به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از المیادین، افشاگریها و اسناد منتشر شده درباره جفری اپستین، سرمایهدار و متهم جنسی، نه تنها فساد فردی او را نشان میدهند، بلکه تصویر شبکهای گسترده از نفوذ صهیونیستهای یهودی در هاروارد و نهادهای آموزشی، سیاسی و مالی آمریکا را آشکار میسازند. این شبکه با استفاده از سرمایه، روابط و نفوذ حرفهای، توانسته آموزش عالی و سیاستهای ملی و بینالمللی را به نفع خود شکل دهد.
حجم افشاگریها و تأثیر آنها
مجموعه ایمیلها و مکاتبات افشا شده، حاوی موضوعاتی مانند برتری یهودیان نسبت به دیگران و ارزش جنگهای استعماری برای غارت منابع است که نه تنها اخلاق انسانی، بلکه تصور عمومی از هنجارهای اجتماعی را به چالش میکشد. حضور شخصیتهای برجستهای چون نوام چامسکی، استفن بانون، لارنس سامرز و هاوارد لوتمیک در این مکاتبات، شوکآور است و نشان میدهد بسیاری از افراد مشهور به طور موقت یا دائم، ایدئولوژی، ازدواج یا تصویر عمومی خود را کنار گذاشتهاند تا در حلقه اپستین حضور داشته باشند.
تحلیلگر توماس کارات معتقد است که انتشار هدفمند این اسناد ممکن است به طور عمده برای سردرگم کردن خواننده و جلوگیری از پاسخ هوشمندانه طراحی شده باشد. سارا سیلرز، فعال اسکاتلندی، این وضعیت را با حس «بیدار شدن در جهانی دیگر و دیستوپیایی» تشبیه کرده است، جایی که «مقیاس شر مطلق آنقدر بزرگ است که نمیتوان فهمید از کجا باید شروع کرد تا چیزی درست شود.»
دیدگاهها درباره شبکههای گسترده
هلیما خان، افشاگر بریتانیایی، اظهار داشت که اپستین «درگیر بیش از حد مسائل بود تا فقط کار یک نفر باشد» و «اپستین یک پروژه است و مردی که میشناسیم فقط چهره و فرد مقصر است» و همچنین اضافه کرد که «ممکن است ما قربانیان صریح اپستین نباشیم، اما همه ما قربانیان ضمنی اپستین هستیم.»
این شبکههای گسترده توسط خبرنگار تحقیقی ویتنی وب نیز تأیید شدهاند که در کتابهای خود ارتباط اپستین با شبکههای «جرایم سازمانیافته نسلبهنسل… و جناحهای عمده در اطلاعات آمریکایی و اسرائیلی» را بررسی کرده است. این شبکهها نشان میدهند که چگونه مؤسساتی که آمریکا برای توجیه نفوذ جهانی خود استفاده میکند، توسط شبکههای یهودی صهیونیست اپستین و متحدانش فاسد شدهاند.
هاروارد، قلب شبکه
هاروارد، نماد آموزش عالی آمریکا از دهه ۱۶۳۰ و زایشگاه رهبران این کشور، محل اصلی فعالیت اپستین بود. تحقیقات نشان میدهند که نفوذ اپستین محدود به شبکههای مالی یا اطلاعاتی نبوده و به شبکه آموزشی هاروارد نیز کشیده شده بود، شبکهای که توسط او و حامیانش در مسیر قدرت، سود، لذت و کنترل اجتماعی فاسد شده است.
در اواخر دهه ۱۹۶۰، وقتی دانشجویان هاروارد علیه «همدستی غیرقابل انکار دانشگاه با ماشین نظامی-سیاسی-فکری» در جنگ ویتنام شورش کردند، هیئت حاکمه WASP دانشگاه بین گروههای رادیکال و محافظهکار گرفتار شد. در واکنش، هاروارد با انتخاب درک بوک به ریاست دانشگاه و منصوب کردن هنری روسوفسکی، تاریخنگار اقتصادی صهیونیست یهودی، به عنوان رئیس دانشکده علوم انسانی، سعی در آرام کردن فضا و بازسازی نظم داشت. روسوفسکی کنترل بیش از ۱۰۰۰ عضو هیئت علمی و هزاران دانشجو را بر عهده داشت و به عنوان یک «سازنده» و «حامی مؤسسات بزرگ» شناخته میشد.
