مصطفی بدرالدین؛ معمار نبردهای سرنوشت‌ساز مقاومت علیه اسرائیل

بدرالدین فرمانده شاخه نظامی حزب‌الله لبنان و جانشین میدانی عماد مغنیه، سال‌ها در خط مقدم مبارزه با اسرائیل ایستاد؛ از خلده تا دمشق، از نبردهای مرزی تا جنگ‌های پیچیده منطقه‌ای، او با انضباط آهنین و هوش نظامی کم‌نظیر، ساختار مقاومت را در سخت‌ترین میدان‌ها هدایت کرد و به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، رمضان که می‌آید، جهان روزه‌دار اسلام بیدار می‌شود. سحرهایش بوی عهد می‌دهد و شب‌های قدرش طعم مسئولیت. در این ماه، دل‌ها از مرزها عبور می‌کنند و امت، زیر یک آسمان و رو به یک قبله، آرزویی مشترک را زمزمه می‌کند؛ آزادی قدس.

قدس شریف، خاطره‌ای از معراج و قبله نخست مسلمانان است. در روزگاری که صهیونیسم می‌کوشید مسئله فلسطین را به نزاعی عربی تقلیل دهد، خمینی کبیر (ره) آن را به مسئله‌ای اسلامی و جهانی بدل کرد؛ از آغاز نهضت در سال ۱۳۴۱ تا نام‌گذاری آخرین جمعه رمضان به عنوان «روز قدس». ابتکاری که مبارزه با صهیونیسم را از حاشیه سیاست به متن ایمان آورد و قدس را به وجدان بیدار امت سپرد.

در همان سال‌ها، در سنگرهای دفاع مقدس، رزمندگان جنگ را دفاع از خاک و مقدمه راهی بزرگ‌تر می‌دیدند. راه کربلا در نگاهشان به قدس می‌رسید. احمد متوسلیان از رهایی سرزمین‌های مقدس می‌گفت، شهید باکری قدس را در افق جهاد می‌دید و مصطفی چمران سال‌ها پیش در جنوب لبنان با همین آرزو جنگیده بود.

این آرزو در مرزهای ایران نماند. امام موسی صدر سال‌ها پیش گفته بود: «اسرائیل شر مطلق است»؛ جمله‌ای که امروز بیش از همیشه معنا می‌یابد. از «شیخ احمد یاسین» تا «سید عباس موسوی» و «فتحی شقاقی»، از «شهید قاسم سلیمانی» تا «شهید ابومهدی المهندس»، راهی شکل گرفت که نامش مقاومت بود؛ راهی که رمضان هر سال آن را به یاد می‌آورد و آرزوی آزادی قدس را تکرار می‌کند. آرزویی که از وصیت‌نامه‌ها عبور کرد، به جبهه مقاومت رسید و در نسل‌های بعدی استمرار یافت.

رمضان، ماه دعاست؛ اما دعا در سنت این امت، بی‌عمل نمی‌ماند. آزادی قدس، از سنگر تا خیابان، از منبر تا میدان، از وصیت‌نامه‌ها تا پیام‌های جبهه مقاومت، به یک عهد تاریخی بدل شد. عهدی که نسل‌ها آن را ادامه داده‌اند؛ با این ایمان که وعده الهی حق است و آنچه بر پایه ظلم بنا شود، پایدار نخواهد ماند.

این پرونده خبری، روایت همین عهد است؛ عهدی که از سحرهای رمضان آغاز شد، در خاکریزهای دفاع مقدس قد کشید و در جبهه مقاومت امتداد یافت. راهی که هنوز ادامه دارد.

مصطفی بدرالدین؛ معمار نبردهای سرنوشت‌ساز مقاومت علیه اسرائیل

ذوالفقار مقاومت؛ روایت مردی که در سایه جنگید

در جنوب بیروت، در محله شیعه‌نشین غبیری، کودکی متولد شد که سال‌ها بعد، نامش در اتاق‌های فکر تل‌آویو و واشنگتن با نگرانی زمزمه می‌شد. ششم آوریل ۱۹۶۱؛ روزی که مصطفی بدرالدین پا به جهان گذاشت. کسی نمی‌دانست این کودک، روزی «ذوالفقار» مقاومت خواهد شد؛ مردی با چندین نام، چندین هویت و یک هدف: جنگیدن تا پیروزی یا شهادت.

او را با نام‌های بسیاری می‌شناختند؛ فؤاد صعب، سامی عیسی، الشبح… اما در میان یارانش، «سید ذوالفقار» بود. مردی که سایه‌اش بر میدان‌های نبرد می‌افتاد، اما تصویرش به ندرت دیده می‌شد.

پیوند با مرد سایه

مصطفی بدرالدین، تنها یک فرمانده نبود؛ او برادر همسر عماد مغنیه بود و سال‌ها در کنار او جنگید، آموخت و ساخت. رسانه‌های اسرائیلی پس از شهادت مغنیه در ۲۰۰۸، از بدرالدین به عنوان جانشین او یاد کردند؛ مردی که قرار بود راه «حاج رضوان» را ادامه دهد و ساختار نظامی مقاومت را در سخت‌ترین سال‌ها هدایت کند.پیش از آنکه جانشین باشد، خود یک ستون بود.

