به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از بلومبرگ، مدیران Nippon Steel با وجود تداوم نگرانیها درباره رکود تقاضا و فشار قیمتی، اعلام کردهاند نشانههایی از فروکشکردن مازاد عرضه فولاد ( که بیشتر حاصل جهش صادرات چین بود) در حال ظهور است؛ تحولی که میتواند آغاز یک دوره ثبات تدریجی در بازار جهانی فولاد باشد. این پرسشِ بنیادین، نقطه عزیمت روایتی است که از دل یکی از پیچیدهترین بازارهای کالایی جهان سر برمیآورد؛ بازاری که تلاقی سیاست صنعتی، ژئوپلیتیک تجاری و چرخههای سرمایهگذاری بلندمدت، آن را به میدان آزمون تابآوری بنگاهها بدل کرده است. در چنین صحنهای، اظهارات مدیران Nippon Steel بزرگترین تولیدکننده فولاد ژاپن نه بهصرف یک ارزیابی دورهای، بلکه نشانهای از تغییر فاز احتمالی بازار تلقی میشود. آنها ضمن ابراز نگرانی از شکنندگی تقاضا و فشار قیمتها، به یک نکته امیدوارکننده نیز اشاره میکنند؛ به نظر میرسد موج مازاد عرضهای که بیشتر از افزایش بیسابقه صادرات چین تغذیه میشد، در حال فروکشکردن است.
بازار فولاد در آستانه یک چرخش؟
این ارزیابی از زبان Takahiko Iwai، مدیر امور مالی شرکت، در مصاحبهای مطرح شد که عمق پیچیدگی بازار فولاد در آسیا و جهان را عریان میکند. ایوای بهدرستی بر یک سازوکار کلاسیک اما فرساینده انگشت میگذارد؛ عرضه بیش از حد، قیمتها را میفشارد و حاشیه سود تولیدکنندگان را میسوزاند، این فشار نهتنها سرمایهگذاریهای جدید را به تعویق میاندازد، بلکه کیفیت رقابت را نیز دگرگون میکند، اما روایت او در همینجا متوقف نمیشود. ایوای از «سیگنالهایی» سخن میگوید که حکایت از ورود بازار به مرحلهای تازه دارد؛ سیگنالهایی که اگرچه هنوز شکنندهاند، اما از تغییر تعادلها خبر میدهند، برای درک وزن این نشانهها، باید یک گام به عقب رفت و منطق شکلگیری مازاد عرضه اخیر را بازخوانی کرد.
در سالهای اخیر، China با کاهش محسوس مصرف داخلی فولاد روبهرو شد؛ کاهشی که ریشه در افت ساختوساز، بحران بازار املاک و تعدیل سرمایهگذاریهای زیرساختی داشت، در واکنش سیاست صنعتی و رفتار بنگاهها بهسوی صادرات بهعنوان سوپاپ اطمینان متمایل شد، نتیجه جهشی کمسابقه در صادرات انواع محصولات فولادی ( از ورقهای تخت تا محصولات نیمهتمام ) بود که به بازارهای آسیایی، اقیانوسیه و حتی فراتر سرازیر شد، این راهبرد در کوتاهمدت فشار را از بازار داخلی چین کاست؛ اما در سطح جهانی، نبود تعادل عرضه را تشدید کرد. تولیدکنندگان منطقهای که پیشتر با حاشیه سود محدود فعالیت میکردند، ناگهان با رقیبی روبهرو شدند که مقیاس تولید، مزیت هزینه و دسترسی لجستیکیاش، قواعد بازی را تغییر میداد، پیامد افت قیمتهای جهانی و تداوم یک چرخه فرسایشی بود که سرمایهگذاری در فناوریهای کمکربن و ارتقای کیفی را به تعویق انداخت.

دیوارهای تجاری دوباره قد میکشند
ایوای اکنون به نقطه عطفی اشاره میکند که از منظر اقتصاد سیاسی تجارت قابلتوجه است، کشورهایی که پیشتر بازارهای خود را به روی فولاد چین گشوده بودند، بهتدریج ابزارهای دفاع تجاری را فعال کردهاند، وضع تعرفههای ضددامپینگ و مقررات سختگیرانهتر در بازارهایی چون ویتنام، کرهجنوبی و استرالیا، هزینه دسترسی را بالا برده و جریان صادرات را کند کرده است.
این تغییر، بهصرف یک مانع اداری نیست؛ سیگنال قیمتی تازهای به بازار میفرستد. وقتی هزینه ورود افزایش مییابد، مزیت قیمت تضعیف میشود و صادرکننده ناچار است یا بازار جدیدی بیابد یا تولید را تعدیل کند، نقلقول معنادار ایوای «آنها بهتدریج دارند مکانهای جدیدی برای فروش کم پیدا میکنند» بهطور دقیق به همین محدودیت ساختاری اشاره دارد: ظرفیت جذب بازار جهانی نامتناهی نیست.