پروژههای اپستین در هاروارد
مشه سافدی، معمار برجسته، در طراحی مرکز دانشجویی هاروارد-رادکلیف هیلیل مشارکت داشت که قرار بود به نام روسوفسکی نامگذاری شود. این پروژه با کمک چهار حامی تأمین مالی شد که در میان آنها نام جفری اپستین و لزلی وکسنر دیده میشود.
لری سامرز، رئیس سابق هاروارد، و لئون بوتستین، رئیس کالج بارد، نیز به دایره ارتباطی اپستین وارد شدند. سامرز در تأسیس برنامه «دینامیک تکاملی» هاروارد نقش داشت که شامل دفتر اپستین نیز بود. بوتستین، رئیس کالج بارد، بارها برای جمعآوری سرمایه به ملاقات اپستین در خانهاش در نیویورک رفت و ارتباطاتی با افراد مشهوری مانند وودی آلن برقرار کرد و حتی پول دریافت شده از اپستین را به کالج اهدا کرد.
نقش اپستین در پروژههای علمی و شخصی
ارتباط اپستین با استادان برجسته مانند لیزا رندال نشان میدهد که حتی اعضای گروه درونی (صهیونیستهای یهودی) نیز بر اساس جنسیت یا ارزش شخصی مورد ارزیابی قرار میگرفتند. رندال، فیزیکدان نظری، در ایمیلهای خصوصی اپستین «جاذبه» خوانده شده بود و حتی در شوخی با اپستین پرسیده بود چرا اعتبار یهودی به او داده نمیشود.
پروژه تربیت نخبهها و اصلاح آموزش
تحت هدایت روسوفسکی و سامرز، هاروارد به سمت پروژهای حرفهای و محدود برای تربیت نخبهها حرکت کرد. اصلاحات آموزشی شامل افزایش الزامات مدرک، برنامه درسی اصلی با تمرکز بر «حقایق کوچک» و رشد دانشکدههای حرفهای و مدرسه دولت کندی بود. بخش مطالعات آفریقایی-آمریکایی بازسازی شد و استدلال کمی در دوره کارشناسی برجسته شد. این اقدامات برای تولید یک نخبه محدود و تحت کنترل شبکههای صهیونیستی بود.
نفوذ در سیاست و اقتصاد جهانی
افرادی که توسط شبکه اپستین و هاروارد به واشنگتن یا سیلیکون ولی فرستاده شدند شامل آنتونی بلینکن، سامانتا پاور، آل گور، مارک زاکربرگ، جرد کوشنر و دیگران بودند. سیاستهای متأثر از این شبکه شامل جنگ علیه مواد مخدر، بحران وام مسکن ۲۰۰۸، مداخلات نظامی و پیشرفت هوش مصنوعی بود.
این شبکه همچنین در سیاست داخلی و مدیریت دانشگاهها فعال بود. فشار هماهنگ استیون پینکر، سامرز و بیل آکمن باعث استعفای کلودین گی، اولین رئیس سیاهپوست هاروارد شد و جایگزینی او با آلن گاربر، اقتصاددان صهیونیست یهودی، به همراه پروژههای هوش مصنوعی و نظارت بر دانشجویان را به همراه داشت.
رسوایی اپستین نشان میدهد که قدرت و نفوذ شبکهای گسترده در آموزش، سیاست و اقتصاد، میتواند با استفاده از سرمایه، علم و نفوذ حرفهای، منافع شخصی و گروهی را پیش ببرد. اکنون، افشای این شبکه مسئولیت بزرگی برای جامعه جهانی ایجاد میکند: اعمال نظارت و پاسخگویی دقیق به شبکههایی که سالها به دور از دید عمومی فعالیت کردهاند و اصلاح ساختارهایی که اجازه دادهاند چنین نفوذ گستردهای شکل گیرد.




نظر شما