به گزارش خبرگزاری ایمنا از مازندران، رمضان از راه میرسد و نسیم دلانگیز معنویت، جان روزهداران را نوازش میدهد؛ ماهی آسمانی که با آغاز نزول قرآن، رنگی دیگر به زمین میبخشد و برکت و فضیلتی بیمانند را به همراه میآورد.
در این ماه نور، آیات روحبخش قرآن کریم بر قلب مطهر پیامبر اعظم (ص) فرود آمد و راه هدایت برای همیشه گشوده شد. روزهداری در این ایام، تنها امساک از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه سفری است از خاک تا افلاک؛ فرصتی برای پالایش جان، رهایی از غبار گناه و نزدیکی به سرچشمه بیکران رحمت الهی. شبهای رمضان، آیینههای روشن اجابت هستند؛ لحظههایی ناب که دعا در آنها بال میگشاید و به آسمان میرسد و دلهای مشتاق را به نور امید پیوند میزند.
روزه، ستون استوار این ماه مبارک است اما در کنار آن، تلاوت قرآن، احیای شبهای قدر، دستگیری از نیازمندان، صدقه، نیکی و حضور در محافل عبادی، جلوههایی از شکوه بندگی را رقم میزنند. رمضان، فصل شکفتن ایمان و روییدن مهربانی در دلهاست.
این ماه پرفضیلت در سراسر ایران عزیز، با آیینها و سنتهایی رنگارنگ و دلنشین همراه است، آیینهایی که هرچند برخی از آنها امروز تنها یادگاری شیرین از گذشتهاند، اما هنوز هم عطرشان در کوچهپسکوچههای شهرها و روستاها جاری است و ندای ملکوتی «یا رب» از بلندای دلها شنیده میشود.
در گوشهگوشه این سرزمین کهن، اقوام گوناگون از لر و ترک و کرد تا فارس و مردمان جنوب، شمال، شرق و غرب، هر یک با زبان و گویش خویش، رمضان را پاس میدارند. اگرچه نام آیینها متفاوت است، اما روح آنها یکی است؛ روح همدلی، ایمان و میهمانی خدا.
از خرماهای شیرین جنوب تا کلوچههای معطر شمال، از نانهای محلی غرب و شرق تا سفرههای ساده اما صمیمی افطار؛ همه و همه روایتگر عشقی مشترکاند. مردمان این دیار، برای شکر نعمتهای بیپایان الهی، دل به دعا میسپارند و سر بر آستان بندگی میسایند.

ماه رمضان، بیتردید یکی از مقدسترین و اثرگذارترین ماهها در فرهنگ اسلامی است. مرور آیینها و سنتهای آن، همچون صیقل دادن آیینهای قدیمی است که غبار فراموشی بر آن نشسته؛ آیینهای که تصویر صفا، صمیمیت و ایمان را بازمیتاباند. چه زیباست که در این ماه، پای سفرههای افطاری مردمان این سرزمین بنشینیم و زمزمه سحر را از قلب ایران بشنویم.
در تهران، سفرههای افطاری جلوهای ویژه دارند، سفرههایی که در خانهها و مساجد گسترده میشوند و با خرما، زولبیا و غذاهای رنگارنگ، گرمای همدلی را میان دلها جاری میکنند. مراسم دعا و نیایش بهویژه در شبهای قدر، حالوهوایی متفاوت به پایتخت میبخشد و دلها را به آسمان پیوند میزند.
در کردستان نیز رمضان جلوهای خاص و دلنشین دارد، با رؤیت هلال ماه، نوای روحنواز «مرحبا یا رمضان» در فضا طنین میاندازد و مردم، مشتاقانه به استقبال این میهمان آسمانی میروند. شبهای رمضان، مجالی برای گردهماییهای صمیمی، دیدار خویشان و همسایگان و برگزاری آیینهای بومی است.
پخت نان محلی و عطر نان سنگک تازه در کنار سفرههای افطار، گرمایی دوچندان به جمعهای خانوادگی میبخشد، تبادل افطاری و مهمانیهای ساده اما سرشار از محبت، نمادی از همبستگی و یگانگی مردمان این دیار است؛ گویی رمضان، بیش از هر زمان دیگر، دلها را به هم نزدیک میکند و مهربانی را در رگهای جامعه جاری میسازد.
