آساره هداوند، در گفتوگو با ایمنا، با بیان اینکه تئاتر را عرصه تعهد اجتماعی میدانم، اظهار کرد: تئاتر عرصهای است که هنرمند در آن نمیتواند نسبت به مسائل مردم و تحولات پیرامونش بیتفاوت باشد و فعالیتهای هنری من همواره بر پایه دغدغهمندی شکل گرفته است نه سرگرمی.
وی با تاکید براینکه نمایش «ویلا» روایتی مستند با لحن طنز از جنگ دوازدهروزه است؛ افزود: نمایش «وی لا» بیش از آنکه بخواهد تلخی جنگ را قابلتحمل کند، در پی بیان انتقادی صریح از شرایط اجتماعی است.
این بازیگر با اشاره به تجربه تاریخی ملت ایران در مواجهه با جنگهای متعدد تأکید کرد: جنگ ذاتاً تلخ و گزنده است و طنز نمیتواند این تلخی را از میان ببرد، اما میتواند زبان رساتری برای طرح نقدها و اعتراضهای اجتماعی باشد. در این نمایش نیز طنز، پوششی برای بیان حرفهای جدی مردم است؛ حرفهایی که ریشه در دغدغههای اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی جامعه دارد.
هداوند که در آستانه اجرا و بهعنوان جایگزین یکی از بازیگران به این پروژه پیوسته، تجربه حضور در «ویلا» را متفاوت توصیف کرد و عنوان کرد: پذیرفتن نقشی که پیشتر توسط بازیگری دیگر شکل گرفته بود، با دشواریهای روحی و حرفهای همراه شد؛ چراکه بازیگر برای رسیدن به نقش نیازمند حس مالکیت و درونیسازی است.

وی ادامه داد: با این حال، سابقه همکاری و شناخت متقابل او با سیروس همتی، زمینهای فراهم کرد تا بهتدریج به کاراکتر نزدیک شود و با حفظ چارچوب اثر، ظرافتهایی را به نقش بیفزاید.
بازیگر نمایش ویلا هماهنگی با گروهی دهنفره را نیز از چالشهای جدی کار دانست و گفت: بهویژه آنکه ورود به ترکیبی منسجم در روزهای پایانی تمرین، نیازمند انطباق سریع با ریتم و میزانسنهای تثبیتشده بود.
هداوند بیان کرد: تلاش کردهام با تکیه بر تجربه سالها حضور در صحنه، کمترین خلل را در هماهنگی گروه ایجاد کنم.
وی تاکید کرد: شخصیتهای «ویلا» هر یک نماینده بخشی از جامعه امروز ایراناند؛ از نسلهای میانسال با دغدغههای معیشتی و نگرانیهای ناشی از بحران گرفته تا نوجوانانی که بازتاب نگاه و روحیات نسل جدید هستند.
این بازیگر معتقد است: همین تنوع نگرشها باعث شده مخاطب خود را در آیینه نمایش ببیند و دیالوگها را لمس کند. بازخوردهایی که از تماشاگران دریافت شده، نشان میدهد نقد اجتماعی اثر بیش از هر بخش دیگری مورد توجه قرار گرفته است؛ چراکه بسیاری از مخاطبان، مسائل مطرحشده در نمایش را تجربه زیسته خود دانستهاند.

هداوند درباره شیوه کارگردانی همتی نیز تأکید کرد: محور اصلی نگاه کارگردان، روابط انسانی در دل بحران است. اگرچه دقت در مستندبودن روایت و حفظ ریتم کمدی اهمیت دارد، اما آنچه بیش از همه در اثر برجسته شده، چگونگی مواجهه انسانها با یکدیگر در شرایط تنش و ناامنی است؛ شرایطی که جنگ آن را تشدید میکند و لایههای پنهان شخصیتها را آشکار میسازد.
وی در جمعبندی نگاه خود به «ویلا» تصریح کرد: این نمایش صرفاً درباره جنگ نیست، بلکه درباره شیوه مواجهه جامعه با بحران است؛ روایتی انتقادی از خود ما، از مناسباتمان و از مسئولیتهایی که در قبال یکدیگر داریم. انتخاب بستر دوازده روز جنگ برای روایت داستان، به این دلیل است که در آن مقطع، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری همدلی و نزدیکی را تجربه کردند و در عین حال، تضادها و نگرانیها نیز آشکارتر شد. «ویلا» تلاشی است برای بازتاب همین واقعیت؛ واقعیتی که تئاتر میتواند آن را بیواسطه و صادقانه پیش چشم مخاطب قرار دهد.
نظر شما