به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح سرد یکی از روزهای پاییزی بود که راهی مسیر رینگ چهارم ترافیکی شهر شدم؛ مقصدم پروژهای بود که به عنوان یکی از شاخصترین و راهبردیترین طرحهای بسته «پرواز اصفهان» شناخته میشود و آن «مجموعه پلها و تقاطعهای غیرهمسطح شهید فخریزاده» است.
هماهنگیهای لازم با «ایمان مطلبی» مدیر روابطعمومی معاونت عمران شهری شهرداری اصفهان از چند روز پیش انجام شده بود. صبح روز بازدید، ساعت ۱۰، راهی پروژه شدیم و پس از حدود ۱۵ دقیقه رانندگی در مسیر رینگ چهارم، وارد جادهای خاکی و ناهموار شدیم تا به قلب کارگاههای عمرانی برسیم؛ جایی که آهن، بتن و تلاش بیوقفه کارگران جان تازهای به پروژه میبخشید.
صدای ماشینآلات سنگین، جرثقیلهای غولپیکر و پمپهای بتن از دور به گوش میرسید. در همین لحظه متوجه شدم که هیچ لحظهای در این کارگاه آرام نیست؛ قالببندها و آرماتوربندها، بتنریزها، رانندگان ماشینآلات و جوشکاران، همه و همه در یک هماهنگی حیرتآور مشغول فعالیتاند.
اینجا بود که فهمیدم عظمت پروژه تنها در تعداد پلها یا حجم بتن نیست، بلکه در دستهایی است که با پینه و خستگی اما با عزمی راسخ، هر روز صبح تا شب، آهن و فولاد را جان میبخشند. از قالببندهای بالای داربستها گرفته تا تکنیسینهای آزمایشگاه بتن، همه یک نقش حیاتی در پیشبرد پروژه دارند و هیچکس بیکار نیست. حتی «یونس تیموری» مدیر پروژه لحظهای از بررسی نقشهها و نظارت بر اجرای هر دهانه پل غافل نمیشود.

وقتی قرار شد برای بازدید میدانی به محدوده پل شماره ۳ برویم، تازه فهمیدیم رسیدن به قلب پروژه به همین سادگیها نیست. مسیر دسترسی هنوز برای تردد خودرو مناسب نبود؛ جادهای خاکی و ناهموار که عبور از آن ریسک داشت. با دستور مدیرعامل سازمان عمران شهرداری اصفهان، راننده گریدر بهسرعت وارد عمل شد.
تیغه سنگین گریدر آرامآرام روی سطح خاک حرکت کرد، ناهمواریها را تراشید و مسیر را هموار ساخت؛ دقایقی بعد، غلتک از روی بستر تازهتسطیحشده عبور کرد و زمین زیر چرخهایش فشرده و آماده شد.
حالا راهی که چند دقیقه قبل عبور از آن دشوار بود، به مسیری قابل تردد تبدیل شده بود و ما توانستیم از همان مسیر تازهآمادهشده به سمت پل شماره ۳ حرکت کنیم؛ مسیری که خود روایت کوچکی از مدیریت، سرعت عمل و هماهنگی در دل همین کارگاه عظیم بود.

ورود به پل شماره ۳، همان ابتدای مسیر، تجربهای بود که تپش قلبم را تند کرد. ارتفاع پل از زمین حدود هفت متر بود و تنها راه رسیدن به بالای آن پلههای داربست بود. با خودم گفتم، «اگر برای تهیه گزارش متروی زیرزمینی ۳۲ متری آماده شدهای، این هفت متر چیزی نیست.» اما وقتی دستهایم را روی میلهها و پاهایم را روی پلهها گذاشتم، هر قدم، ضربان قلبم را بالا برد.
سردی آهن در کف دستم نشست؛ اولین قدم را که روی پله گذاشتم، صدای خفیف تقتق داربست در گوشم پیچید. هر قدم بالاتر که میرفتم، هم ارتفاع بیشتر میشد و هم تپش قلبم. سعی میکردم به پایین نگاه نکنم؛ نگاه را به جلو دوخته بودم و فقط پله بعدی را میدیدم. بالاخره به عرشه پل رسیدم؛ نفسی عمیق کشیدم و همان لحظه حس کردم شهر زیر پایم جان گرفت.
عبور از پلههای فلزی و دیدن ارتفاع پل، تجربهای بود که هر لحظهاش با ترس و هیجان، اما با شوق همراه بود. با خودم میاندیشیدم، اگر این کارگران هر روز در چنین شرایط سختی فعالیت میکنند، شاید شگفتی واقعی این پروژه نه در بتن و فولاد، بلکه در اراده، صبر و پشتکار انسانی باشد که آن را شکل میدهد.
از آن بالا، رینگ چهارم همچون نواری در حال شکلگیری دیده میشد؛ خطی که قرار است فرداها هزاران خودرو از روی آن عبور کنند. زیر پاهایم صفحههای فلزی و قالببندیها گسترده بود و کارگران با کلاههای ایمنی زرد و نارنجی، روی شبکهای از میلگردها خم شده بودند.

