به گزارش خبرگزاری ایمنا، نقش والدین در ازدواج جوانان، نقشی ظریف، تأثیرگذار و سرنوشتساز است که میتواند مسیر یک زندگی مشترک را هموار کند یا ناخواسته آن را با چالشهای پیچیده روبهرو سازد. ازدواج تنها پیوند دو فرد نیست، بلکه تا حد زیادی پیوند دو خانواده نیز به شمار میآید و به همین دلیل حضور والدین در این فرایند امری طبیعی و حتی ضروری است، اما آنچه اهمیت دارد، کیفیت این حضور است که باید مبتنی بر آگاهی، احترام و درک متقابل باشد.
نخستین گام در ایفای درست این نقش، پذیرش استقلال فرزند است. جوانی که به سن ازدواج رسیده، به لحاظ قانونی، اجتماعی و شخصیتی وارد مرحلهای تازه از زندگی شده است و اگر والدین در سالهای رشد او فرصت تصمیمگیری و مسئولیتپذیری را فراهم کرده باشند، اکنون زمان اعتماد کردن به همان تربیت است. استقلال به معنای بینیازی عاطفی از خانواده نیست، بلکه به معنای توانایی انتخاب و پذیرش پیامدهای آن است. والدین باید بپذیرند که قرار نیست زندگی آینده را خودشان اداره کنند، بلکه قرار است پشتوانهای مطمئن برای فرزندشان باشند.
راهنما بودن تفاوتی اساسی با تصمیمگیرنده بودن دارد، والدین میتوانند تجربههای زیسته خود را منتقل کنند، درباره چالشهای احتمالی هشدار دهند و به فرزندشان در تحلیل شرایط کمک کنند، اما نباید جای او تصمیم بگیرند. راهنمایی زمانی اثربخش است که در فضایی امن و مبتنی بر گفتوگو انجام شود. جوان باید احساس کند میتواند بدون ترس از سرزنش، مخالفت یا تحقیر، احساسات، تردیدها و حتی اشتباهات احتمالی خود را با والدین در میان بگذارد. چنین فضایی، سرمایهای ارزشمند برای خانواده است و یکی از مهمترین کارکردهای مثبت والدین، تقویت نگاه واقعبینانه در انتخاب همسر است.
هیجانهای اولیه، علاقه عاطفی و امید به آینده گاهی باعث میشود برخی تفاوتهای مهم یا نشانههای هشداردهنده نادیده گرفته شود. در اینجا تجربه و نگاه بیرونی والدین میتواند مکمل دیدگاه جوان باشد، البته این نقش زمانی سازنده است که با احترام و به دور از قضاوتهای تند یا مقایسههای آسیبزننده مطرح شود و هدف باید کمک به روشنتر شدن تصمیم باشد.

نقش والدین در مراحل پیش از ازدواج و انتخاب همسر مناسب، کمک به شناخت استعدادها، علایق و توانمندیهای فرزند است / در فرایند ازدواج والدین باید کمککننده جوانان باشند
احمد پدرام، روانشناس و خانواده درمانگر با بیان اینکه نقش والدین در مراحل پیش از ازدواج و انتخاب همسر مناسب، کمک به شناخت استعدادها، علایق و توانمندیهای فرزند است، به خبرنگار ایمنا میگوید: این نقش فقط به یک بعد ختم نمیشود و در همه ابعاد وجودی فرزند باید مد نظر قرار گیرد و این شناخت چندبعدی، زمینهساز رشد سالم و تصمیمگیریهای آگاهانه در آینده خواهد بود.
وی با بیان اینکه اگر والدین بتوانند این مسیر را بدون تحمیل، بدون قالبسازی و بدون ترساندن فرزند طی کنند، نه تنها آینده ازدواج فرزندشان به خطر نمیافتد، بلکه احتمال موفقیت آن بهمراتب بیشتر خواهد شد، میافزاید: والدین باید کمککننده باشند و نه تصمیمگیرنده و در چنین شرایطی، آینده به درستی و به موقع شکل خواهد گرفت.
