به گزارش خبرگزاری ایمنا، درآمدهای پایدار شهری ستون فقرات حکمرانی نوین در مدیریت شهرها به شمار میآید و بدون تحقق آنها، هیچ شهری نمیتواند مسیر توسعه متوازن، برنامهریزی بلندمدت و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را بهصورت واقعی طی کند.
مقصود از درآمد پایدار منابعی است که مستمر، قابل پیشبینی، قانونی و غیر وابسته به فروش داراییهای سرمایهای شهر باشند؛ منابعی که شهرداری بتواند بر پایه آنها برای آینده تصمیم بگیرد، زیرساخت ایجاد کند و خدمات عمومی را بدون نگرانی از نوسانات شدید اقتصادی ارائه دهد.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، شهرداریها بخش عمده درآمد خود را از مالیات بر املاک، عوارض محلی، مالیات بر فعالیتهای اقتصادی شهری و مدیریت حرفهای داراییهای عمومی تأمین میکنند، ساختاری که به ثبات مالی، شفافیت و پاسخگویی بیشتر منجر شده است.
ساختار تأمین مالی مدیریت شهری طی دهههای گذشته به نحوی شکل گرفته است که وابستگی قابل توجهی به درآمدهای ناشی از ساختوساز، صدور پروانه، فروش تراکم و تغییر کاربری اراضی دارد، این روند بهویژه از زمانی شدت گرفت که کمکهای مستقیم دولت به شهرداریها کاهش پیدا کرد و آنها ناگزیر شدند برای تأمین هزینههای جاری و عمرانی خود به بازار زمین و مسکن تکیه کنند.
زمانی که ما شهرداری را به عنوان هسته اصلی مدیریت شهری تعریف کردهایم اما در عمل ساختار اقتصاد شهری ما به وسیله این بخش به طور کامل برنامه ریزی نمیشود، مدیریت واحد و یکپارچه برای سازمان دهی بدنه اقتصادی شهر تحقق پیدا نمیکند
نتیجه این وابستگی شکلگیری نوعی «اقتصاد شهر فروشی» بود که در دورههای رونق ساختوساز منابع مالی قابل توجهی ایجاد میکرد، اما با بروز رکود در بازار مسکن، درآمد شهرداریها به شدت کاهش پیدا میکرد و برنامههای عمرانی و خدماتی با اختلال روبهرو میشد.
این وضعیت در کلانشهرها بهوضوح قابل مشاهده بوده است، شهرهایی که به دلیل گستردگی پروژههای عمرانی و هزینههای سنگین اداره شهر، بیش از دیگران از نوسانات بازار مسکن تأثیر پذیرفتهاند.
وابستگی به درآمدهای ناپایدار نه تنها ثبات مالی مدیریت شهری را تضعیف کرده، بلکه پیامدهای کالبدی و اجتماعی نیز به همراه داشته است؛ از افزایش تراکمهای نامتوازن و فشار بر زیرساختهای شهری گرفته تا گسترش نابرابری فضایی و کاهش کیفیت زیستپذیری در بعضی مناطق.
هنگامی که تأمین بودجه به ساختوساز گره میخورد، انگیزه برای توسعه بیرویه شهری افزایش پیدا میکند و ملاحظات محیطزیستی و ظرفیتهای واقعی شهر در حاشیه قرار میگیرد، در چنین شرایطی شهرداری به جای آنکه مدیر توسعه پایدار باشد، به بازیگری در بازار زمین تبدیل میشود.
تحقق درآمد پایدار در شهرداریهای ایران مستلزم اصلاحات عمیق در نظام مالی محلی و بازتعریف رابطه دولت مرکزی با مدیریت شهری است و ایجاد نظام کارآمد و عادلانه مالیات بر املاک، بهروزرسانی بانکهای اطلاعاتی داراییهای شهری، تقویت شفافیت مالی و پاسخگویی عمومی، توسعه اقتصاد شهری مبتنی بر خدمات، فناوری و گردشگری، و بهرهبرداری حرفهای از داراییهای عمومی از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر گذار از درآمدهای ناپایدار به منابع پایدار را هموار کند.
در این بین ارتقای فرهنگ پرداخت عوارض شهری و افزایش اعتماد عمومی نیز نقشی تعیینکننده دارد، زیرا هر اندازه که شهروندان بدانند منابع پرداختی آنها بهصورت شفاف و کارآمد هزینه میشود، تمایل بیشتری به مشارکت مالی در اداره شهر خواهند داشت.
امیرحسین شبانی، دکترای شهرسازی میگوید: شهرهای ما به دلیل نبود تنوع در کانالهای مدیریت شهری و وابستگی حداکثری به بخش ساختوساز، زمانی که با فرازونشیبهای مختلف اقتصادی روبهرو میشوند کلیات ساختار بودجه تحت تاثیر قرار میگیرد.
وی میافزاید: بخش جدی از این مسئله در ساختار قوانین جای گرفته است، به علاوه این معضل در مدیریت شهری نیز قابل پیگیری است.
این دکترای شهرسازی عنوان میکند: زمانی که ما شهرداری را به عنوان هسته اصلی مدیریت شهری تعریف کردهایم اما در عمل ساختار اقتصاد شهری ما به وسیله این بخش به طور کامل برنامه ریزی نمیشود، مدیریت واحد و یکپارچه برای سازمان دهی بدنه اقتصادی شهر تحقق پیدا نمیکند.
شبانی تاکید میکند: زمانی که بدنه اقتصادی شهرداریها از وزارت کشور جدا و درآمدهایی که میتوان از بخش دولتی به شهرداریها اختصاص داد از آنها گرفته شد، خلاها به وسیله گزینههای باثبات پر نشد، در این فرایند شهرداریها را در میانه یک سازمان عمومی، نیمه دولتی و نیمه خصوصی رها کردیم و ساختار مدیریتی مجبور است به اشکال مختلف آن خلا بودجه دولتی را در نظر بگیرد.
وی ادامه میدهد: حذف بودجههای دولتی اقدام صحیحی بود، اما باید گزینههای باثباتی در نظر گرفته میشد، تجارب کشورهایی که ساختار شهری به نسبت مشابهی نسبت به ایران دارند نشان میدهد که اقتصاد با سایر لایههای شهری در هم تنیده است.
این دکترای شهرسازی میگوید: اینجاست که اگر بخواهیم موضوع درآمدهای شهری را تنها از منظر اقتصادی بررسی کنیم، دچار بحران خواهیم شد که نمونههای آن را در ساختوسازهای شهرهای بزرگ و کوچک شاهد هستیم.