دستهای پینهبستهشان با مهارت میلگردها را به هم گره میزد؛ انگار رشتههای فولادی را میبافتند تا ستون فقرات پل را شکل دهند. عرق روی پیشانیشان در هوای سرد صبح برق میزد. بعضی صورتها از گرمای ظهرهای طولانی کارگاه تیره شده بود و بعضی گونهها از سرمای صبح سرخ؛ صدای چکش بر آهن، صدای برش میلگرد، فریادهای هماهنگی میان کارگران و حرکت جرثقیلها، همه با هم سمفونی منظم و قدرتمندی میساخت؛ سمفونی تولد یک پل.
مجموعه تقاطع غیرهمسطح شهید فخریزاده شامل ۱۱ دهانه پل با طراحی معماری ویژه، یک میدان بزرگ، یک زیرگذر و مسیرهای تندرو است که محدوده آن از پل رودخانه تا حدود کیلومتر ۷۳ رینگ چهارم امتداد دارد. این پروژه با سرمایهای نزدیک به ۱,۰۰۰ میلیارد تومان و با هدف پاسخ به مطالبه دیرینه شهروندان در محور روشندشت و رینگ چهارم در حال اجراست. اما جذابیت آن تنها در ابعاد و اعتبار نیست؛ ریتم زندگی کارگران و تلاشهای شبانهروزی آنهاست که روح پروژه را شکل میدهد.

بتنریزی پل شماره ۳ پروژه شهید فخریزاده ابتدای اسفند
امیرعباس رحمتی، مدیرعامل سازمان عمران شهرداری اصفهان حین بازدید با شور و هیجان از اهمیت پروژه میگوید: هدف ما این است که تا پایان سال جاری مسیر ترافیکی رینگ چهارم و مسیر اتصالی روشن دشت به جاده انرژی اتمی تکمیل شود و ترافیک سنگین این محور را التیام ببخشیم.
وی میافزاید: مجموعه تقاطعهای غیرهمسطح شهید فخریزاده در محدوده تقاطع رینگ چهارم ترافیکی شهر اصفهان و محور مواصلاتی مسیر روشندشت قرار دارد و در کیلومتر حدود ۷۱ تا ۷۲ رینگ چهارم ترافیکی شهر اصفهان واقع شده است.
مدیرعامل سازمان عمران شهرداری اصفهان ادامه میدهد: این پروژه با احداث حدود ۷۷۰۰ متر عملیات پلسازی شامل ۱۱ دهانه پل به اشکال مختلف و با استفاده از تکنیک کند و پوش (Cut and Cover)، تیرهای پیشساخته و روشهای مختلف در حال اجراست و تاکنون شاهد اجرای ۷ دهانه پل بودهایم.
رحمتی تصریح میکند: عملیات بتنریزی پل شماره ۳ ابتدای اسفند ۱۴۰۴ انجام میشود و درصدد هستیم با تلاش شبانهروزی کارگران که به صورت سه شیفت در پروژه مشغول فعالیت هستند، بتوانیم تا ایام پایانی سال جاری مسیر ترافیکی رینگ چهارم و مسیر اتصالی روشندشت به جاده انرژی اتمی را تکمیل کنیم تا در اوایل سال آینده عملیات تکمیلی و نازککاریهای این پلها و مسیرها انجام شود.
وی ادامه میدهد: با تکمیل و اجرای پروژه در اسرع زمان، ترافیک زیاد محورهای مواصلاتی منتهی به این محدوده التیام مییابد و مسیری روان و ایمن برای شهروندان احداث و در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.
مدیرعامل سازمان عمران شهرداری اصفهان خاطرنشان میکند: امیدوارم این پروژه که با اعتباری بیش از ۱,۰۰۰ میلیارد تومان در محدوده مناطق ۴ و ۶ شهرداری اصفهان توسط سازمان عمران در حال اجراست، با بالاترین کیفیت و در کمترین زمان در اختیار مردم قرار گیرد.