روانشناس و خانواده درمانگر با اشاره به اینکه در دیدارهای پیش از ازدواج، اولین گام یک آشنایی اولیه در فضای عمومی است، تصریح میکند: هدف این دیدار، تنها معارفه است و به معنای ایجاد وابستگی عاطفی، قول و قرار یا تصمیمگیری عجولانه نیست و والدین باید به فرزندان بیاموزند که به این جلسات با خودآگاهی وارد شوند.
نشانههای آمادگی برای ازدواج چیست؟ / استقلال زوج جوان از نظر روانی و مرزی اهمیت بیشتری دارد
پدرام ادامه میدهد: در این جلسات فرزندان قرار است ببینند، بشنوند، سؤال بپرسند و تصویر اولیهای از طرف مقابل به دست آورند و اگر احساس کردند تناسبی وجود ندارد، بتوانند محترمانه گفتوگو را تمام کنند و این مهارت، نشانه بلوغ روانی و آمادگی برای ازدواج است.
وی با بیان اینکه یکی از نشانههای آمادگی ازدواج این است که فرد بتواند نپسندد و در عین حال، از پسندیده نشدن هم آسیب نبیند، میگوید: اگر فرزندی این توانایی را ندارد، هنوز برای ازدواج آماده نیست، حتی اگر سن و شرایط ظاهری او مناسب باشد و در بحث استقلال پس از ازدواج، کمک والدین ارزشمند است، اما استقلال زوج جوان از نظر روانی و مرزی اهمیت بیشتری دارد.
روانشناس و خانواده درمانگر با بیان اینکه حتی اگر زوج در ملک والدین زندگی میکنند، باید حریمها رعایت شود، اضافه میکند: این استقلال به رشد زوج و آرامش والدین کمک میکند و والدین باید بپذیرند که نقش آنها بعد از ازدواج تغییر میکند و دیگر نمیتوانند همان کنترلها، نگرانیها و پرسشهای قبل را داشته باشند و این تغییر نقش، نیازمند آمادگی روانی والدین است.

ضرورت اصلاح الگوهایی که میتواند پیامدهای ناخواستهای برای زندگی مشترک فرزندان داشته باشد / خانواده سالم، خانوادهای است که در آن صمیمیت به معنای وابستگی افراطی یا از بین رفتن هویت فردی نباشد
مهرداد دشتی، روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه در موضوع ازدواج فرزندان، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازتعریف دقیق و آگاهانه نقش والدین است، به خبرنگار ایمنا میگوید: در خصوص مهریه با پدیدهای مواجه هستیم که گاهی در آن، والدین ناخواسته به جای تسهیلگری، به مانعی در مسیر یک ازدواج سالم تبدیل میشوند.
وی با بیان اینکه هدف از موضوع تأکید بر اصلاح الگوهایی است که میتواند پیامدهای ناخواستهای برای زندگی مشترک فرزندان به همراه داشته باشد، میافزاید: در روانشناسی خانواده، یکی از شاخصهای اصلی سلامت خانواده، مفهوم تمایز یافتگی است؛ تمایز یافتگی به این معنا است که اعضای خانواده در عین حفظ پیوند عاطفی، استقلال فردی خود را نیز حفظ میکنند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه خانواده سالم، خانوادهای است که در آن صمیمیت به معنای وابستگی افراطی یا از بین رفتن هویت فردی نیست، تصریح میکند: پدر و مادر نقش حامی، راهنما و پشتیبان دارند، اما این حمایت به سلب اختیار از فرزند منجر نمیشود و فرایند شکلگیری استقلال باید از کودکی آغاز شود.
