وقتی الگوریتم جای وکیل می‌نشیند؛ خطرات پنهان اتکا به هوش مصنوعی در حوزه وکالت

در دنیایی که هوش مصنوعی به سرعت در حال ورود به عرصه‌های تخصصی است، برخی آن را راهکاری فوری و کم‌هزینه برای حل مسائل حقوقی می‌دانند، اما سپردن تصمیم‌های حساس و سرنوشت‌ساز به سامانه‌ای فاقد مسئولیت حرفه‌ای و درک انسانی، می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک اشتباه ساده به همراه داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رشد سریع فناوری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی باعث شده برخی تصور کنند که دیگر نیازی به مراجعه به متخصصان در حوزه‌های حساس وجود ندارد. در حوزه حقوق نیز این ذهنیت برای برخی افراد شکل گرفته که می‌توان با چند پرسش آنلاین، جای خالی وکیل را پر کرد، اما این نگاه، از همان ابتدا با یک ساده‌سازی خطرناک همراه است، زیرا نظام حقوقی تنها مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده نیست که بتوان آن را به الگوریتم تقلیل داد.

در سال‌های اخیر، استفاده از ابزارهای هوشمند برای دریافت پاسخ‌های حقوقی افزایش یافته است، اما این دسترسی آسان به معنای دریافت مشاوره قابل اتکا نیست. بسیاری از کاربران تفاوت میان اطلاع‌رسانی عمومی و راهنمایی تخصصی متناسب با یک پرونده مشخص را نادیده می‌گیرند و همین خلط مفهومی می‌تواند زمینه‌ساز تصمیم‌های نادرست و پیامدهای جبران‌ناپذیر شود.

حرفه وکالت بر پایه آموزش رسمی، آزمون‌های تخصصی و نظارت نهادهای حرفه‌ای شکل گرفته است و این ساختار برای آن طراحی شده که حقوق افراد در فرایندهای پیچیده قضایی حفظ شود. نادیده گرفتن این سازوکار و جایگزین کردن آن با پاسخ‌های ماشینی، به معنای چشم‌پوشی از لایه‌های مهمی از مسئولیت و تخصص است.

علاوه بر این، ارائه مشاوره حقوقی با تعهدات اخلاقی و قانونی همراه است و نهادهایی مانند کانون وکلای دادگستری بر عملکرد وکلا نظارت دارند و در صورت تخلف، امکان پیگیری و رسیدگی وجود دارد، اما در مقابل، ابزارهای هوش مصنوعی چنین سازوکار پاسخگویی مشخص و الزام‌آوری ندارند و این خلأ می‌تواند ریسک استفاده از آن‌ها را افزایش دهد.

وقتی الگوریتم جای وکیل می‌نشیند؛ خطرات پنهان اتکا به هوش مصنوعی در حوزه وکالت

مسائل حقوقی پیچیده‌تر از آن است که با پاسخ کلی الگوریتم‌ها حل شود / تضمینی برای صحت و به‌روز بودن پاسخ‌های هوش مصنوعی وجود ندارد

حمیدرضا حاج شریفی، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حقوق جزا و جرم شناسی با بیان اینکه با فراگیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی برخی از افراد تصور می‌کنند دیگر نیازی به مراجعه به وکیل ندارند، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: شاید کافی باشد افراد چند خط سؤال بنویسند و سریع، رایگان و بی‌دردسر پاسخ بگیرند، اما همین سادگی ظاهری می‌تواند منشأ تصمیم‌های اشتباه و پرهزینه باشد، چراکه مسائل حقوقی اغلب بسیار پیچیده‌تر از آن هستند که با یک پاسخ کلی حل شوند.

وی با بیان اینکه نخستین اشتباه در این رویکرد، نادیده گرفتن تفاوت میان اطلاعات عمومی و مشاوره حقوقی تخصصی است، می‌افزاید: هوش مصنوعی بر اساس داده‌های عمومی آموزش دیده و وضعیت خاص هر فرد، جزئیات پرونده، اسناد، سوابق و شرایط شخصی او را نمی‌شناسد، در حالی که یک اختلاف حقوقی در همین جزئیات تعیین تکلیف می‌شود. یک عبارت در قرارداد، یک تاریخ یا یک شرط خاص می‌تواند نتیجه دعوا را تغییر دهد و این موضوعی است که بدون بررسی دقیق وکلا ممکن است دیده نشود.

کارشناس حقوقی و پژوهشگر حقوق جزا و جرم شناسی با بیان اینکه اشتباه دوم، اعتماد بیش از حد به دقت پاسخ‌ها است و هوش مصنوعی ممکن است پاسخ‌هایی ارائه دهد که از نظر ظاهری منسجم و قانع‌کننده‌ هستند، اما همیشه تضمینی برای صحت یا به‌روز بودن آن‌ها وجود ندارد، تصریح می‌کند: قوانین تغییر می‌کنند، رویه‌های قضایی تحول می‌یابند و تفسیرها متفاوت است و اتکا به یک پاسخ احتمالی در موضوعاتی مانند دعاوی کیفری، ارث، طلاق یا قراردادهای مالی بزرگ می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیر به همراه داشته باشد.

