هوش مصنوعی پشت میز وکالت؛ انتخابی آسان که گران تمام می‌شود

رشد شتابان هوش مصنوعی، الگوی دسترسی به خدمات حقوقی را نیز تغییر داده و چت‌بات‌ها به یکی از گزینه‌های مورد توجه در حوزه مشاوره حقوقی تبدیل شده‌ که این تحول اگرچه نشانه‌ای از پیشرفت فناوری است، اما همزمان پرسش‌هایی درباره دقت، مسئولیت‌پذیری و پیامدهای حقوقی اتکا به الگوریتم‌ها مطرح می‌کند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، گسترش سریع فناوری‌های هوش مصنوعی در سال‌های اخیر، بسیاری از معادلات حرفه‌ای را دگرگون کرده است و الگوریتم‌ها به تدریج وارد تصمیم‌سازی‌های حساس شده‌اند؛ در این میان، حوزه حقوق نیز از این موج بی‌نصیب نمانده و ابزارهایی مانند ChatGPT به عنوان مشاوران فوری و در دسترس معرفی شده است، اما پرسش اساسی این است که آیا می‌توان این ابزارها را جایگزین کامل وکیل دانست؟

جذابیت اصلی هوش مصنوعی در سرعت و هزینه پایین آن نهفته است و کاربری که با چند کلیک به پاسخ‌های حقوقی دسترسی پیدا می‌کند، ممکن است احساس کند دیگر نیازی به صرف وقت و پرداخت حق‌الوکاله ندارد که این سهولت دسترسی، برای بسیاری وسوسه‌انگیز است، اما با این حال، تصمیم‌های حقوقی اغلب پیچیده‌تر از آن هستند که در قالب پاسخ‌های عمومی و الگوریتمی خلاصه شوند.

یکی از چالش‌های مهم، ساده‌سازی بیش از حد مسائل پیچیده حقوقی است، پرونده‌های قضایی ترکیبی از اسناد، شهادت‌ها، پیشینه قانونی و شرایط خاص فردی هستند و هوش مصنوعی گرچه می‌تواند الگوها را تشخیص دهد، اما درک بافت اجتماعی و تاریخی هر پرونده برایش دشوار است و این شکاف میان داده و واقعیت می‌تواند منجر به برداشت‌های ناقص و حتی گمراه‌کننده شود.

همچنین نباید از بعد روانی مراجعه به وکیل غافل شد، بسیاری از افراد در شرایطی به مشاوره حقوقی نیاز پیدا می‌کنند که تحت فشار شدید روحی قرار دارند و در چنین موقعیت‌هایی، نقش اطمینان‌بخش وکیل و توانایی او در مدیریت بحران، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرایند دفاع است و فناوری، هرچند پیشرفته، فاقد این عنصر انسانی است.

هوش مصنوعی پشت میز وکالت؛ انتخابی آسان که گران تمام می‌شود

پیامدهای انتخاب و استفاده هوش مصنوعی به جای وکیل / دعاوی حقوقی حاصل لایه‌هایی پیچیده‌ است

ریحانه بخت‌آور، حقوق‌دان و پژوهشگر حوزه حقوق جزا و جرم شناسی با بیان اینکه گرایش برخی افراد به جایگزین کردن هوش مصنوعی به‌جای وکیل، بیش از آن‌که نشانه پیشرفت باشد، می‌تواند بیانگر ساده‌انگاری مسائل حقوقی باشد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: پاسخ‌های فوری و به ظاهر دقیق، این توهم را ایجاد می‌کند که هر مسئله‌ای با چند خط توضیح قابل حل است، در حالی‌ که دعاوی حقوقی اغلب حاصل لایه‌های پیچیده‌ای از واقعیت، سند، شهادت و تفسیر قانونی هستند و تقلیل این پیچیدگی به یک پاسخ دریافتی کوتاه، خطر برداشت‌های سطحی را افزایش می‌دهد.

وی با بیان اینکه یکی از خطاهای رایج در این مسیر، خودتشخیصی حقوقی است که فرد با چند پاسخ کلی، برای خود نقش کارشناس و تحلیل‌گر را قائل می‌شود، می‌افزاید: همان‌طور که جست‌وجوی علائم بیماری در اینترنت جای تشخیص پزشک را نمی‌گیرد، تحلیل یک اختلاف حقوقی نیز بدون دانش عمیق و تجربه عملی می‌تواند گمراه‌کننده باشد و بسیاری از افراد زمانی متوجه اشتباه خود می‌شوند که فرصت‌های مهم دفاع یا اعتراض را از دست داده‌اند.