با وجود سردی هوا، کارگران با سه شیفت کاری، بیوقفه مشغول بتنریزی، نصب تیرها و کنترل کیفیت هستند. دستهای پینه بسته و لباسهای خاکیشده، نشاندهنده ساعات طولانی و تلاش بیوقفه است. حتی نگاه کوتاه به مهندسان اجرا و نظارت، مسئول ایمنی و سرکارگران، تصویر دقیقی از هماهنگی و نظم در کارگاه ارائه میدهد.
یکی از نکات جالب پروژه، تکنیکهای اجرایی متنوع است؛ از کند و پوش (Cut and Cover) گرفته تا تیرهای پیشساخته و روشهای نوین پلسازی، همه با دقت و مدیریت دقیق در حال اجراست. تاکنون ۷ دهانه پل به بهرهبرداری اولیه رسیده و پل شماره ۳ در ابتدای اسفند عملیات بتنریزی خواهد داشت.
حالا باید همان پلههای فلزی را پایین میآمدم؛ پلههایی که از بالا کوتاه به نظر میرسیدند، اما وقتی پا را روی اولین میله گذاشتم، عمق فاصله تا زمین خودش را نشان داد. دستم را محکمتر دور میلهها حلقه کردم. انگار زانوهایم دیگر آن جسارت لحظه صعود را نداشتند. نسیم سردی از میان سازه عبور میکرد و صدای برخورد آهن با آهن، هنوز در گوشم میپیچید.

هر قدمی که پایین میگذاشتم، به این فکر میکردم که این مسیر برای من یک تجربه چند دقیقهای است، اما برای کارگرانی که روزی چند بار از همین داربستها بالا و پایین میروند، بخشی از زندگی روزمره است؛ بیهیاهو، بیادعا. آنها در سرمای سوزان صبح و زیر آفتاب تند ظهر، با همین ارتفاعها خو گرفتهاند. با خطر کنار آمدهاند تا شهری امنتر بسازند.
نگاهم به دستهایم افتاد که محکم میله را گرفته بود؛ بعد یاد دستهای پینهبسته آنها افتادم که بیوقفه میلگرد میبندند و چکش میزنند. برای من، پایین آمدن از این پلهها لحظهای آمیخته به ترس بود؛ اما برای آنها، هر روز تکرار همین مسیر، تکرار همین خطر و همین ایستادگی است.
وقتی پاهایم به زمین رسید، نفسی عمیق کشیدم؛ نفسی از جنس آرامش. همان لحظه فهمیدم هر قطره عرقی که روی آن عرشه ریخته میشود و هر ضربه چکشی که بر فولاد مینشیند، فقط صدای کار نیست؛ تضمینی است برای امنیت مردمی که فردا بیخبر از این ارتفاع و این لرزشها، با آسودگی از روی این پل عبور خواهند کرد.
به گزارش ایمنا، مجموعه تقاطع غیرهمسطح شهید فخریزاده، نمادی از پیوند تلاش انسانی، مهندسی دقیق و اهمیت توسعه شهری متوازن است که با طلوع هر روز، کارگاه عمرانی آن دوباره جان میگیرد.
این پروژه فراتر از سازه و بتن، تصویرگر همت و اراده انسانی است؛ همتی که میخواهد شهروندان در روزهای پرترافیک، در مسیرهای ایمن و روان، آزادانه حرکت کنند. وقتی از بالای یکی از پلها به افق نگاه میکنیم، نه تنها خطوط آهن و بتن را میبینیم، بلکه تپش زندگی شهری را لمس میکنیم؛ تپشی که با تلاش هزاران دست و چشم ناظر، شکل میگیرد و قرار است بهزودی، پلی برای رسیدن به شهری امنتر، منظمتر و زیباتر باشد؛ شهری که وعده «بسته پرواز اصفهان» را به حقیقت نزدیک میکند.
گزارش از: راضیه کشاورز



نظر شما