به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، در شرایطی که شهرنشینی معاصر با گسست جدی از چرخههای طبیعی و سیستمهای تأمین غذا همراه است، پروژه «آشپزخانه زنده» در شهر پورتوی پرتغال، با نگاهی میانرشتهای، به بازآفرینی فضایی میپردازد که در آن پختوپز، هنر و مراقبت از گونههای غیرانسانی در هم میآمیزند.

این آشپزخانه بهصورت فضای روباز شکل گرفته و از همان ابتدا بهعنوان محیطی برای تعامل میان انسان و سایر گونههای زنده تعریف شده است. برخلاف برداشت رایج از آشپزخانه بهعنوان فضایی صرفاً انسانی و جدا از فرآیند تولید غذا، در این طرح آشپزخانه به بستری زنده تبدیل شده که گیاهان، حشرات و حتی میکروارگانیسمها در آن حضور فعال دارند. هدف اصلی پروژه، ایجاد فضایی برای تجربه مشترک، گفتوگو و بازاندیشی در مورد رابطه شهروندان با غذا و محیط زیست است.
از نظر کالبدی، سازه با استفاده از قطعات مرمر و سفال دورریز ساخته شده است؛ مصالحی که پیشتر غیرقابل استفاده تلقی میشدند. قطعات مرمر بهعنوان عناصر اصلی ساخت به کار رفته و در میان آنها بذرهای جوانهزده، گلها و گیاهان معطر کاشته شدهاند. این پوشش گیاهی، حشرات گردهافشانی همچون پروانهها، زنبورها و کفشدوزکها را جذب میکند و به این ترتیب، فضا از یک سازه ساده به یک زیستبوم کوچک شهری تبدیل میشود. استفاده از سفال نیز بهعنوان بستری برای کاشت گیاهان، پیوندی میان ماده معدنی و حیات زنده ایجاد کرده است.

در چارچوب برنامهریزی شهری، این پروژه را میتوان نمونهای از مداخلات کوچکمقیاس اما تأثیرگذار دانست که با رویکرد «زیرساخت نرم» عمل میکنند. به جای تمرکز بر ساختوساز سنگین، پروژه بر بازفعالسازی مصالح موجود، تقویت تنوع زیستی و ایجاد فضاهای مشارکتی تکیه دارد. چنین رویکردی میتواند بهعنوان الگویی برای بازآفرینی فضاهای بلااستفاده شهری یا ایجاد فضاهای عمومی موقت با کارکردهای آموزشی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
«آشپزخانه زنده» همچنین تلاش میکند مفهوم مراقبت و همزیستی را بهصورت عملی در فضا تمرین کند. کاشت و نگهداری گیاهان، حضور حشرات گردهافشان و مشارکت بازدیدکنندگان در فعالیتهای مرتبط با غذا، نوعی رابطه همافزا میان گونههای مختلف ایجاد میکند. در این چارچوب، غذا نه صرفاً محصول نهایی مصرف، بلکه بخشی از یک چرخه زیستی گستردهتر دیده میشود که شهر نیز در آن نقش دارد.

این پروژه بهطور ضمنی به گسست رایج در زندگی شهری اشاره میکند؛ گسستی که میان محل سکونت شهروندان و محل تولید غذای آنها شکل گرفته است. با نزدیککردن فرآیند رشد گیاهان و آمادهسازی غذا به یکدیگر، طرح تلاش میکند آگاهی بیشتری نسبت به منشأ غذا و نظامهای تأمین آن ایجاد کند. از منظر سیاستگذاری شهری، چنین رویکردی میتواند در تقویت کشاورزی شهری، فضاهای خوراکمحور و برنامههای آموزشی مرتبط با پایداری نقش داشته باشد.
در نهایت، «آشپزخانه زنده» بیش از آنکه صرفاً یک اثر هنری یا یک سازه موقت باشد، پیشنهادی مفهومی برای بازنگری در نحوه طراحی فضاهای شهری است. این پروژه نشان میدهد که حتی یک فضای کوچک میتواند بستری برای تقویت ارتباط، همکاری و همزیستی میان انسان و طبیعت باشد و ایدههایی درباره آینده شهرها مطرح کند؛ شهرهایی که در آنها مرز میان انسان و سایر گونهها کمرنگتر و مفهوم مشارکت گستردهتر تعریف میشود.

نظر شما