حقوق‌دان و پژوهشگر حوزه حقوق جزا و جرم شناسی با بیان اینکه مسئله دیگر، ناتوانی هوش مصنوعی در درک کامل بستر اجتماعی و فرهنگی هر پرونده است، تصریح می‌کند: قوانین تنها متن نیستند و اجرای آن‌ها تحت تأثیر رویه‌های قضایی، برداشت قضات، عرف‌های محلی و حتی شرایط زمانی قرار دارد. وکیلی که سال‌ها در یک حوزه تخصصی فعالیت کرده، با این ظرایف آشنا است و می‌داند چه استدلالی در عمل مؤثرتر است و ابزارهای هوشمند، هرچند پیشرفته، فاقد این تجربه زیسته و میدانی هستند.

تضعیف حق دفاع موثر در پی جایگزینی وکیل با هوش مصنوعی / اعتماد به پاسخ‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی منجر به نادیده‌ گرفته شدن اصل احتیاط در امور حقوقی می‌شود

بخت‌آور با اشاره به اینکه از سوی دیگر، اعتماد بی‌محابا به پاسخ‌های تولیدشده توسط ابزارهای هوش مصنوعی، می‌تواند موجب نادیده گرفتن اصل احتیاط در امور حقوقی شود، ادامه می‌دهد: این ابزارها برای ارائه اطلاعات طراحی شده‌اند، نه پذیرش مسئولیت یک تصمیم حقوقی و فاصله میان راهنمایی عمومی و مشاوره تخصصی مبتنی بر تعهد حرفه‌ای، فاصله‌ای بنیادین است.

وی با بیان اینکه باید به خطر افشای اطلاعات حساس نیز توجه کرد، می‌گوید: افراد ممکن است جزئیات خصوصی پرونده‌های خانوادگی، مالی یا کیفری خود را در بسترهای دیجیتال وارد کنند، بدون اینکه از تبعات احتمالی آن آگاه باشند، در حالی‌ که رابطه وکیل و موکل مبتنی بر محرمانگی حرفه‌ای است و این اصل در نظام‌های حقوقی به رسمیت شناخته شده، چنین تضمینی در استفاده شخصی از ابزارهای عمومی هوش مصنوعی وجود ندارد.

حقوق‌دان و پژوهشگر حوزه حقوق جزا و جرم شناسی اضافه می‌کند: جایگزینی وکیل با هوش مصنوعی می‌تواند به تضعیف حق دفاع مؤثر منجر شود و باید توجه داشت که عدالت تنها به دانستن متن قانون محدود نیست، بلکه نیازمند تحلیل، استدلال، اقناع و حضور فعال در فرایند رسیدگی است و بی‌توجهی به این واقعیت و اتکا به پاسخ‌های آماده، ممکن است افراد را در موقعیت‌های حساس حقوقی بدون پشتوانه تخصصی رها کند که پیامدهای آن گاهی جبران‌ناپذیر است.

هوش مصنوعی پشت میز وکالت؛ انتخابی آسان که گران تمام می‌شود

استفاده از هوش مصنوعی به جای وکیل می‌تواند پیامدهایی جدی و جبران‌ناپذیر به همراه داشته باشد / هوش مصنوعی مسئولیت حقوقی تصمیمات کاربر را بر عهده نمی‌گیرد

زهرا عالی‌پور، حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه استفاده از هوش مصنوعی به جای وکیل، اگرچه در نگاه اول سریع و کم‌هزینه به نظر می‌رسد، اما می‌تواند پیامدهای جدی و حتی جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد، به خبرنگار ایمنا می‌گوید: فناوری‌هایی مانند ChatGPT یا سایر چت‌بات‌های حقوقی قادر هستند اطلاعات عمومی ارائه دهند، اما مسئولیت حقوقی تصمیم‌های کاربر را بر عهده نمی‌گیرند. در حالی که یک وکیل موظف به رعایت اصول حرفه‌ای، محرمانگی و پاسخگویی قانونی است، ابزارهای هوش مصنوعی چنین تعهدی ندارند و همین تفاوت بنیادین می‌تواند در پرونده‌های حساس، سرنوشت افراد را تغییر دهد.

وی با بیان اینکه نخستین آسیب جدی، خطر ارائه اطلاعات نادرست یا ناقص است، می‌افزاید: هوش مصنوعی بر اساس داده‌های گذشته آموزش دیده و ممکن است از آخرین تغییرات قوانین یا رویه‌های قضایی بی‌اطلاع باشد، در بسیاری از کشورها، قوانین به طور مداوم اصلاح می‌شوند و تفسیر آن‌ها نیز به شرایط خاص هر پرونده بستگی دارد و یک پاسخ کلی که بدون درک عمیق از جزئیات ارائه شود، می‌تواند کاربر را به تصمیمی اشتباه سوق دهد و حتی باعث از دست رفتن حقوق قانونی او شود.

حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق با اشاره به اینکه از سوی دیگر، فقدان درک انسانی و قضاوت اخلاقی یکی دیگر از نقاط ضعف جدی است، تصریح می‌کند: وکیل نه تنها قانون، بلکه شرایط روانی، خانوادگی و اجتماعی موکل را نیز در نظر می‌گیرد، اما هوش مصنوعی توانایی همدلی واقعی یا تحلیل ظرایف رفتاری طرفین دعوا را ندارد و در پرونده‌هایی مانند اختلافات خانوادگی یا دعاوی کیفری، این ظرافت‌ها گاهی تعیین‌کننده نتیجه نهایی هستند.

چالش جدی محرمانگی و امنیت داده‌ها در سایه هوش مصنوعی / هوش مصنوعی ابزاری کمکی است

عالی‌پور ادامه می‌دهد: مسئله محرمانگی و امنیت داده‌ها نیز چالش مهمی محسوب می‌شود و زمانی که افراد جزئیات پرونده‌های شخصی یا تجاری خود را در یک سامانه آنلاین وارد می‌کنند، همواره این خطر وجود دارد که داده‌ها ذخیره، تحلیل یا حتی در معرض نفوذ سایبری قرار گیرد، اما در مقابل، رابطه میان وکیل و موکل بر پایه اصل محرمانگی حرفه‌ای بنا شده است و تخلف از آن می‌تواند پیگرد قانونی داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه تکیه بیش از حد به ابزارهای هوشمند می‌تواند به تضعیف مهارت‌های حقوقی و فرهنگ مشاوره تخصصی در جامعه منجر شود، می‌گوید: اگر افراد تصور کنند که پاسخ‌های هوش مصنوعی جایگزین تحلیل عمیق حقوقی است، به تدریج نقش کارشناسان حقوقی کمرنگ می‌شود و این روند ممکن است در بلندمدت کیفیت دفاع از حقوق شهروندان را کاهش دهد و شکاف میان دانش تخصصی و برداشت عمومی از قانون را افزایش دهد.

حقوق‌دان، کارشناس و پژوهشگر حوزه حقوق با بیان اینکه باید توجه داشت که هوش مصنوعی ابزاری کمکی است و نمی‌تواند جایگزین تخصص باشد، اضافه می‌کند: بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری در کنار مشورت با وکیل می‌تواند مفید باشد، اما حذف کامل نقش وکیل ریسک‌های قابل توجهی به همراه دارد و در حوزه‌ای که با سرنوشت و آینده افراد گره خورده است، اتکا به قضاوت انسانی همچنان جایگاهی غیرقابل چشم‌پوشی دارد.

هوش مصنوعی پشت میز وکالت؛ انتخابی آسان که گران تمام می‌شود

از دیگر موضوعاتی که باید مد نظر قرار گیرد، مسئولیت‌پذیری در قبال اشتباهات است؛ اگر یک وکیل مرتکب خطای حرفه‌ای شود، سازوکارهای مشخصی برای پیگیری و جبران خسارت وجود دارد، اما در مورد سامانه‌های هوش مصنوعی، تعیین مسئولیت حقوقی پیچیده و گاه مبهم است و این خلأ می‌تواند کاربران را در برابر پیامدهای احتمالی بدون پشتوانه رها کند.

از منظر عدالت اجتماعی نیز تکیه افراطی بر هوش مصنوعی می‌تواند شکاف‌های تازه‌ای ایجاد کند. افرادی که به درک عمیق‌تری از حقوق خود نیاز دارند یا در موقعیت‌های خاص و پیچیده قرار دارند، ممکن است با پاسخ‌های کلیشه‌ای مواجه شوند و چنین وضعیتی می‌تواند به نابرابری در دسترسی مؤثر به عدالت دامن بزند.

افزون بر این، نظام‌های حقوقی در کشورهای مختلف بر پایه تفسیر و استدلال انسانی بنا شده‌ است و قاضی، وکیل و دادستان در یک فرایند تعاملی و استدلالی به نتیجه می‌رسند. ورود یک ابزار الگوریتمی که فاقد جایگاه رسمی در این ساختار است، می‌تواند تعادل این فرایند را بر هم بزند و نقش گفت‌وگوی حقوقی را کمرنگ کند.

هرچند هوش مصنوعی می‌تواند به عنوان ابزار کمکی در تحقیق، تنظیم پیش‌نویس‌ها یا دسترسی اولیه به اطلاعات مفید باشد، اما جایگزینی آن با وکیل پرسشی است که نیازمند تأمل جدی است؛ تصمیم‌های حقوقی با سرنوشت افراد گره خورده‌ است و هر انتخابی در این حوزه باید با در نظر گرفتن تمام پیامدهای احتمالی انجام شود.

کد خبر 951567

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.