است
سمیه طاهری، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در دورانی که جنگ و تنشهای نظامی، فضای مجازی را با حجم عظیمی از اطلاعات، تصاویر و ویدیوها پر میکند، سواد رسانهای و توانایی تشخیص اخبار دروغ از واقع، به یک مهارت ضروری برای حفظ امنیت روانی و اجتماعی تبدیل میشود، به خبرنگار ایمنا میگوید: بازنشر بیمهابای محتوا بدون چک کردن منبع، نه تنها کمکی به آگاهی عمومی نمیکند، بلکه میتواند به پاشنه آشلی برای ایجاد هرجومرج، وحشت و حتی کمک به دشمن در جنگ روانی تبدیل شود؛ از دیدگاه روانشناسی، ذهن انسان در شرایط بحران در حالت آمادهباش قرار میگیرد و تمایل بیشتری به باور کردن اخبار ترسناک و هیجانی دارد که این ویژگی، ضرورت احتیاط در بازنشر را دوچندان میکند.
وی با بیان اینکه شایعات و اخبار جعلی در زمان جنگ، اغلب با هدف ضربه زدن به روحیه مردم و تضعیف باورهای جمعی طراحی میشوند، میافزاید: دشمن با تولید محتوای ساختگی، اغراقآمیز یا بریده از متن، سعی میکند احساسات ناامنی، بیاعتمادی و ترس را در جامعه دامن بزند. وقتی افراد بدون بررسی صحت و سقم، چنین اخباری را بازنشر کنند، ناخواسته به این جنگ روانی دامن میزنند و به ترویج سمخواری خبری کمک میکنند که نتیجه آن افزایش سطح اضطراب عمومی و تضعیف انسجام ملی است، بنابراین مسئولیتپذیری در قبال هر اشتراکگذاری، نوعی دفاع از امنیت روانی جامعه محسوب میشود.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه بررسی منابع موثق و معتبر، اولین و مهمترین گام برای فیلتر کردن اخبار است، تصریح میکند: در فضای آشفته شبکههای اجتماعی، هر پیامی که با ادبیات احساس برانگیز یا جلوههای عجیب منتشر میشود، میتواند واقعی نباشد و روانشناسان معتقدند که تکیه بر منابع رسمی و خبرگزاریهای معتبر، به فرد حس کنترل و ثبات میدهد. وقتی فرد بداند اطلاعات خود را از جایی معتبر کسب کرده، اضطراب ناشی از نبود قطعیت کاهش مییابد و در مقابل، گشتوزنی در کانالهای ناشناس و پیگیری اخبار از منابع مشکوک، باعث ایجاد سردرگمی ذهنی و پریشانی میشود.
خطرات بازنشر اخبار جعلی تنها به فضای مجازی محدود نمیشود / ضرورت تقویت تفکر انتقادی و سواد رسانهای
طاهری با بیان اینکه بازنشر اخبار بدون چک کردن، نوعی واکنش تکانشی است که ناشی از احساسات شدید مانند ترس یا نیاز به دیده شدن است، ادامه میدهد: مغز در مواجهه با خبری تکاندهنده، تمایل پیدا میکند آن را با دیگران به اشتراک بگذارد تا احساساتش را تخلیه کند یا هویت اجتماعی خود را نشان دهد، اما این رفتار میتواند عواقب سنگینی داشته باشد و یادگیری مهارت تأمل قبل از اقدام و کنترل تکانههای هیجانی، کلید اصلی برای جلوگیری از تبدیل شدن به ابزاری در دست تولیدکنندگان محتوای دروغ است.
وی میگوید: خطرات بازنشر اخبار جعلی تنها به فضای مجازی محدود نمیشود و میتواند پیامدهای واقعی و جبرانناپذیری داشته باشد و انتشار اخبار غلط درباره موضوعات مختلف میتواند باعث شکلگیری رفتار افراد در جامعه شود و این آشفتگیهای اجتماعی، مستقیم به افزایش استرس و اضطراب در سطح جامعه بازمیگردد و امنیت روانی شهروندان را به خطر میاندازد.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه تقویت تفکر انتقادی و سواد رسانهای، راهکاری اساسی برای مقابله با این پدیده است، اضافه میکند: والدین، مربیان و رسانهها باید به افراد، به ویژه نوجوانان و جوانان، بیاموزند که قبل از باور کردن یا بازنشر هر مطلبی، سوالاتی مانند منبع این خبر کجا است؟، آیا این خبر در سایر رسانههای معتبر هم تایید شده است؟ و هدف پشت انتشار این خبر چیست؟ را از خود بپرسند و این رویکرد انتقادی، حصاری دفاعی در برابر هجمه اخبار جعلی میسازد و به افراد اجازه میدهد تا در طوفان اطلاعات، آرامش خود و اطرافیان خود را حفظ کنند و تصمیمات منطقیتری بگیرند.

خطرات بازنشر اخبار بدون چک کردن، فراتر از اثرات روانی و میتواند پیامدهای ملموس و فیزیکی داشته باشد. انتشار اخبار غلط میتواند باعث بروز رفتارهایی هیجانی و آشفتگی در افراد شود که این آشفتگیها، منجر به هدر رفتن منابعی میشود که باید برای مصارف واقعی صرف شوند، بنابراین هر بازنشر بیدقت، پتانسیل ایجاد یک بحران کوچک را دارد.
از منظر روانشناسی اجتماعی، بازنشر اخبار جعلی نوعی همدلی کاذب یا فعالیت نمادین است و افراد ممکن است احساس کنند با بازنشر یک خبر یا ویدیو، در حال کمک به هموطنان خود یا محکوم کردن دشمن هستند. این رفتار به آنها حس اطمینان و کنترل میدهد، اما در واقعیت، این کار اغلب بدون هیچ فایدهای انجام میشود و تنها به تولید نویز و سردرگمی کمک میکند. آموزش جایگزینهای سالم برای این نیاز، مانند کمکهای واقعی، دعا و حمایت عاطفی، میتواند انرژی افراد را در مسیر درستی هدایت کند.
کودکان و نوجوانان به دلیل نداشتن بلوغ شناختی، آسیبپذیرترین قشر در برابر اخبار جنگی هستند. آنها قادر به تشخیص اخبار جعلی از واقعی نیستند و تصاویر خشونتآمیز بازنشر شده توسط بزرگسالان، میتواند تروماهای عمیقی در روان آنها ایجاد کند و مدیریت مصرف خبر در خانواده و توضیح ساده شرایط برای کودکان، وظیفهای است که نادیده گرفتن آن میتواند آینده روانی نسل بعد را به خطر بیندازد.
عبور از طوفان اطلاعاتی جنگ، نیازمند تقویت تفکر انتقادی و صبر است و افراد باید بیاموزند که در برابر تکانه اولیه برای بازنشر مقاومت کنند و بپرسند که «آیا این خبر واقعی است؟»، «آیا بازنشر آن کمکی میکند؟» و «آیا منبع آن قابل اعتماد است؟»؛ ایجاد این عادت ذهنی، زمانبر، اما ضروری است و سواد رسانهای، سپری است که نه تنها از ذهن در برابر شایعات محافظت میکند، بلکه به اقتدار و ثبات جامعه در شرایط بحران کمک میکند.