رمضان، ماه بازگشت به خویشتن، ماه آشتی با خدا و ماه طلوع دوباره انسانیت است؛ ماهی که در آن میتوان سبکتر شد، روشنتر دید و عاشقانهتر زیست.
آیین «همچهکاسه»؛ جلوهای از همدلی در البرز
آیین «همچهکاسه» از سنتهای دلنشین مردم استان البرز در ماه مبارک رمضان است، رسمی که عطر مهربانی و همبستگی را در کوچهها میپراکند و دلها را به هم نزدیکتر میکند.
در این آیین زیبا، هر خانواده غذایی ویژه ــ اغلب آش یا خورشتی محلی ــ تهیه میکند و آن را در کاسهای بزرگ میریزد، سپس این کاسههای پرمهر، میان همسایگان و خویشان دستبهدست میشود؛ گویی هر ظرف غذا، پیامی از محبت و دعای خیر را با خود حمل میکند.
در هنگام برگزاری «همچهکاسه»، ذکر دعا و آرزوی خیر و برکت برای یکدیگر، بخش جداییناپذیر مراسم است. رنگها و طعمهای گوناگون غذاها، سفرهای از تنوع و زیبایی میآفریند و فضای صمیمانهای شکل میدهد که در آن، تفاوتها رنگ میبازند و یگانگی جلوه میکند.
این آیین، فرصتی است برای زنده نگه داشتن روح تعاون؛ برای آنکه مردم در کنار هم رمضان را نهتنها روزه بگیرند، بلکه با تقسیم مهربانی، آن را زندگی کنند.

ایلام و عطر حلیم رمضان
در استان ایلام، ماه رمضان با عطر دلانگیز حلیم گره خورده است، غذایی سنتی و محبوب که جایگاهی ویژه بر سفرههای افطار دارد،حلیم ایلامی که با گندم، گوشت و ادویههای معطر تهیه میشود، با صبر و حوصله فراوان پخته میشود تا مواد، آرامآرام در هم آمیزند و طعمی یکدست و دلنشین پدید آورند.
پخت حلیم، تنها یک کار آشپزی نیست، آیینی از صبوری و مشارکت است، در روزهای رمضان، خانوادهها دیگهای حلیم را بار میگذارند و پس از آماده شدن، آن را میان همسایگان و دوستان تقسیم میکنند، رسمی که نماد محبت، همدلی و برکت در این ماه آسمانی است.
در این ایام، بسیاری از مغازهها و غذاخوریهای ایلام نیز با حلیمهای معروف خود پذیرای مردم هستند و آوازه طعم بینظیر آن، مشتاقان را از شهرها و مناطق دیگر به این دیار میکشاند، شور و شوق مردم برای تهیه و توزیع این غذای سنتی، جلوهای دیگر از فرهنگ مهماننوازی و صفای دلهایشان را به نمایش میگذارد.
رمضان در ایلام با عطر حلیم و گرمای دلها معنا پیدا میکند، ماهی که در آن، سفرهها سادهتر اما دلها گستردهتر از همیشه هستند.
چهارمحال و بختیاری؛ طعم رمضان با «اوماج» و «کاردین»
در استان چهارمحال و بختیاری، ماه رمضان با عطر آشهای محلی درهم میآمیزد، «آش اوماج» یکی از مهمترین غذاهایی است که زنان این دیار در این ماه میپزند. این آش از اسفناج، نخود خیسانده و خردشده، پیازداغ، آرد، تخممرغ و ادویههای محلی تهیه میشود و طعمی گرم و دلپذیر به سفرههای افطار میبخشد.
در کنار آن، «آش کاردین» نیز جایگاهی ویژه دارد؛ آشی که با گیاه کوهی کاردین ــ که در ارتفاعات استان میروید ــ پخته میشود. طعم ترش و خاص این گیاه، مزهای متفاوت و دلنشین به غذا میدهد و آن را به یکی از نمادهای سفرههای رمضانی این منطقه تبدیل میکند.