مصطفی بدرالدین؛ معمار نبردهای سرنوشت‌ساز مقاومت علیه اسرائیل

زندان، آغاز راهی تازه

تا سال ۱۹۸۲، او و عماد مغنیه در میان نیروهای «گروه ۱۷» وابسته به جنبش فتح فعالیت می‌کردند. سال ۱۹۸۳، نامش در پرونده انفجار سفارت آمریکا در کویت مطرح شد و بازداشت گردید. دشمنانش می‌خواستند او را در زندان دفن کنند؛ اما زندان برای مصطفی، پایان نبود.

سال‌های اسارت، او را سخت‌تر و مصمم‌تر کرد. وقتی آزاد شد، دیگر تنها یک مبارز نبود؛ او وارد حساس‌ترین دوایر امنیتی و نظامی مقاومت شد. از آن پس، سازمان‌های جاسوسی اسرائیل، آمریکا و انگلیس سایه به سایه دنبالش بودند. بارها برای ترورش تلاش کردند، اما هر بار ناکام ماندند.

خلده؛ ایستادن در برابر ارتش اسرائیل

در روزهای آتش و خون، هنگامی که ارتش اسرائیل می‌خواست از دروازه‌های جنوبی وارد بیروت شود، بدرالدین در میان تیمی ایستاد که درگیری‌های خلده را رقم زد. آنجا، مقاومت نه یک شعار، که یک حقیقت میدانی شد. دشمن متوقف شد. بیروت فرو نریخت.او از زمان اشغال لبنان تا آخرین روزهای عمرش، در همه درگیری‌ها حضور داشت. برای او، جنگ یک مقطع نبود؛ یک مسیر بود.

مصطفی بدرالدین؛ معمار نبردهای سرنوشت‌ساز مقاومت علیه اسرائیل

فرماندهی در سایه

پس از شهادت عماد مغنیه، مسئولیت شاخه نظامی حزب‌الله بر دوش بدرالدین قرار گرفت. دشمنان می‌دانستند که ساختار مقاومت فرو نخواهد ریخت؛ زیرا مردی کارکشته، سخت‌گیر و هوشمند در رأس آن ایستاده است.می‌گفتند می‌تواند همزمان با دو تفنگ شلیک کند و هر دو گلوله به هدف بنشیند. اما مهارت اصلی‌اش نه در ماشه، که در ذهنش بود. تاکتیک‌های پیچیده، عملیات‌های دقیق، و خلق ابتکارهایی که بسیاری از پیروزی‌های مقاومت به او نسبت داده می‌شود. او انضباط را مقدس می‌دانست. از یک تلفن همراه بیش از یک روز استفاده نمی‌کرد. اجازه نمی‌داد اطرافش کسی موبایل روشن داشته باشد. تصاویرش اندک بود، اطلاعاتش کمتر. دشمنانش از او یک نام داشتند، نه یک چهره.

سوریه؛ میدان تازه

با آغاز بحران سوریه، بدرالدین این میدان را ادامه همان نبرد قدیمی دانست. در دیداری خصوصی گفته بود:

«وظیفه من مبارزه با توطئه‌هاست؛ در لبنان، سوریه یا هر جای دیگر. این پرچم را یا با پیروزی زمین می‌گذارم یا با شهادت.» از سال ۲۰۱۲ که مسئولیت حضور نظامی حزب‌الله در سوریه را بر عهده گرفت، آمریکا نامش را در فهرست سیاه قرار داد. اما فهرست‌ها هرگز نتوانستند اراده‌اش را مهار کنند. گفته می‌شد پشت پرده شناسایی و انهدام شبکه‌های جاسوسی اسرائیل و غرب در لبنان و سوریه، ذهن او قرار دارد. همین کافی بود تا ماشین تبلیغاتی دشمن، علاوه بر تلاش برای ترور فیزیکی، به ترور شخصیتی‌اش نیز روی بیاورد.

رسانه‌های غربی و سعودی، هر روز اتهامی تازه می‌ساختند؛ از آموزش در اوکراین گرفته تا تجارت طلا و اتهامات اخلاقی. اما این هجمه‌ها در درون حزب‌الله به نشانه‌ای از اهمیت او تبدیل شده بود: هر که بیشتر هدف قرار می‌گیرد، اثرگذارتر است.

مصطفی بدرالدین؛ معمار نبردهای سرنوشت‌ساز مقاومت علیه اسرائیل

ذوالفقار تا آخرین لحظه

زندگی‌اش مجموعه‌ای بود از جهاد، اسارت، مجروحیت و موفقیت‌های بزرگ. او نه در پی نام بود و نه تصویر. مرد میدان بود، نه مرد رسانه. بامداد _جمعه، بیست و دوم اردیبهشت_ ۱۳۹۵، انفجاری در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی دمشق رخ داد. شعله‌ای در تاریکی سحر برخاست و «سید ذوالفقار» به کاروان فرماندهان شهید پیوست. او رفت، اما ساختاری که بنا کرده بود باقی ماند. همان‌گونه که پس از شهادت عماد مغنیه، مقاومت متوقف نشد، پس از بدرالدین نیز از حرکت نایستاد. ذوالفقار مقاومت، مردی با چندین نام و یک مسیر، نشان داد که فرماندهان حقیقی در هیاهو زندگی نمی‌کنند؛ در سایه می‌جنگند، در سکوت می‌سازند و در شهادت جاودانه می‌شوند.

کد خبر 951113

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.