در کنار فشارهای بیرونی، نشانههای انضباط سیاستی در داخل چین نیز اهمیت دارد. اجرای سیستمهای گستردهتر مجوز صادراتی از ابتدای سال جاری، درعمل نقش یک ترمز خودکار را ایفا میکند، چنین سازوکاری، حتی بدون اعلام سقفهای صریح، از طریق افزایش اصطکاک اداری و هزینه فرصت، به کاهش طبیعی صادرات میانجامد. هدف اعلامی، بازگرداندن توازن به بازار داخلی و مهار مازاد تولید است؛ هدفی که اگر با ثبات پیگیری شود، اثر آن به بازارهای جهانی نیز سرریز خواهد شد، ترکیب این دو نیرو محدودیتهای خارجی و انضباط داخلی همان تغییری است که ایوای از آن بهعنوان چرخش سیگنالهای بازار یاد میکند. چرخشی که هنوز قطعی نیست، اما وزن آن در معادله عرضه-تقاضا رو به افزایش است.
بازار فولاد پیشتر نیز دورههای اصلاح را تجربه کرده است؛ اما تفاوت امروز در همزمانی عوامل است، در دورههای گذشته کاهش صادرات یک کشور اغلب با افزایش تولید در کشور دیگر جبران میشد، اکنون اما فشارهای زیستمحیطی، الزامات کربنی، و محدودیتهای سرمایهای دامنه این جبران را تنگ کردهاند. سرمایهگذاری در کورههای قوس الکتریکی، هیدروژن سبز و زنجیرههای کمکربن، نیازمند افق قیمتی باثباتتر است؛ افقی که در سایه مازاد عرضه مزمن دستنیافتنی بود، اگر نشانههای کنونی به تثبیت برسند، فضای تصمیمگیری بنگاهها تغییر میکند؛ از تعویق سرمایهگذاری به اجرای پروژههای ارتقای بهرهوری؛ از رقابت قیمتی به تمایز کیفی، این همان نقطهای است که برای تولیدکنندگان بزرگ آسیایی، از جمله ژاپنیها، اهمیت راهبردی دارد.
«نزدیک به کف»، اما نه پایان مسیر
با وجود این نشانههای مثبت، مدیران Nippon Steel با احتیاط سخن میگویند. توصیف بازار بهعنوان «نزدیک به کف» حاکی از واقعبینی است؛ گذار آغاز شده، اما تثبیت نشده است. تقاضای جهانی همچنان به متغیرهایی حساس است که خارج از کنترل صنعت قرار دارند؛ از سیاستهای پولی و نرخهای بهره گرفته تا چشمانداز ساختوساز در اقتصادهای نوظهور، در عین حال باید توجه داشت که کاهش مازاد عرضه شرط لازم است، نه کافی! بازگشت پایدار قیمتها نیازمند احیای تقاضا، بهبود انتظارات و کاهش نبودقطعیتهای ژئوپلیتیک است، با این حال حذف فشار ساختاری عرضه میتواند نخستین آجر در دیوار ثبات باشد.
اگر این روند ادامه یابد، پیامدهای آن فراتر از قیمتها خواهد بود. ساختار رقابت تغییر میکند؛ بنگاههایی که در سالهای اخیر تابآوری و انضباط مالی خود را حفظ کردهاند، در موقعیت بهتری برای بهرهبرداری از بهبود تدریجی قرار میگیرند. از منظر سیاست صنعتی، این فرصت فراهم میشود تا گذار به فولاد کمکربن با منطق اقتصادی قویتری پیش برود.
برای آسیا که سهم بزرگی از تولید جهانی فولاد را در اختیار دارد این تحول میتواند به بازتعریف نقشها بینجامد: از رقابت بر سر حجم، به رقابت بر سر کیفیت، نوآوری و پایداری، اظهارات مدیر ارشد Nippon Steel را باید نه یک پیشبینی جسورانه، بلکه یک هشدار امیدوارکننده دانست. هشدار از آن جهت که مسیر بهبود خودبهخودی نیست و نیازمند تداوم انضباط سیاستی و تجاری است؛ امیدوارکننده از آن رو که برای نخستین بار پس از سالها، نشانههای همسو از پایان فشار ساختاری عرضه دیده میشود، اگر این سیگنالها تثبیت شوند، بازار فولاد جهانی میتواند از فاز نوسان فرساینده عبور کند و وارد دورهای از ثبات تدریجی شود؛ دورهای که در آن، بنگاهها با افق روشنتری تصمیم میگیرند و سرمایهگذاریهای مولد دوباره معنا مییابند، چنین چشماندازی، بدون اغراق، واقعبینانه و آیندهنگر است: نه وعده جهشهای ناگهانی، بلکه نوید بازگشت عقلانیت اقتصادی به صنعتی که ستون فقرات توسعه صنعتی جهان بهشمار میرود.




نظر شما