پخت این آشها تنها یک رسم غذایی نیست؛ آیینی است برای گردهم آمدن، همکاری و تقسیم نعمت. رمضان در چهارمحال و بختیاری با همین عطرهای ساده و صمیمی معنا پیدا میکند، جایی که سنت، ایمان و مهربانی در کنار هم میجوشند و بر سفرهها جاری میشوند.

اصفهان؛ رمضان در آیینه «هومبابائی» و «نخلگردانی»
شهر تاریخی اصفهان با پیشینهای سرشار از هنر و آیین در ماه مبارک رمضان جلوههایی ویژه از فرهنگ معنوی خود را به نمایش میگذارد، از جمله دو رسم کهن «هومبابائی» و «نخلگردانی» که هر یک روایتگر پیوند ایمان و همبستگی هستند.
در آیین «هومبابائی»، خانوادهها ظرفی بزرگ به نام «هومبا» را از خوراکیهایی چون حلیم و دیگر غذاهای نذری پُر میکنند و آن را میان همسایگان و نیازمندان تقسیم میکنند. این رسم، تنها بخشیدن غذا نیست؛ بخشیدن محبت و مهر است، در خلال این مراسم، دعاهای خیر بر زبانها جاری میشود و فضای محله رنگی از صمیمیت و معنویت میگیرد؛ گویی سفرهای گسترده از برکت، دلها را به هم نزدیکتر میکند.
اما «نخلگردانی» با شکوه و جلوهای خاص برگزار میشود. نخلهای آذینبسته با پارچههای رنگین، بر دوش مردم در کوچهها و خیابانها به حرکت درمیآیند و صحنهای پرشور و باشکوه میآفرینند. این آیین، نمادی از ایمان جمعی، شور عبودیت و حضور پررنگ مردم در صحنههای مذهبی است. گردهمایی پرشمار مردم در این مراسم، تصویری از وحدت و عشق به ارزشهای دینی را پیش چشم میگذارد.
این سنتها، نهتنها بخشی از هویت فرهنگی اصفهان هستند، بلکه جلوهای از همدلی و مهربانی مردمان این دیار در ماه میهمانی خدا محسوب میشوند.
اردبیل؛ «قاباخلاما» و دلهایی به صفای آیینه
در استان اردبیل، مردم مؤمن و متدین چند روز پیش از رؤیت هلال ماه رمضان، با روزهداری به استقبال این ماه میروند؛ رسمی که آن را «قاباخلاما» مینامند، این پیشواز معنوی، نشانهای از اشتیاق دلها برای ورود به ضیافت الهی است.
در گذشته، هنگام رؤیت هلال ماه، بزرگترها به چهره کودکی معصوم یا فردی مؤمن و اهل نماز نگاه میکردند و آن را مایه خوشیمنی میدانستند، هنوز هم در برخی روستاها، نگاه کردن به آیینه و فرستادن صلوات پس از دیدن هلال ماه، رسمی دلنشین و نمادین است، با این باور که دل مؤمن باید در ماه رمضان همچون آیینه، صاف و صیقلیافته از گناه باشد.
سحرهای اردبیل نیز حالوهوایی خاص دارد. در گذشته، مردم با بانگ مؤذنان، صدای قرآنخوانان شبزندهدار، حرکت ستارگان یا حتی بانگ خروسهای محلی از زمان سحر آگاه میشدند و گاه صدای توپ، آغاز یا پایان زمان را اعلام میکرد. زمان سحری خوردن در این منطقه «اوباش» یا «اوباشدان» نام دارد و معمولاً حدود یک ساعت پیش از اذان صبح است؛ لحظاتی سرشار از سکوت، راز و نیاز و انتظار برای ندای ملکوتی اذان.

«کیسه برات»؛ نشانی از برکت در خانههای زنجانیها
در استان زنجان، یکی از رسوم دیرینه و معنوی ماه مبارک رمضان، دوختن «کیسه برات» در روزهای پایانی این ماه است؛ رسمی که با نیت خیر، طلب برکت و گشایش در زندگی انجام میشود.
در برخی خانوادهها، به تعداد اعضای خانه کیسههایی کوچک دوخته میشود، باور کهن زنجانیهای میانسال و سالخورده بر این است که اگر این کیسهها به دست پنج زن سیده که نامشان «فاطمه» یا یکی از القاب حضرت زهرا (س) باشد لمس شود، برکت و نعمت الهی همراه آن به خانه وارد میشود و آرزوهای اهل خانه برآورده خواهد شد.