فرزند باید به تدریج مسئولیت بپذیرد، تصمیم بگیرد و پیامد انتخابهای خود را تجربه کند / تأکید بر استقلال به معنای حذف نقش والدین نیست
دشتی با بیان اینکه فرزند باید به تدریج مسئولیت بپذیرد، تصمیم بگیرد و پیامد انتخابهای خود را تجربه کند، ادامه میدهد: این روند در دوران نوجوانی و جوانی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا فرد در آستانه تصمیمهای سرنوشتسازی مانند انتخاب شغل و همسر قرار میگیرد و اگر استقلال فکری، عاطفی و شخصیتی پیش از ازدواج شکل نگرفته باشد، زندگی مشترک با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
وی با بیان اینکه یکی از موانع اصلی تمایز یافتگی، احساس مالکیت والدین نسبت به فرزند است، میگوید: گاهی بدون بیان صریح این باور شکل میگیرد که فرزند متعلق به والدین است، در حالی که حتی در چارچوب آموزههای دینی نیز فرزند امانت تلقی میشود نه دارایی و نگاه مالکیتی موجب میشود والدین از انتخاب دوست و رشته تحصیلی گرفته تا سبک زندگی و در نهایت انتخاب همسر، نقش تعیینکننده و گاه تحمیلی ایفا کنند.
روانشناس و مشاور خانواده با بیان اینکه این رویکرد در زمان ازدواج میتواند به تعارضهای جدی میان نسلها منجر شود، اضافه میکند: با این حال، تأکید بر استقلال به معنای حذف نقش والدین نیست و والدینی که در سالهای رشد فرزند، رابطهای مبتنی بر احترام و گفتوگو شکل دادهاند، در زمان ازدواج از سرمایهای به نام اعتبار عاطفی برخوردارند و در چنین شرایطی، فرزند نه از سر اجبار، بلکه با میل و اعتماد، نظر و تجربه والدین را میشنود.

در مقابل، دخالتهای افراطی میتواند پیامدهای منفی بلندمدت ایجاد کند و تعیین شروط غیرمنطقی مالی، تحمیل معیارهای سختگیرانه یا ایجاد فشار عاطفی برای پذیرش یا رد یک گزینه، ممکن است حتی به شکلگیری احساس دلخوری و فاصله عاطفی میان نسلها منجر شود. بسیاری از این رفتارها ریشه در نگرانی طبیعی والدین درباره آینده فرزندشان دارد، اما اگر این نگرانی به کنترلگری تبدیل شود، نتیجهای معکوس خواهد داشت. امنیت زندگی مشترک بیش از آنکه به شروط بیرونی وابسته باشد، به کیفیت رابطه و مهارتهای ارتباطی زوجین بستگی دارد.
توجه به تفاوتهای نسلی نیز از ضروریات این مسیر است. شرایط امروز با دهههای گذشته تفاوتهای چشمگیری دارد و معیارهایی که در گذشته بدیهی تلقی میشد، ممکن است امروز نیازمند بازنگری باشد. والدینی که نگاه خود را بهروز میکنند و شرایط زمانه را درک میکنند، بهتر میتوانند انتظارات واقعبینانهتری داشته باشند و این انعطافپذیری نشانه بلوغ فکری و عاطفی است.
نقش والدین با برگزاری مراسم ازدواج پایان نمییابد و مرحله پس از ازدواج نیز نیازمند نوعی حمایت متعادل است. در سالهای ابتدایی زندگی مشترک، زوجین در حال یادگیری سازگاری و حل تعارض هستند. در این مقطع، والدین باید مراقب باشند که با جانبداریهای شتابزده یا مداخله مستقیم در اختلافها، شرایط را پیچیدهتر نکنند و بهترین حمایت، تقویت گفتوگو میان زوجین و حفظ احترام متقابل میان دو خانواده است.
هنر والدگری در موضوع ازدواج، ایجاد تعادل میان عشق و رهاسازی است و والدین باید هم نگران باشند و هم اعتماد کنند، هم تجربه خود را منتقل کنند و هم اجازه تجربه کردن بدهند. اگر این تعادل برقرار شود، ازدواج به میدان کشمکش نسلها تبدیل نخواهد شد، بلکه فرصتی برای رشد، بلوغ و تحکیم پیوندهای خانوادگی خواهد بود و چنین رویکردی میتواند زمینهساز شکلگیری خانوادههایی سالمتر و روابطی پایدارتر در جامعه باشد.




نظر شما