صرفه‌جویی‌های کوتاه‌مدت در هزینه‌های مشاوره حقوقی می‌تواند به زیان‌های بلندمدت گسترده منجر شود

حاج‌ شریفی با اشاره به اینکه نکته مهم دیگر، نبود مسئولیت‌پذیری حقوقی است، ادامه می‌دهد: اگر وکیل در انجام وظیفه حرفه‌ای خود مرتکب تخلف شود، امکان پیگیری انتظامی و قانونی وجود دارد، اما در مورد یک ابزار هوش مصنوعی، چنین سازوکاری برای جبران خسارت فردی وجود ندارد. تصمیمی که کاربر بر اساس پاسخ سیستم می‌گیرد، با مسئولیت شخصی خود او است، حتی اگر آن تصمیم نادرست باشد.

وی با بیان اینکه باید توجه داشت که بسیاری از پرونده‌ها تنها تحلیل قانون نیستند، بلکه نیازمند مهارت مذاکره، دفاع شفاهی، استراتژی حقوقی و مدیریت روانی جلسه رسیدگی‌ است، می‌گوید: هیچ سامانه هوشمندی نمی‌تواند به جای شخص در دادگاه حاضر شود، از او دفاع کند یا در جریان رسیدگی، با توجه به رفتار قاضی و طرف مقابل، استراتژی را تغییر دهد و حذف وکیل در چنین شرایطی، به معنای تضعیف موقعیت دفاعی فرد است.

کارشناس حقوقی و پژوهشگر حقوق جزا و جرم شناسی اضافه می‌کند: استفاده از هوش مصنوعی به عنوان ابزار کمکی برای آشنایی اولیه با مفاهیم حقوقی قابل درک است، اما جایگزین کردن آن با وکیل، اقدامی پرریسک و ناپخته محسوب می‌شود. تصمیم‌های حقوقی اغلب سرنوشت مالی، شغلی و حتی خانوادگی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در چنین موقعیت‌هایی، صرفه‌جویی کوتاه‌مدت در هزینه مشاوره می‌تواند به زیان‌های بلندمدت بسیار بزرگ‌تر منتهی شود.

وقتی الگوریتم جای وکیل می‌نشیند؛ خطرات پنهان اتکا به هوش مصنوعی در حوزه وکالت

هوش مصنوعی نمی‌تواند پیچیدگی‌ها و پیامدهای غیرحقوقی تصمیم را بسنجد / تفسیر قوانین گاهی اوقات مهم‌تر از متن قانون است

پریا آراسته، حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه یکی از چالش‌های جدی در استفاده از هوش مصنوعی به عنوان وکیل، نبود درک عمیق از بافت هر پرونده است، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: اختلافات حقوقی فقط مجموعه‌ای از مواد قانونی نیستند و پشت هر دعوا، روابط خانوادگی، شراکت‌های تجاری، سوءتفاهم‌ها و گاهی احساسات شدید وجود دارد. یک وکیل باتجربه می‌تواند تشخیص دهد چه زمانی مصالحه به نفع موکل است و چه زمانی باید با قاطعیت وارد دعوا شد، اما هوش مصنوعی توصیه‌هایی بر اساس الگوهای رایج ارائه می‌دهد و ممکن است نتواند پیچیدگی‌های انسانی و پیامدهای غیرحقوقی یک تصمیم را بسنجد.

وی با بیان اینکه از سوی دیگر، نظام‌های حقوقی پویا هستند و تفسیر قوانین گاهی مهم‌تر از خود متن قانون است، می‌افزاید: حتی در یک کشور رویه قضایی ممکن است از شهری به شهر دیگر یا حتی از شعبه‌ای به شعبه دیگر متفاوت باشد و وکلا با حضور مستمر در دادگاه‌ها، این ظرایف را می‌شناسند و استراتژی خود را متناسب با همان فضا تنظیم می‌کنند، اما هوش مصنوعی به تجربه زیسته و شناخت میدانی دسترسی ندارد و همین فاصله می‌تواند نتیجه پرونده را تحت تأثیر قرار دهد.

حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه نکته مهم دیگر، موضوع تعارض منافع و حمایت واقعی از موکل است، تصریح می‌کند: وکیل موظف است منافع موکل را بر هر چیز دیگری مقدم بداند و در چارچوب قواعد حرفه‌ای از او دفاع کند که این قواعد توسط نهادهایی مانند کانون وکلای دادگستری نظارت می‌شود. در مقابل، هوش مصنوعی نه موکل را به معنای حقوقی می‌شناسد و نه تعهدی برای دفاع فعال دارد و پاسخ‌ها عمومی‌ و برای طیف گسترده‌ای از کاربران طراحی شده‌ است.