مادر خانواده این کیسه را در مسجد و در فاصله میان نماز ظهر و عصر، همراه با ذکر و دعای تعقیبات، میدوزد. نکته ظریف این آیین آن است که برای بریدن نخ و پارچه، از قیچی یا چاقو استفاده نمیشود؛ بلکه با دندان بریده میشود، تا کار با سادگی و نیت خالصانه انجام گیرد. در بخش پایینی کیسه نیز سکهای قرار میدهند؛ سکهای که نماد روزی، نعمت و فراوانی است و فلسفه این رسم را در باور به ورود برکت به زندگی میتوان جستوجو کرد.
در کنار این آیین، تهیه و توزیع ارزاق میان نیازمندان ــ از برنج و گوشت گرفته تا نان، آرد، روغن و لبنیات ــ بهویژه در شبهای قدر، از دیگر جلوههای سخاوت و دینداری مردم زنجان است؛ رسمی که ریشه در فرهنگ اصیل و خیرخواهانه این دیار دارد و چهرهای روشن از همدلی اجتماعی را به نمایش میگذارد.
«کاسمسا»؛ عطر همدلی در رمضان لرستان
در استان لرستان، ماه رمضان با آیینهایی آمیخته است که طعم شیرین سنت و معنویت را در کنار هم دارد، از جمله آداب رایج در سراسر استان، پخت حلوا در شب بیستویکم رمضان است؛ شبی که با مراسم احیا همراه میشود و مردم با توزیع حلوا، یاد و نام اهلبیت (ع) را گرامی میدارند.
در شهرستان بروجرد، تنوع حلواها جلوهای خاص دارد؛ از حلواارده و اردهشیره گرفته تا حلوا مغزی، حلوا شکری و «ترحلوا» که همچنان بهعنوان رسمی پابرجا و محبوب در میان مردم این شهر شناخته میشود، عطر این حلواها در شب قدر، فضای شهر را سرشار از حالوهوای معنوی میکند.
در کنار این سنتها، آیین کهن «کاسمسا» هنوز در برخی نقاط لرستان اجرا میشود. بر اساس این رسم زیبا، هر خانواده بخشی از غذای افطار خود را برای همسایگان میفرستد؛ حرکتی ساده اما سرشار از معنا. «کاسمسا» تجلی بخشیدن به فرهنگ تقسیم نعمت و تقویت پیوندهای اجتماعی است؛ رسمی که یادآور این حقیقت است که رمضان، ماه گرسنگی نیست، ماه بخشش و همدلی است.

رمضان در مازندران؛ از سحرخوانی تا سفرههای میراثی افطار
در استان سرسبز مازندران، ماه رمضان تنها یک مناسبت عبادی نیست؛ فصلی است که سنت، باور و سبک زندگی مردمانش را درهم میآمیزد، علی حسننژاد، پژوهشگر فرهنگ عامه مازندران در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به ریشهها و جلوههای این آیینها پرداخته است.
وی با اشاره به معنای واژه «رمضان» میگوید: رمضان نهمین ماه سال هجری قمری است و از ریشه «رَمَض» به معنای شدت گرما و حرارت گرفته شده؛ واژهای که در بُعد مفهومی به «سوزاندن» نیز تعبیر میشود، همانگونه که گرما سنگ را میسوزاند، روزه نیز گناهان را میزداید و در بُعد جسمانی، با امساک از غذا، فرصتی برای پالایش تن فراهم میکند. از همین رو، نام این ماه با هر دو جنبه معنوی و جسمی آن پیوندی عمیق دارد.
حسننژاد با تأکید بر اهمیت «افطار» در فرهنگ اسلامی توضیح میدهد که این واژه در فارسی به معنای «روزیگشا» و گشودن روزه است، وعدهای که پس از اذان مغرب چه بهصورت فردی و چه جمعی، صرف میشود و جلوهای از همدلی و میهماننوازی مسلمانان است.