چگونه میتوان نگاهی همهجانبه به اقتصاد شهری داشت؟
شبانی اظهار میکند: شهرهای ما ظرفیتهای پنهان و پیدای زیادی در حوزه توریسم دارد که می تواند به عنوان بخشی از درآمدهای پایدار و در کنار ردیفهای جدی بودجه مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به نگاه تکبخشی به حوزه اقتصاد شهری، تصریح میکند: ساختارو سازمان مدیریت توریسم در شهرها به صورت یکپارچه نیست و سازمانهای دیگری مدیریت آن را برعهده دارند، به همین دلیل شهرها این بخش درآمدی بسیار مهم را از دست میدهند و در عمل نمی توان آن را در بودجه شهر لحاظ کرد.
این دکترای شهرسازی خاطرنشان میکند: ظرفیتهای اجتماعی شهر نیز باید مورد توجه قرار گیرد و میتوانیم از بدنه اجتماعی شهر برای مشارکت فعال در اجرای پروژههای شهری استفاده کنیم، به عنوان مثال پروژه های مشارکتی با بخش خصوصی داشته باشیم .
شبانی اظهار میکند: بعضی مناطق شهری میتوانند در حوزه مقررات ساختوساز منعطفتر برخورد کنند و اجازه دهند سرمایهگذار و مشارکت کننده منفعتی از شهر داشته باشد، بخشی از پروژههای عمومی را به عنوان ارزش افزوده به سرمایهگذاراختصاص دهند تا در کنار مدیریت شهری باشد.
وی خاطرنشان میکند: این فرایند نیاز به اعتمادسازی و ساختار اعتمادمحور میان مدیریت شهری، بدنه اجتماعی و بخش خصوصی شهر دارد تا آنها تمایل داشته باشند در یک فضای مشترک هزینه کنند و در قبال آن منفعتی را به دست بیاورند.
نگاه شوراهای شهر به مسائل بودجهای مهم است، اینکه بخش تصمیمگیر نگاه استراتژیک و راهبردی به بودجههایی که در دسترس است داشته باشد و اجازه ندهد بودجه در بخشهایی هزینه شود که نمیتواند به مدیریت چابک شهری کمکی داشته باشد
این دکترای شهرسازی میگوید: لازم است یک بازنگری کلی در تعریف اقتصاد شهری به عنوان فصل مشترک لایههای اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، حاکمیتی و مدیریتی وجود داشته باشد، باید از نگاه تکبخشی به نگاههای بین بخشی ورود کنیم و آنها را در قالب یک واحد مدیریتی داشته باشیم.

شبانی تاکید میکند: این فرایند میتواند خطر وابستگی به یک کانال درآمدی را برای مدیریتهای شهری با مرکزیت شهرداریها کاهش دهد.
وی تصریح میکند: ساختار فعلی شهرداریهای ما باید بازنگری سریع و کوتاه مدت داشته باشد و در این مسیر نیاز به مدیریت چابک داریم تا بتوانیم تا آنجا که ممکن است کارایی بخشهایی که خدماترسانی را انجام میدهند ارتقا دهیم.
این کارشناس شهری اظهار میکند: باید بخشهایی که کمتر در این بازی مهم بودجهای به چالاکی مدیریت شهری کمک میکنند را در محدودههای قانونی نگه داریم و اجازه دهیم بخشهای دیگر بتوانند از این فضای محدود حداکثر استفاده را داشته باشند تا مدیریت زمانی و هزینهای صحیحی را با توجه به محدودیتها داشته باشیم.
شبانی میگوید: نگاه شوراهای شهر به مسائل بودجهای مهم است، اینکه بخش تصمیمگیر نگاه استراتژیک و راهبردی به بودجههایی که در دسترس است داشته باشد و اجازه ندهد بودجه در بخشهایی هزینه شود که نمیتواند به مدیریت چابک شهری کمکی داشته باشد.
به گزارش ایمنا، موضوع درآمد پایدار شهری تنها یک مسئله حسابداری یا بودجهای نیست، بلکه بهطور مستقیم با کیفیت حکمرانی، عدالت اجتماعی، توسعه زیرساختها و آینده زیستپذیری شهرها پیوند دارد.
شهرداریهای ایران امروز در نقطهای حساس قرار گرفتهاند، نقطهای که در آن ادامه اتکا به درآمدهای ناشی از ساختوساز میتواند چرخهای از بیثباتی مالی و فشار کالبدی بر شهر را تداوم بخشد، اما حرکت به سوی منابع پایدار، شفاف و دانشبنیان میتواند زمینهساز شکلگیری شهری متوازن، تابآور و پاسخگو در برابر نسلهای آینده باشد.



نظر شما