خطر ساده‌سازی بیش از حد مسائل پیچیده توسط هوش مصنوعی / اعتماد بی‌چون‌وچرا به فناوری در حوزه‌ای به حساسیت حقوق، می‌تواند احساس امنیت کاذب ایجاد کند

آراسته ادامه می‌دهد: باید به خطر ساده‌سازی بیش از حد مسائل پیچیده اشاره کرد؛ بسیاری از اختلافات حقوقی چندلایه هستند و به قوانین مختلفی از حوزه‌های گوناگون مربوط می‌شوند، به عنوان مثال یک قرارداد می‌تواند هم جنبه مدنی و هم آثار مالیاتی یا کیفری داشته باشد و هوش مصنوعی ممکن است موضوع را به یک ماده قانونی محدود کند و از ابعاد دیگر غافل بماند. در حالی که وکیل با نگاه جامع، پیامدهای احتمالی هر اقدام را پیش‌بینی می‌کند و از بروز مشکلات ثانویه جلوگیری می‌کند.

وی با بیان اینکه از منظر اثبات در دادگاه نیز صرف دانستن قانون کافی نیست، می‌گوید: تنظیم دادخواست، لایحه دفاعیه، جمع‌آوری ادله و نحوه ارائه آن‌ها مهارتی عملی است که در فرایندهای رسمی اهمیت حیاتی دارد و یک اشتباه شکلی کوچک می‌تواند باعث رد دعوا شود. هوش مصنوعی ممکن است نمونه متن‌هایی ارائه دهد، اما مسئولیت صحت و انطباق آن‌ها با شرایط واقعی بر عهده کاربر خواهد بود و این انتقال ریسک به فردی که تخصص حقوقی ندارد، می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

حقوق‌دان، کارشناس حقوقی و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه اعتماد بی‌چون‌وچرا به فناوری در حوزه‌ای به حساسیت حقوق، می‌تواند نوعی امنیت کاذب ایجاد کند، اضافه می‌کند: به طور کلی، تصمیم‌گیری باید بر پایه تحلیل دقیق و مشورت با متخصص متعهد باشد و هوش مصنوعی می‌تواند به فهم بهتر مفاهیم کمک کند یا پرسش‌های اولیه را شکل دهد، اما جایگزین رابطه حرفه‌ای و مسئولانه میان وکیل و موکل نخواهد شد و در مسائل حقوقی، ضرورت تکیه بر تجربه وکیل باید همواره مد نظر قرار داشته باشد.

وقتی الگوریتم جای وکیل می‌نشیند؛ خطرات پنهان اتکا به هوش مصنوعی در حوزه وکالت

باید توجه داشت که دعاوی حقوقی اغلب چندبُعدی و وابسته به شرایط خاص هر فرد هستند و تحلیل دقیق اسناد، بررسی سابقه طرفین و پیش‌بینی واکنش‌های احتمالی در فرایند دادرسی، اموری نیستند که تنها با تولید متن قابل انجام باشند. هر پرونده نیازمند ارزیابی دقیق و قضاوت حرفه‌ای است و این عنصری است که هنوز در سامانه‌های هوشمند قابل بازتولید نیست.

تصمیم‌های حقوقی آثار بلندمدت دارند و تکیه بر پاسخ‌هایی که ممکن است مبتنی بر داده‌های ناقص یا تحلیل‌های کلی باشند، می‌تواند نوعی اطمینان کاذب ایجاد کند و این احساس امنیت ظاهری، گاهی افراد را از مراجعه به متخصص واقعی بازمی‌دارد.

از سوی دیگر، رابطه وکیل و موکل تنها انتقال اطلاعات نیست، بلکه نوعی همراهی حرفه‌ای در مسیر حل اختلاف است. این رابطه بر اعتماد، محرمانگی و دفاع فعال استوار است که در چارچوب تعامل انسانی معنا پیدا می‌کنند و فناوری هرچند می‌تواند ابزار کمکی باشد، اما جایگزینی کامل این رابطه پیچیده و مسئولانه را تضمین نمی‌کند.

با در نظر گرفتن این ملاحظات، روشن می‌شود که استفاده از هوش مصنوعی در حوزه حقوق باید با احتیاط و آگاهی همراه باشد. این فناوری می‌تواند در حد افزایش دانش عمومی و آشنایی اولیه با مفاهیم مفید باشد، اما تبدیل آن به مرجع اصلی تصمیم‌گیری حقوقی، ریسکی جدی به همراه دارد و هنگامی که پای حقوق، تعهدات و آینده افراد در میان است، اتکا به تحلیل متخصصان مسئول و پاسخگو جایگاهی اساسی و غیرقابل چشم‌پوشی دارد.

کد خبر 951960

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.