وی یادآور میشود که آیین سفره افطاردهی در تیرماه ۱۳۹۲ در فهرست ملی میراث فرهنگی ایران ثبت شد و در پانزدهم آذر ۱۴۰۲ نیز سنت افطار به نام کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان، ازبکستان و ترکیه در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو به ثبت جهانی رسید، رویدادی که نشاندهنده جایگاه فراملی این سنت کهن است.
به گفته این پژوهشگر، بسیاری از مناسک رمضان در مازندران با سایر مناطق شیعهنشین مشترک است، از آغاز و پایان همزمان روزه گرفته تا احکام واحد نماز و شرایط افطار. اما در کنار این اشتراکات، رنگ بومی منطقه نیز جلوهگر است.
شرایط اقلیمی، نوع پوشش، محصولات کشاورزی و شیوه معیشت مردم، بر نحوه تهیه غذا، ذخیرهسازی مایحتاج، رصد اوقات شرعی و حتی رفتوآمد روزهداران تأثیر گذاشته است. در گذشته، خانوادهها پیش از آغاز ماه، برنج، گوشت، آرد برنج، شکر و قند را برای یک ماه ذخیره میکردند؛ رسمی که بخشی جداییناپذیر از آمادگی برای میهمانی خدا بود.

سحرخوانان؛ بانگ بیداری در کوچهها
از جلوههای شنیدنی رمضان در مازندران، حضور «سحرخوانان» بود؛ مردانی خوشصدا که شبها در کوچهها میگشتند و با خواندن اشعار معنوی مردم را برای سحری بیدار میکردند، اگر چراغ خانهای روشن نمیشد، با زدن زنگ یا دقالباب، اهل خانه را آگاه میکردند. آنان تا لحظه اذان بیدارباش میدادند و گاه خود بر گلدسته مسجد اذان میگفتند، امروزه این رسم بیشتر در قالب برنامههای رسانهای بازآفرینی میشود، اما خاطرهاش هنوز در ذهن سالخوردگان زنده است.
حسننژاد به رسم زیبای تشویق نوجوانان روزهاولی نیز اشاره میکند؛ رسمی که در برخی مناطق «روزهوندالی» یا «روزهسری» نام داشت. خانوادهها برای نخستین روزه فرزندانشان هدایایی ارزشمند ــ از وجه نقد گرفته تا دام یا زمین ــ در نظر میگرفتند، این سنت، افزون بر جنبه تشویقی، پیوندی عاطفی میان نسلها ایجاد میکرد و نوجوانان را به شعائر مذهبی علاقهمند میساخت.
سفرههای افطار مازندرانی با غذاهای محلی رنگین میشد؛ «شیرآش»، «راغوندِشو»، «شکرپلا»، «اوحلوا»، «آش ساک»، کوکو، شامی سبزی، تخممرغ و برنج، و در گذشته «قرقناق» از خوراکهایی بود که باور داشتند نیروی روزهدار را در طول روز حفظ میکند.
در گذشته حتی برخی افراد که نذر فرزند پسر داشتند، تعهد میکردند در طول ماه رمضان مردم را برای سحری بیدار کنند، یک پیت حلبی به گردن میآویختند و با ضربه زدن بر آن، بانگ بیدارباش سر میدادند. هرچند این رسمها امروز کمتر دیده میشود، اما روایتشان همچنان بخشی از حافظه فرهنگی مازندران است.
رمضان در مازندران، آمیزهای است از ایمان، آیین و زندگی؛ ماهی که در آن صدای دریا، بانگ اذان و عطر برنج تازه، همگی در یک نغمه معنوی به هم میپیوندند و میهمانی خدا را رنگ و بویی بومی میبخشند.
به گزارش ایمنا، رمضان که به نیمه میرسد و آرامآرام به وداع نزدیک میشود، آنچه باقی میماند تنها خاطره گرسنگی و تشنگی نیست، ردپای مهربانی است بر دلها، سفرههایی که گسترده شد، دستهایی که بخشید، سحرهایی که با دعا روشن شد و آیینهایی که نسل به نسل تکرار شدند، همگی گواه آن هستند که رمضان در ایران فقط یک ماه نیست؛ میراثی زنده از ایمان و همدلی است.



نظر شما